موضوع تحدی در قرآن

نمایش نسخه چاپینمایش نسخه چاپی

آیه (های) مورد سوال:
وَ إِن كنتُمْ فی رَیْبٍ مِّمَّا نَزَّلْنَا عَلی عَبْدِنَا فَأْتُوا بِسورَهٍ مِّن مِّثْلِهِ وَ ادْعُوا شهَدَاءَكُم مِّن دُونِ اللَّهِ إِن كُنتُمْ صدِقِینَ‏(23)
و اگر از آنچه ما بر بنده خویش نازل كرده‏ایم بشك اندرید سوره‏ای مانند آن بیارید و اگر راست می‏گوئید غیر خدا یاران خویش را بخوانید ( 23) .
طرح سوال:
در مورد تحدی در قرآن دو نکته به ذهن من خطور میکند تا این تحدی برایم مبهم باشد:
1- اگر از نگاه مردم زمان محمد (ص) به او بنگریم وقتی داشت قرآنش را بر مردم می خواند او را توانا یا صاحب بیان و گفتاری قوی و زیبایی دیدند که قبلا اینگونه نمیگفت. او چیزی داشت که دیگران آنرا نداشتند و مثل آن نمی توانستند بیاورند او ادعا کرد این بیان از آن خداست. من متوجه نمی شوم چگونه از ناتوان بودن بقیه به انجام کاری باید نتیجه گرفت که آن کار از طرف خداست. آیا علم و فرهنگ مردم عرب زبان زمان محمد(ص) چه یهودی چه بت برست چه مسیحی در آن زمان می توانست معیاری برای فوق بشری بودن باشد، تا به این بحث برسیم که کدام موجود فوق بشری آنرا به محمد(ص) داده است؟
برفرض ترکیب فوق بشری بودن قرآن، فوق بشری بودن این ترکیب متنی برای کسی که عربی نمی داند چگونه تبیین می شود؟ اگر تبیین نشود آیا ادعای معجزه بودن جایگاهی دارد؟

پاسخ: 
پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز قرآن کتاب خداوند برای هدایت بشر در طول تاریخ است که معارف ناب، اخلاق متعالی و احکام حیاتبخش در آن بیان شده تا بشر آن را سرلوحه فکر و عمل خود قرار دهد. خداوند وقتی پیامبران را برای هدایت انسان ها می فرستد، لازم است به نوعی به انسان های جویای حقیقت و هدایت، نبوت و رسالت و نمایندگی آنان از جانب خودش را ثابت کند تا مردم با خیال راحت به تعالیم آنان باور یابند و عمل کنند. البته مطالعه در سابقه و رفتار و تعالیم پیامبران و مطالعه بشارت های پیامبران پیشین، نبوت آنان را ثابت می کند ولی غالب انسان ها نه به تعالیم و بشارت های پیامبران پیشین دسترسی دارند و نه توان شناخت پیامبر از خلال تجزیه و تحلیل پیام ها و کتاب و رفتار و سابقه اش را دارند از این رو بر خداوند رحمان و رحیم لازم است راهی آسان و در دسترس برای شناسایی پیامبر در اختیار عموم قرار دهد تا از آن طریق به راحتی و با یقین و اطمینان، پیامبر خدا را شناسایی کنند و تابع محض و بی چون و چرای او شوند. معجزه این راه شناسایی و آسان و در دسترس عموم است که یقین و اطمینان صد در صد به نبوت ایجاد می نماید. معجزه یعنی کسی که مدعی نبوت است برای اثبات نبوتش کاری انجام دهد که از توان تک تک افراد بشر و جمع آن ها خارج باشد و نشان دهد که انجام دهنده این کار با خدا مرتبط و نماینده اوست و این کار را به قدرت خدایی انجام داده پس باید به تعالیم و دستور های او سر سپرند. معجزه ها همه کارهایی هستند که خدایی اند و بشر به تنهایی یا به اجتماع از انجام آنها عاجز است. آیا امروز با گذشت این همه زمان و با پیشرفت علم و ... افراد بشر به تنهایی یا به کمک هم قادرند در لحظه ای شتر و بچه شتری را بدون مقدمات و ... از دل صخره ای بیرون بیاورند؟ آیا می توانند بدون عمل جراحی و پزشکی و ... مرده ای را فوری با امر "برخیز " از قبر بیرون بیاورند؟ و ... . پس هر کار خارق العاده ای و هر کار بی نظیری که انجام مثل آن مشکل یا محال باشد، معجزه نیست. قرآن معجزه است زیرا فردی درس ناخوانده و مکتب ندیده به اراده خدا و به عنوان آیت نبوت این کتاب را که سراسر حق است و همه اش در یک راستا است و هیچ مخالفت و تناقضی بین اجزایش نیست و به زیباترین بیان است، ارائه داده و آن را کتاب خدا معرفی نموده است. برای درک معجزه بودن این کتاب لازم نیست عرب باشی و لازم نیست زمان پیامبر باشی؛ بلکه امروز هم بشر از عرب و غیر عرب از آوردن کتابی که پر از معارف حق (غیر از آن چه در قرآن و دیگر کتب آسمانی است) باشد و هیچ مخالفتی بین اجزایش نباشد و بیانش به جذابی و گیرایی قرآن باشد، عاجز است؛ زیرا جز آنچه خدا در کتب آسمانی فرموده، حقیقت دیگری نیست تا بشر بیاورد. اگر بشر گلستان و غزلیات حافظ و ... (امثال این ها به زبان های دیگر) را آورده و می آورد، آنچه که در این کتاب ها حق است، از قرآن و کتاب های آسمانی دیگر گرفته شده است. پس اینها از آبشخور قرآن بهره گرفته اند نه از فکر آورنده. معجزه بودن قرآن فقط در عربیت و زیبایی الفاظ و چینش آن ها نیست تا بگویید برای عرب جاهلی ممکن نبوده؛ بلکه معجزه بودن قرآن علاوه بر زیبایی فوق العاده الفاظ و چینش بی نظیر آن، به موارد دیگری هم که ذکر کردیم ( و موارد فراوان دیگری که هنوز نمی دانیم) می باشد که بشر از آوردن مثل آن عاجز است. بله بشر توانسته کارهای عجیب و غریبی به تنهایی یا به اجتماع انجام دهد و در آینده انجام خواهد داد؛ اما نه انجام دهندگان، آن ها را معجزه خواهند خواند و نه دیگران آن ها را معجزه خواهند شمرد؛ زیرا برای اثبات نبوت و برای سر سپردن بندگان به تعالیم انجام دهندگان، نیست.