تناقض های علمی قرآن!!

نمایش نسخه چاپینمایش نسخه چاپی

با سلام

بنده از قاريان قرآن و خانواده اي قرآني هستم اما چند وقتی است که شبهاتی جدي درباره برخي آيات قرآن برای من بوجود آمده که برخی از آنها عبارتند از:

1) نظام حقوقي زن در قرآن برای زمان ما قابل استفاده نيست(زدن زن -ارث - به غنيمت گرفتن زن شوهر دار غير مسلمان در جنگ! و امکان ازدواج با او! -ازدواج مرد با چند زن که بلعکس امکان پذير نيست(امروزه با ژنتيک والدين بچه حرامزاده نيز قابل شناسايي هستند و از نظر حقوقي مشکلي ايجاد نمي کند از نظر خانواده نيز ميزان طلاق در اثر عدم ارضاء زن در ايران زياد است!) استثناء کردن زن گرفتن پيغمبر الگو از پيروان کاملترين دين!-بي اطلاعي پيغمبري که به معراج رفت و از غيوب خبر داشت از گم شدن عايشه و ازدواج با وي در سن 6 يا 9 سالگي و...

2) تصوير قرآن از آسمان(مثل سقف) و زمين(يک شي مسطح!) مغاير با تصاوير هابل و علوم فضايي است.(خداوند آسمان را بدون ستون برافراشت - با شهاب از ورود جنيان به زمين و آسيب رساندن به انسان جلوگيري مي کند-اگر خطا کنيد تکه اي از آسمان بر سر ايشان خواهد افتاد - ان ا.. یمسک السماوات ان تزولا(چون ستون ندارد کنترل آن با خدا است!) نا همخوانی هفت آسمان با آخرين مدلی که فيزيک دانان و کيهانشناسان با کامپيوتر شبيه سازي کردند(شکل کائنات شبیه قطره و در حال انبساط)-ارضين يا چند زميني با توجه به عدم وجود آثار حيات تا چندين ميليارد سال نوري از زمين و شرايط بد فضا برای حيات و..)ويا ذوالقرنين به سرزميني رسيد که خورشيد در آب سياهي غروب مي کرد!! ويا چند مغرب و مشرق با توجه به انديشه هاي غلط يوناني آن زمان!که در قرآن نيز تکرار شده!

3)مغايرت احکام نجاست و طهارت با علوم پزشکي .نوعي شراب در فرانسه برای درمان سرطان -نوعي گوشت گوساله در ژاپن (کيلويي يک ميليون تومان )که از تولد فقط با شراب و گندم تغذيه مي شود که روی اينترنت تصاوير و منابع وجود دارد. تيمم و احتمال انتقال بيماريهاي عفونی-سل -از خاک به انسان.عدم رابطه طهارت (با کلوخ و سنگ) و يا آب کر(سه وجب .. مگر به ليتر نمي شود بگوييد؟)و ..

4)نحوه جمع آوری قرآن 15 سال پس از پيغمبر توسط عثمان! و جنگهايي که بين مسلمين درباره نحوه قرائت درگرفت و تبديل از خط کوفي بدون نقطه به خط فعلي که برخي آيات را مي توان چند مدل نوشت با معاني مختلف.

به هر حال اگر به دادم نرسيد لب پرتگاهم و با اين سايتهايي که توي اينترنت بر عليه قرآن کار مي کنند شما هيچ کاري نمي کنيد!

پاسخ: 
پرسش: تناقض هاي علمي قرآن!!شرح : از قاريان قرآن و خانواده اي قرآني هستم اما چند وقتي است که شبهاتي جدي درباره برخي آيات قرآن براي من به وجود آمده که برخي از آن ها عبارتند از: 1) نظام حقوقي زن در قرآن براي زمان ما قابل استفاده نيست(زدن زن -ارث - به غنيمت گرفتن زن شوهر دار غير مسلمان در جنگ! و امکان ازدواج با او! -ازدواج مرد با چند زن که بلعکس امکان پذير نيست(امروزه با ژنتيک والدين بچه حرامزاده نيز قابل شناسايي هستند و از نظر حقوقي مشکلي ايجاد نمي کند. از نظر خانواده نيز ميزان طلاق در اثر عدم ارضاي زن در ايران زياد است!) استثنا کردن زن گرفتن پيغمبر الگو از پيروان کامل ترين دين!-بي اطلاعي پيغمبري که به معراج رفت و از غيوب خبر داشت از گم شدن عايشه و ازدواج با وي در سن 6 يا 9 سالگي و... پاسخ: با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز؛ و تشكر به خاطر ارتباطتان با اين مركز؛ شما که بحمد الله از قاريان قرآن هستي براي اين که از اين ورطه هولناک به سلامت عبور کني ، اول به خود قرآن و خداي قرآن پناه ببر تا دل تو را پذيراي معارف و حقايق گرداند . با نور معرفت ديو جهل و اضطراب و ترس ناشي از جهل را از تو براند. دوم اين که در آيات تامل و تدبر کن . با تفاسير آشنا شو و قدري مطالعه کن تا معرفت بيابي و به جواب هاي روشني بخش برسي. اما راجع به مطالبي که نوشته اي: ممکن است بعضي از معارف قرآن را مطابق حق يا عدل و پذيرفتني نداني ، ولي اين تناقض نيست. تناقض يعني همديگر را نقض کردن و باطل نمودن و شکستن. تناقض زماني هست که دو آيه داراي دو مطلب مخالف هم باشند که نتوان هر دو را پذيرفت، مثلا در يک جا بگويد پيامبر اسلام آخرين و ختم کننده و پايان بخش سلسله رسولان است . در آيه ديگر بگويد به پيامبران بعد از پيامبر ايمان بياوريد. اين مي شود تناقض ،زيرا وقتي ايشان پايان بخش باشد، ديگر بعد از ايشان پيامبري نخواهد آمد تا ما به آنان ايمان بياوريم و ايمان بدانان از ما خواسته شود. مواردي که برشمرده ايد ، از نظر شما پذيرفتني نمي آيند، ولي مصداق تناقض نيستند. اما مواردي که در مورد حقوق زنان بر شمرده ايد، هيچ کدام اين گونه که نوشته ايد نيستند. اسلام به هيچ وجه مرد را مالک و صاحب اختيار زن ندانسته تا بتواند زن را بزند . اجازه زدن به مردان نداده است. بله در يک مورد در قرآن آمده: وَ اللاَّتي‏ تَخافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَ اهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضاجِعِ وَ اضْرِبُوهُنَّ؛ (1) آن دسته از زنان را كه از سركشى و مخالفت شان بيم داريد، پند و اندرز دهيد! (و اگر مؤثر واقع نشد،) در بستر از آن ها دورى نماييد! و (اگر هيچ راهى جز شدت عمل، براى وادار كردن آن ها به انجام وظايف شان نبود،) آن ها را تنبيه كنيد. اين آيه صرفا در مورد "نشوز" است و هيچ عموميتي ندارد. نشوز آن است که زن بدون هيچ دليل موجه و عذر شرعي به مرد اعلام کند:"من نه تنها به بستر نمي آيم که با تو بخوابم و نياز جنسي ات را برطرف کنم ، بلکه غير تو را به اين بستر مي آورم" در اين صورت مرد بايد با نصيحت و با قهر کردن در بستر و پشت کردن به او سعي کند او را متنبه گرداند. از تصميم غلطش باز دارد . اگر اين دو اقدام کارساز نبود، مي تواند به نحو بسيار خفيف که نه بدن سرخ يا سياه شود و نه خون جاري گردد و نه استخوان بشکند، او را بزند تا دست از لجاجت بردارد. علاوه اين که به نظر ديگر "ضرب" در اين جا به معناي زدن نيست ،بلکه به معناي قطع ارتباط و قهر از خانه به طور موقت و قطع نفقه زن است که اقدام تنبيهي شديدتري از قهر در بستر مي باشد. حالا ببينيد بر فرض که "ضرب" به معناي زدن هم باشد، آيا دادن اين اجازه محدود و مشروط به مرد که فقط در مورد نشوز براي اين که زن متنبه شود و لازم نباشد به سرعت مسائل خانوادگي را به دادگاه بکشاند، او را مختصر تنبيه کند، خلاف عقل و عدل است؟ اما در باب ارث؛ قرآن در جامعه اي که اصلا زنان ارث نمي بردند، بلکه خودشان هم جزو دارايي ها به ارث مي رفتند، براي زنان هم مانند مردان ارث قائل شد. در اين زمينه هيچ تبعيضي را روا ندانست. البته نظام اقتصادي اسلام يک نظام به هم پيوسته و يک مجموعه کامل است که بايد اين مجموعه را با هم ديد. در اسلام اموال علاوه بر اين که ملک صاحبان شان شمرده مي شوند، ملک جامعه هم شمرده مي شود . نظام اقتصادي اسلام به گونه اي تنظيم شده که تدبير اموال در دست عقل و هزينه کردن آن در دست عاطفه باشد.به اين جهت مدير خانواده مرد است ولي رب البيت و اداره کننده آن ، زن؛ زن علاوه بر ارث، مالک نفقه و مهريه هم هست. اگر اين مجموع را به کليتش مشاهده و بررسي کني، مي بيني که مصرف بيش تر اموال دردست زنان است و تدبيرشان به دست مردان . اين نظام به حدي منطقي و معقول است که امروزه زنان غربي که از نظام مساوات محور غربي سرخورده شده اند، در جستجوي راه نجات، اسلام را نجاتبخش مي يابند . با وجود همه تبليغات غربيان بر زن ستيزي اسلام و قوانين آن، موج اسلام گرايي در زنان غربي بيش از مردان است. اين که چرا اسلام چند شوهري را اجازه نداده، همه جامعه شناسان و روانشناسان باور دارند که چند شوهري نه اقتضاي طبع سالم زنان است و نه مقبول مردان و نه عامل ضرورت بخشي براي آن وجود داشته و دارد. از اين رو چند شوهري در کل تاريخ جز موارد بسيار اندک مشاهده نشده ،ولي به جهت چند عامل ضرورت بخش لازم است به مردان با قيد ها و محدوديت ها و شرايطي اجازه داشتن بيش از يک همسر داده شود و به همين جهت چند زني سابقه اي به درازاي تاريخ دارد. ضرورت بخش اين قانون وجود تعداد بيش تر از زنان آماده ازدواج در جامعه نسبت به مردان آماده ازدواج است. به دلايل مختلف که در جاي خود گفته شده غالب اوقات در جامعه ها زنان آماده ازدواج بيش از مردان آماده ازدواج هستند . اگر قانون تک همسري را پياده کنيم، تعدادي زن بدون شوهر باقي مي ماند که اين ها يا بايد با سرکوب جنسي خود دچار بيماري ها و اضطراب ها و کمبودها گردند يا براي يافتن مرد، به مرد دزدي از زنان شوهر دار اقدام کنند و بنيان خانوادها را متزلزل سازند يا به بعض مردان با شرايط و قيدهايي اجازه ازدواج با بيش از يک زن بدهيم. راه سوم و اجازه مشروط و محدود چند همسري بهترين و معقول ترين راه است. اما به کنيزي گرفتن زنان در ميدان جنگ، اولا اين قانوني بود که وجود داشت و اسلام آن را ايجاد نکرده تا به آن ايراد گرفته شود، بلکه آن را محدود کرد .فقط اجازه داد اگر زناني در جنگ هجومي عليه اسلام شرکت داشتند و اسير شدند، در صورتي که امام عادل جامعه صلاح بداند ، به کنيزي گرفته شوند . اين هم يک مقابله به مثل بود . طبيعي است زماني که جامعه بشري چنين قانوني را لغو کند، اسلام بيش از همه با اين لغو موافق است . الآن خوشبختانه لغو شده است. در همان زمان هم که لغو نشده بود، اسلام دستور داد با بردگان و کنيزان انساني رفتار کنند و راه هاي فراواني براي آزاد شدن آن ها در نظر گرفت. مقابله اسلام با برده داري از افتخارات اسلام است و امروز و هميشه قابل دفاع و افتخار است. پيامبر وظيفه هدايت و پيام رساني و رهبري و اداره جامعه اسلامي را داشت . با توجه به آداب و رفتارهاي مردم آن زمان ازدواج، راه وصل شدن به طايفه ها و بهره بردن از پشتيباني آن ها بود . به امر خدا ايشان در آن شرايط سخت آخر دوران مکه و در ابتداي دوران مدينه براي کسب پشتيبان، به ازدواج با زنان بيوه اي از قبايل مختلف اقدام کرد . اما عايشه که در مورد سن او هم اختلاف است ، تنها دختري بود که به عقد پيامبر در آمد. کساني که اين ازدواج را بهانه تاختن بر پيامبر قرار داده و مي دهند، بايد به شرايط اين ازدواج و نوع رفتار پيامبر با اين زن توجه کنند و بعد ايراد بگيرند. در سال دهم هجري تنها همسر پيامبر از اول عمر تا آن موقع يعني خديجه (سلام الله عليها) که پشتيبان بزرگ پيامبر بود ،با ابوطالب عمو و ديگر پشتيبان بزرگ پيامبر از دنيا مي روند . پيامبر هم در خانه تنها مي شود . به کسي براي اداره زندگي خانوادگي اش محتاج مي گردد و هم در جامعه به ناگاه همه پشتيباني اش را از دست رفته مي بيند.او چاره اي جز ازدواج و آوردن يک زن به خانه و تلاش براي کسب پشتيباناني جديد ندارد . کسي هم در آن شرايط خوف و خطر حاضر به ازدواج و زن دادن به او نيست . تنها يک بيوه مسلمان پير به نام سوده حاضر مي شود همسر وي گردد . پيامبر او را به عنوان همسر به خانه مي آورد تا اداره کننده زندگي اش باشد. سفر پيامبر هم براي کسب کمک از قبايل اطراف مکه و حنين و...فايده بخش نشده و سنت ازدواج با دختران قبايل که بهترين راه کسب پشتيبان است،هم براي ايشان ممکن نمي گردد ،زيرا هيچ قبيله اي حاضر به زن دادن به او نيست . تنها تيره"تيم" از قريش است که حاضر مي شود با وي وصلت کند . ابوبکر بن ابي قحافه است که حاضر مي گردد دختر نابالغش را به عقد ايشان درآورد تا وي داماد تيره تيم گردد و پشتيباني آنان را به دست آورد و پيامبر اين ازدواج را مي پذيرد. نوجه کنيد که در آن جامعه ازدواج مردان بزرگ و عنوان دار و مسن با دختران بالغ و نابالغ قبايل نه تنها بي اشکال بلکه افتخارآميز است . عايشه به رضايت خود و خانواده اش به اين ازدواج تن مي دهد .تا آخر عمر هم از اين ازدواج شادمان و بدان مفتخر است . پيامبر هم حرمت اين تنها دختر را که به عقد وي درآمده ،با وجود تند خويي هايش و با وجود رفتارهاي دل شکنانه اش هميشه نگه مي دارد. پيامبر اگر دنبال عياشي با دخترکان زيبا بود، بايد در مدينه که حکومت و اعتبار دنيايي و... داشت و دخترکان زيباروي فراواني خود را به ايشان مي بخشيدند، با آنان ازدواج مي کرد. ازدواج هاي پيامبر در دوران بعثت، همه به امر خدا و در جهت رعايت اسلام و جامعه اسلامي بود . به همين جهت هم، خدا ايشان را در اين زمينه به احکام ويژه اختصاص داد . احکام ويژه اي که نه براي رسيدن رسول خدا به نهايت لذت و خوشگذراني بلکه براي رعايت جامعه اسلامي و فراغت دادن به ايشان براي انجام وظايف رسالت بود. خوشبختانه سيره و رفتار رسول خدا به صورت ريز ثبت شده ،مطالعه ازدواج هاي پيامبر و سيره ايشان در اين زمينه به شما نشان خواهد داد که ازدواج ها همگي بر اساس مصالح صحيح صورت گرفته ، چهره تابناک رسول خدا در ضمن ازدواج ها نه تنها مخدوش نشده بلکه تابناک تر نمود يافته است. اگر در موارد بالا باز محتاج بيان و توضيح بوديد، مورد به مورد ذکر کنيد تا به خواست خدا در اجابت تقاضاي شما، توضيحات موردي ارسال گرددد. پي نوشت : 1. نساء(4)آيه 34. پرسش: تصوير قرآن از آسمان(مثل سقف) و زمين(يک شي مسطح!) مغاير با تصاوير هابل و علوم فضايي است.(خداوند آسمان را بدون ستون برافراشت - با شهاب از ورود جنيان به زمين و آسيب رساندن به انسان جلوگيري مي کند-اگر خطا کنيد تکه اي از آسمان بر سر ايشان خواهد افتاد - ان ا.. يمسک السماوات ان تزولا(چون ستون ندارد کنترل آن با خدا است!) نا همخواني هفت آسمان با آخرين مدلي که فيزيک دانان و کيهانشناسان با کامپيوتر شبيه سازي کردند(شکل کائنات شبيه قطره و در حال انبساط)-ارضين يا چند زميني با توجه به عدم وجود آثار حيات تا چندين ميليارد سال نوري از زمين و شرايط بد فضا براي حيات و..)ويا ذوالقرنين به سرزميني رسيد که خورشيد در آب سياهي غروب مي کرد!! ويا چند مغرب و مشرق با توجه به انديشه هاي غلط يوناني آن زمان!که در قرآن نيز تکرار شده! پاسخ: تصويري که قرآن از خلقت در 14 قرن پيش و در زمان جهل بشر نسبت به حقايق کشف شده امروزي به دست مي دهد، از معجزات علمي قرآن و کاملا مطابق با حقيقت هاي کشف شده است. اتفاقا يکي از وجوهي که دانشمندان جهان را به کرنش در برابر عظمت قرآن و پيامبر واداشته، تصويري است که قرآن از خلقت و آسمان ها و آفرينش انسان و... مي دهد. قرآن آسمان و فضاي بالاي سر ما را به سقفي تشبيه کرده است: وَ جَعَلْنَا السَّماءَ سَقْفاً مَحْفُوظا(1) آن روز بشر معناي اين سخن قرآن را نمي فهميد و گمانش اين بود که آسمان سقفي است بر زمين ؛ ولي امروز معناي سقف بودن تا حدودي روشن شده که اگر جو اطراف زمين نبود، نور خورشيد مستقيم به زمين مي خورد . اشعه مادون قرمز و حرارت نور همه موجودات را از بين مي بردند . شهاب ها به زمين بر خورد مي کردند . زمين هيچ امنيتي و صلاحيتي براي حيات نداشت و... ولي اين جو مانند يک سقف عمل مي کند .لايه هاي ازن مانع نفوذ اشعه مادون قرمز شده و خود جو، شهاب ها را مي سوزاند و قبل از برخورد با زمين نابود مي کند و... بنا بر اين امروز فهم بشر از آيه تصحيح شده و علم به حقيقتي که آيه بدان اشاره کرده، پي برده است. زمين که يک کره است، در عين کروي بودن، مسطح و گسترده و براي زندگي مهيا شده است . مسطح بودن آن با کروي بودنش منافات ندارد. اين قرآن بود که در زماني که بشر زمين را مسطح ادامه دار مي دانست ،به کروي بودن آن و چرخش آن به دور خورشيد و چرخش منظومه شمسي و چرخش کهکشان و... اشاره کرد. هنوز قانون جاذبه عمومي کشف نشده بود. به اين حقيقت تحت عنوان ستون هاي نامرئي اشاره کرد. سخن از مشارق و مغارب گفت که بر کروي بودن زمين دلالت دارد و ... حقايق علمي که قرآن اشاره کرده ،با کشفيات علمي بشر کاملا مطابقت دارد . اين وجه اعجاز قرآن، امروز بيش از گذشته آشکار شده و مي شود. پي نوشت : 1.انبياء(21)آيه32. پرسش: مغايرت احکام نجاست و طهارت با علوم پزشکي .نوعي شراب در فرانسه براي درمان سرطان -نوعي گوشت گوساله در ژاپن (کيلويي يک ميليون تومان )که از تولد فقط با شراب و گندم تغذيه مي شود که روي اينترنت تصاوير و منابع وجود دارد. تيمم و احتمال انتقال بيماري هاي عفوني-سل -از خاک به انسان.عدم رابطه طهارت (با کلوخ و سنگ) و يا آب کر(سه وجب .. مگر به ليتر نمي شود بگوييد؟)و .. پاسخ: شراب و نوشيدني که از انگور و خرما و مواد ديگر ساخته مي شود، اگر مست کننده نباشد، حرام نيست و نجس هم نمي باشد (مگر اين که در اثر تماس با نجسي ديگر ، نجس شده باشد) اما آنچه حرام است ،شراب هاي مست کننده است که در علم پزشکي هم ضررهاي جسمي زيادي براي آن ها ثابت شده و مورد گواهي است. چيزهايي که نوشته ايد، اگر در باره نوشيدني باشد که مست کننده است، قابل قبول نيست. البته در کشورهاي غير اسلامي خيلي از مريضي هاي روحي و رواني که از نظر ما مسلمانان حرام است، از نظر آن ها مريضي نمي باشد و ضرر به حساب نمي آيد .از اين رو بسياري از حرام ها و نجس ها را مي خورند . با اثرات منفي روحي و رواني آن ها دست به گريبانند . به آن ها که در راستاي حيوانيت و لذتراني است، خو گرفته اند . آن ها را ناپسند و زشت نمي شمارند. شراب مست کننده هم اثراتي در درمان و... ممکن است داشته باشد اما اثرات منفي جسمي و روحي اش آن قدر زياد است که با توجه بدان، به هيچ وجه جز در موارد ضروري تجويز نمي شود. خاک هم مثل بقيه مواد ممکن است آلوده باشد .سبب انتقال بيماري هايي شود همچنان که آب ممکن است آلوده بوده و سبب انتقال بيماري گردد. وضو با آب يا تيمم با خاک از احکام است . فرد براي گرفتن وضو يا تيمم بايد سعي کند آب و خاک سالم و تميز تهيه کند. البته تيمم بر سنگ و کلوخ و خاک و... جايز است . فرد مي تواند مقداري خاک يا يک سنگ تميز تهيه کند و بدان تيمم کند. شما که از عدم ارتباط طهارت با خاک و سنگ و کلوخ سخن مي رانيد، به بسياري از رازهاي خلقت آگاهي نداريد؛ در ضمن وضو و غسل و تيمم فقط براي طهارت جنسي نيست بلکه براي طهارت روحي و مبارزه با منيت و خودبزرگ بيني و استکبار روحي هم هست. اگر به علم مطلق خدا باور داريد و اگر دستورهاي خدا را حکيمانه و از روي مصلحت و خير مي دانيد، پس بايد باور کرده باشيد که بيجا و به بدي و زشتي دستور نمي دهد، بلکه به عدل و احسان و خير و زيبايي دستور مي دهد حتي اگر ما آن ها را از دستورهايش درک نکنيم. پرسش: نحوه جمع آوري قرآن 15 سال پس از پيغمبر توسط عثمان! و جنگ هايي که بين مسلمين درباره نحوه قرائت درگرفت و تبديل از خط کوفي بدون نقطه به خط فعلي که برخي آيات را مي توان چند مدل نوشت با معاني مختلف. به هر حال اگر به دادم نرسيد ،لب پرتگاهم و با اين سايت هايي که توي اينترنت بر عليه قرآن کار مي کنند ،شما هيچ کاري نمي کنيد! پاسخ: خوشبختانه تاريخ قرآن چنان روشن است که هيچ کس نمي توان بر آن ايراد بگيرد. 1. قرآن بر قلب رسول خدا نازل شد و بر آن قلب حک گرديد . رسول خدا خود اولين حافظ قرآن بود که همه آيات را در قلب خود و در امان از تصرف شيطان و فراموشي و سهو و اشتباه داشت .هر سال جبرئيل همه قرآن نازل شده را يک بار بر ايشان عرضه مي کرد . سلامت آن را از دستبرد هر شيطاني اعلام مي نمود . 2. رسول خدا به امر خدا قرآن را بر مردم تلاوت مي کرد . آنان مستقيم به گوش خود قرآن و نحوه خواندن آن را از زبان رسول خدا مي شنيدند و حفظ مي کردند .در زمان رسول خدا همه مسلمانان حافظ همه يا قسمت هايي از قرآن بودند، به خصوص که در حجاز خواندن و نوشتن مرسوم نبود و بيش تر اتکاي مردم به قوه حافظه شان بود. 3. رسول خدا افرادي را که قرآن را به خوبي حفظ داشتند و تلاوت مي کردند، به عنوان قاري معين کرده بود که وظيفه آموزش قرآن به مردم را داشتند . اينان که حافظ قرآن در قلب خود و از لحاظ ايمان و خداترسي و راستگويي امتحان شده بودند، زير نظر پيامبر به مردم خواندن صحيح قرآن را آموزش مي دادند. 4. به امر پيامبر تعدادي از افراد که نوشتن بلد بودند، وظيفه داشتند آيات قرآن را بر نوشت افزار هاي مرسوم آن روز بنويسند . همه قرآن در لوح هاي گلي و سنگي و...نوشته شده و در همياني پشت منبر رسول خدا نگهداري مي شد. افرادي نيز براي خود قرآن را به طور کامل يا قسمت هايي از آن را نوشته و در خانه خود داشتند. 5 .ترتيب آيات و سوره ها به امر رسول خدا بود . معمولا سوره ها يکجا نازل مي شد . بعد از تمام شدن، سوره بعد نازل مي گرديد . نزول بسم الله جديد علامت تمام شدن سوره قبلي و شروع سوره بعدي بود .گاهي نيز آيات نازل شده در اثناي آياتي که قبلا نازل شده بود، به امر رسول خدا درج مي گرديد .خلاصه نظم آيات به اتفاق همه عالمان اسلام و نظم سوره ها به نظر غالب عالمان همان نظمي است که پيامبر دستور داده است. 6. تا زماني که رسول خدا زنده بود ، نزول ادامه داشت . چند روز قبل از وفات رسول خدا آخرين آيات نازل شد .از اين رو در زمان ايشان نمي شد قرآن را به صورت کتابي که بين دو جلد قرار گرفته و تمام شده، جمع آوري کرد و تحويل جامعه داد . بدين جهت امام علي به امر رسول خدا و بعضي از اصحاب به امر خليفه اول در فاصله کمي بعد از وفات رسول خدا طبق دستور هاي ايشان، قرآن را به صورت کتابي بين دو جلد تنظيم و به جامعه ارائه کردند. اين کار در کم ترين فاصله از وفات رسول خدا انجام شد . هنوز همه مردم دستور ها و بيانات رسول خدا در مورد قرآن را به ياد داشتند . علاوه بر اين که داعيه اي بر تحريف نبود، کسي هم جرات نمي کرد و جامعه هم اجازه نمي داد. از اين رو همه مسلمانان با وجود اختلافاتي که بعد از رسول خدا به وجود آمد، در صحت و سلامت قرآن جمع آوري شده اتفاق داشتند. 6. علاوه بر قرآن جمع آوري شده توسط خليفه اول که مورد اتفاق بود، بسياري از اصحاب هم خودشان براي تلاوت شخصي، نسخه هايي کامل يا ناقص از قرآن داشتند. گاهي در لابلاي آيات کلمات توضيحي که از رسول خدا شنيده بودند ، نوشته بودند که فهم مراد آيه برايشان آسان تر و روشن تر باشد. با توجه به اين نسخه ها و تفاوت لهجه افرادي که به اسلام وارد مي شدند و قرآن را تلاوت مي کردند و تفاوت لغات قبايل مختلف قريش ، تغييرات جزيي در نسخه هاي قرآن پديدار شد . گر چه به معناي کلي آيات ضرر نمي زد، ولي در صورت ادامه يافتن خطرناک مي نمود . از اين رو خليفه سوم دستور داده شد همه نسخه هاي ديگر جمع آوري و معدوم شود .فقط از روي نسخه جمع آوري شده توسط خليفه اول، نسخه هايي تکثير شده و به عنوان نسخه هاي مرجع به سراسر جهان اسلام فرستاده شود . بدين وسيله سلامت قرآن در گذر زمان تضمين شد. 7. قرآن ابتدا با رسم الخط ساده عربي که بسياري حروف به هم شباهت داشتند و از نقطه و حرکت ها اثري نبود نوشته شد. البته چون اصل بر قرائت بود و مردم بيش تر قرآن را سينه به سينه و شفاهي ياد گرفته بودند، اين خط توسط قاريان به آساني و صحيح خوانده و آموزش داده مي شد . مشکل مهمي نمود پيدا نکرد. بعد براي تلاوت راحت تر به نقطه و اعراب گذاري اقدام کردند . اين ها، همه براي در امان نگه داشتن قرآن از تحريف و تغيير در گذر زمان بود. از زماني هم که چاپ اختراع شد ،با چاپ قران، آن را در سراسر جهان پخش کردند . يگانگي آن در جهان با وجود مذاهب مختلف و اختلاف هاي بسيار اعتقادي و کلامي و فقهي، خود نشانه اي آشکار بر اراده خدا بر محفوظ ماندن آن است. 8. البته در گذر زمان و به دلايلي که در جاي خود توضيح داده شده، اختلاف هاي جزيي و محدود قرائتي در قرآن حاصل شده، ولي خوشبختانه اختلاف ها بسيار محدود و جزيي هستند . در هيچ موردي به معناهاي مخالف نمي انجامد .اضافه يا کم شدن محسوس و چشمگيري وجود ندارد. اختلاف قرائت ها هم کاملا ضبط و ثبت شده ، حول و حوش اعراب يا اضافه و کم شدن حروف و کلمه است .به معناي قرآن اصلا ضربه نمي زند . سبب پيدايش معناهاي مختلف و مخالف نمي شود. با توجه به آنچه اجمالا گذشت، مسلمانان تنها دينداراني هستند که مي توانند ادعا و اثبات کنند که کتاب آسماني شان همان است که بر پيامبرشان نازل شده،گذر ايام و حوادث دهر نتوانسته چيزي از آن بکاهد يا بر آن بيفزايد. برادر محترم !از شبه پراکني ها وحشت نداشته باش . بدان مدافعان اسلام هم به اذن و اراده و قدرت خدا به دفاع مشغولند . شما هم با کمي مطالعه مي تواني در زمره مدافعان قرار بگيري. سايت هاي زيادي در زمينه دفاع از قرآن و معارف قرآن وجود دارد . در آن ها به شبهه ها جواب داده و مي دهند، از جمله مي توانيد به اين لينك مراجعه نموده و مراكز پاسخگويي را به دلخواه خود انتخاب نماييد. http://www.porsojoo.com/fa/weblink/view/190 http://www.porsojoo.com/fa/weblink/view/189 ww