تکرار در قرآن

نمایش نسخه چاپینمایش نسخه چاپی

پرسش 1: حکمت تکرار الفاظ و آیات و داستان هاى قرآن  کریم ]مانند داستان  بنى اسرائیل[  در جاهاى مختلف قرآن چیست ؟ آیا امکان  نداشت قرآن  در مقدارى بسیار کم تر از این و به  طور خلاصه  ، موضوعات کلى را بیان  مى کرد ؟پاسخ : تکرار یک آیه  ، از دو جهت مى تواند مورد توجه  قرار گیرد . ابتدا آن که  تکرار یک آیه  در یک سوره چه  حکمتى دارد و فایده آن  چیست ; دوم این که  چرا فلان  آیه  در یک سوره تکرار شده ; ولى در سوره دیگر تکرار نشده است ؟تکرار یک آیه  مى تواند به  جهت مبالغه  و تأکید باشد . بعضى از مفسران  بر این اعتقادند که  یک آیه  در هر بار تکرار ، معناى ویژه اى را القاء مى کند .•امّا این که  چرا یک آیه  در یک سوره تکرار شده و در سوره دیگر تکرار نشده است ، به  دو مطلب بر مى گردد: اوّل این که مفاهیم یک سوره گاه اقتضاى تأکید بیشترى دارد و گاه چنین اقتضایى ندارد ; به  عنوان  مثال در مقام استفهام تقریرى جاى تأکید بیشترى است تا مقام اخبار ; لذا در سوره الرحمن تأکید فراوان  است و سوره مرسلات در مرحله پایین تر و همین طور در مراحل و مراتب دیگر قرار دارد .احتمال دیگر لحاظ شأن  نزول و شرایط و اوضاع زمانى و مکانى نزول آیات است که  گاه با توجه  به  اوضاع و احوال مردم ، هنگام نزول آیات قرآن  ، وعده ، وعید ، مبالغه  ، تمثیل ، تکرار و دیگر وجوه بلاغى لحاظ مى شود ; در نتیجه  ممکن است تکرار آیات مورد سؤال بى ارتباط با مطلب مذکور نباشد .پی نوشت:-------------. تفسیر نمونه  ، ج 25 ، ص 431 .پرسش 2 : چرا بعضى از داستان ها و نکته ها در قرآن بارها تکرار شده است مثل داستان حضرت موسى و.. .؟پاسخ : قرآن کریم کتاب راهنما و هدایت بشر است و انسان را از ذلت و مادى گرایى به سوى عزت و یکتاگرایى دعوت مى کند . قرآن کریم با نقل جریان اقوام مختلف بر آن است که داستان هاى عبرت آمیز را تشریح و تحلیل کند و سرگذشت و عاقبت اقوام لجوج یا پندآموز را فرا روى انسان ها قرار دهد . علت تأکید و عنایت قرآن بر ماجراى حضرت موسى (على نبینا وآله وعلیه السلام ) همین است .قوم یهود از اقوامى بودند که خداوند ، پیامبران فراوانى میان آنان فرستاد و نعمت هاى زیادى در اختیار آنان گذاشت و حتى آنان را از سفره هاى بهشتى و آسمانى ، بهره مند ساخت و به رسولان خود جهت اتمام حجت و هدایت این قوم ، معجزات گوناگونى عطا کرد و چندبار آن ها را از ظلم نجات داد . (مانند ماجراى طالوت و جالوت که در آیات 246ـ251 از سوره بقره آمده است و ماجراهاى حضرت موسى(علیه السلام) و.. .) امّا این قوم از سر لجاجت و جهالت ، با نعمت هدایت خداوند ، برخورد کردند و نه تنها هدایت را نپذیرفتند ، بلکه در برخى موارد به پیامبران الهى اهانت کردند و آن ها را به قتل رساندند و از دستورهاى خداوند تخلف و سرپیچى نمودند . به این جهت ، بیشترین عبرت ها و درس ها را براى بشر و به خصوص امت اسلام ، در سرگذشت قوم حضرت موسى(علیه السلام)مى توان یافت . بنابراین ، چون بنى اسرائیل سرپیچى هاى فراوانى داشتند و بیشترین عبرت و درس آموزى در سرنوشت این قوم است ، خداوند در جاى جاى قرآن کریم به ماجراى این قوم پرداخته است .