وحدت مسلمانان در قرآن

نمایش نسخه چاپینمایش نسخه چاپی

پرسش: آیه 103 سوره آل عمران ، که خداوند متعال مى فرماید: «وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَ.. .; و همگى به ریسمان خدا ]=قرآن و اسلام و هر گونه وسیله وحدت[ ، چنگ زنید و پراکنده نشوید و نعمت ]بزرگ[ خدا را بر خود به یاد آرید که چگونه دشمن یکدیگر بودید و او میان دل هاى شما الفت ایجاد کرد و به برکت نعمت او ، برادر شدید و.. .» خطاب به چه کسانى است و منظور کدام قوم مى باشد؟پاسخ: برخى مفسران ، شأن نزول این آیه را ، اختلاف دو قبیله بزرگ در مدینه به نام هاى «اوس» و «خزرج» بیان داشته اند; اختلافى که از دوران جاهلیت تا بیش از یکصد سال ، در میان این دو قوم وجود داشت و چه جان ها و مال هایى که در این راه از دست دادند . یکى از موفقیت هاى بزرگ پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله وسلم) پس از هجرت به مدینه ، این بود که بوسیله اسلام ، صلح و صفا و برادرى را در میان آن دو قبیله ایجاد فرمود و با اتحاد آن ها جبهه نیرومندى در مدینه تشکیل شد .آورده اند که روزى دو تن از این دو قبیله به نام هاى «ثعلبة بن غنم» و «اسعد بن زرارة» در برابر یکدیگر قرار گرفته و هر یک افتخارات قبیله خود را بعد از اسلام بر مى شمرد . «ثعلبه» که اوسى بود ، گفت: «خزیمة بن ثابت که ذوالشهادتین است و حنظله که غسیل الملائکه مى باشد و هم چنین عاصم بن ثابت و سعد بن معاذ از ما مى باشند .»و در برابر او «اسعد» که خزرجى بود ، گفت: «ابى بن کعب و معاذ بن جبل و زید بن ثابت و ابوزید ، که چهار نفر از تعلیم دهندگان و ناشران قرآن از ما مى باشند ، به علاوه سعد بن عباده که رئیس و خطیب مردم مدینه است از ما مى باشد .»رفته رفته ، مشاجره این دو به دو قبیله کشید و کم کم دست به اسلحه بردند و بیم جنگ و خونریزى دوباره مى رفت که خبر به رسول اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) دادند ، حضرت سوار بر مرکب شان شده و فوراً به محل حادثه آمدند و صلح و صفا را دوباره در میان آنان برقرار نمودند که آیه فوق در این جا نازل گردید .•. تفسیر نمونه ، آیت الله مکارم شیرازى و دیگران ، ج 3 ، ص 25 ، دارالکتب الاسلامی------------------پرسش: خداوند که قادر بود آخرین پیامبر را همان ابتدا مبعوث کند ، و موجب وحدت همه مردم دنیا شود؟ چرا پیامبران متعدد با دستورات متفاوت فرستاد ، و این کار موجب تفرقه بین ادیان شد؟پاسخ: چنان که در آیه 213 بقره آمده است; ابتدا ، بشر زندگى و اجتماع ساده اى داشت . به تدریج ، بر تعداد افرادِ جامعه افزوده شد و بین آن ها بر اثر تضاد منافع ، اختلافات به وجود آمد و بشر حس کرد که احتیاج به قانون دارد . به همین خاطر ، خداوند متعال قوانین سعادت بخشى را به وسیله پیامبران خود براى انسان فرستاد ، تا به اختلافات مردم پایان دهد . بدین ترتیب جامعه بشرى که در ابتدا ، یک گروه و امت واحد بود ، بر اثر اختلاف هاى فراوان به امت ها و گروه هاى مختلف تقسیم شد .•پیامبران الهى ، همگى از طرف خداوند براى هدایت بشر و دعوت به توحید و یکتا پرستى ، ایمان به رسالت انبیا و وجود حیات پس از مرگ ]معاد[ یکى پس از دیگرى مبعوث شده اند; بنابر این ، در هدف و دعوت آنها هیچ گونه اختلافى نبوده و نیست .بلکه خداوند متعال براى هدایت بشر به کمال ، شریعت خود را به تدریج به وسیله پیامبران صاحب شریعت و رسولان اولوالعزم ، به مردم ابلاغ فرموده و هر پیامبرى از آنها ، رسالت و شریعتش نسبت به پیامبر قبل از خود ، جامع تر بوده است .•خداوند متعال مى فرماید:«.. .وَلَوْ شَآءَ اللَّهُ لَجَعَلَکُمْ أُمَّةً وَ حِدَةً وَلَـکِن لِّیَبْلُوَکُمْ فِى مَآ ءَاتَـکُمْ فَاسْتَبِقُوا الْخَیْرَ تِ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُکُمْ جَمِیعًا فَیُنَبِّئُکُم بِمَا کُنتُمْ فِیهِ تَخْتَلِفُونَ;(مائده ،48).. .و اگر خدا مى خواست ، همه شما را امت واحدى قرار مى داد; ولى خدا مى خواهد شما را در آن چه به شما بخشیده ، بیازماید ]و استعدادهاى شما را پرورش دهد[ ، بنابراین ، بکوشید و در نیکى ها به یکدیگر سبقت جویید ، بازگشت همه شما به سوى خدا است و از آن چه در آن اختلاف کرده اید ، به شما خبر خواهد داد» . انسان موجودى مختار و داراى اراده است ، در حالى که مفروض پرسش شما پرسش گر محترم! با اراده و اختیار انسان سازگار نیست .بنابراین ، راز خلقت به صورت متفاوت و امت هاى مختلف این است که خداوند استعدادها و شایستگى هایى در وجود بشر آفریده و در سایه آزمایش و امتحان ، در پرتو تعلیمات پیامبران ، آن ها را پرورش مى دهد ، و به همین دلیل پس از پیمودن یک مرحله ، آن ها را در مرحله بالاترى قرار مى دهد و بعد از پایان یک دوران تربیتى ، دوران عالى ترى را به وسیله پیامبر دیگر به وجود مى آورد و اقوام و ملل مختلف باید هر کدام در این آزمایش و امتحان الهى سربلند بیرون آیند و آن هایى موفقند که در نیکى ها بر دیگران سبقت گرفته باشند . افزون بر این بدون اختلاف و تفاوت ، عملا زندگى ممکن نخواهد بود و امور زندگى انسان ها با مساوى بودن در همه چیز ، یک زندگى یک نواخت و ملال آور و خسته کننده خواهد بود .بنابراین خداوند مى توانست همه را پیرو یک آیین ، به یک رنگ و با یک رهبر ، قرار دهد; ولى با این کار مسأله آزمایش و امتحان تحقق پیدا نمى کرد و در واقع هدف آفرینش تکمیل نبود .•از طرفى ، به طور تشریعى خداوند متعال ، از همه جهانیان و انسان ها خواسته است که به سوى یک خدا و یک آیین روى آورند . و اصولا تمام پیامبران الهى دعوت به پرستش خداى یگانه و تسلیم شدن در برابر او کرده اند و خاتم پیامبران ، حضرت محمد(صلى الله علیه وآله) و قرآن کریم نیز از تمام جهانیان خواسته اند که به قرآن تمسک جویند و پیرو دین اسلام باشند و تنها از خدا و پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) و اولواالامر که همان خاندان و اهل بیت پیامبر(صلى الله علیه وآله) مى باشند ، اطاعت کنند; چنان که قرآن کریم مى فرماید: «وَ مَآ أَرْسَلْنَـکَ إِلاَّ کَآفَّةً لِّلنَّاسِ بَشِیرًا وَ نَذِیرًا وَ لَـکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لاَ یَعْلَمُونَ;(سبأ ،28) ما تو را جز براى همه مردم نفرستادیم تا ]آن ها را به پاداش الهى[ بشارت دهى و ]از عذاب او[ بترسانى; ولى اکثر مردم نمى دانند» .اساساً تمام کتاب هاى آسمانى در اصول مسائل ، هماهنگى دارند و هدف واحد یعنى تربیت و تکامل انسان را تعقیب مى کنند; اگر چه در مسائل فرعى به مقتضاى قانون تکامل تدریجى با هم تفاوت هایى دارند و هر آیین تازه ، مرحله بالاترى را مى پیماید و برنامه جامع ترى دارد . قرآن کریم نیز در این زمینه مى فرماید: «لِکُلّ جَعَلْنَا مِنکُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا وَلَوْ شَآءَ اللَّهُ لَجَعَلَکُمْ أُمَّةً وَ حِدَةً وَلَـکِن لِّیَبْلُوَکُمْ فِى مَآ ءَاتَــکُمْ.. .;(مائده ،48) و اگر خدا مى خواست ، همه شما را امت واحدى قرار مى داد; ولى خدا مى خواهد شما را در آن چه به شما بخشیده بیازماید ]و استعدادهاى شما را پرورش دهد[.. .» ، بنابراین خداوند مى توانست همه مردم را امّت واحدى قرار دهد و همه را پیرو یک آیین سازد ، ولى این با قانون تکامل تدریجى و سیر مراحل مختلف تربیتى سازگار نبود; چرا که خداوند استعدادها و شایستگى هایى در وجود بشر آفریده و در سایه «آزمایش ها» و در پرتو «تعلیمات پیامبران» آن ها را پرورش مى دهد و به همین دلیل پس از پیمودن یک مرحله ، آن ها را در مرحله بالاترى قرار مى دهد و بعد از پایان یک دوران تربیتى دوران عالى ترى را به وسیله پیامبر دیگر به وجود مى آورد; درست همانند مراحل تحصیلى یک نوجوان در مدرسه; به عبارت روشن تر ، این اختلاف ها به حسب مسلک ها ، رنگ ها و زبان ها نیست . خداوند متعال هرگز دو شرع یا بیش تر در یک زمان قرار نداده است; بلکه این اختلاف هابه حسب گذشت زمان و ترقى بشر در مراتب استعداد و آمادگى مى باشد و تکلیف هاى الهى و احکام شرعى هم براى بشر چیزى جز یک آزمایش الهى در مواقع گوناگون زندگى نیست و قانون الهى که آزمایش هاى الهى بوده ، باید براى تتمیم سعادت حیات آن ها میان شان اجرا شود . اختلاف مراتب استعداد در آن ها باعث تفاوت شرع و قانون مى گردد ، پس باید شریعت ها مختلف باشد .وانگهى با گذشت زمان ، سایر کتب آسمانى که براى محدوده اى از زمان و با توجه به شرایط فکرى و اجتماعى مردم عصر خود ، فرود آمده و امرى مشخص داشته است ، بر اساس پایان یافتن مصلحت حکم پیشین و پیدایش مصلحت حکم تازه ، پاره اى از احکام از سوى خداوند نسخ شده است تا به کامل ترین شریعت و آخرین کتاب آسمانى (= قرآن) رسیده است; قرآنى که تمامى برنامه هاى مورد نیاز بشر را در جوانب گوناگون: اعتقادات ، احکام و اخلاقیات ، داراست و تا انقراض بشر پابرجا و متکفل هدایت انسان است قرآن کریم ، از همه کتب آسمانى برتر و مهیمن بر آن هاست و آن چه همه آن ها دارند ، حتى علاوه بر آن ها در قرآن نیز موجود است ولیکن آیا مى توان آن چه لازم است به یک فرد در سطح دکترا تعلیم داد ، به یک کودک دبستانى تعلیم داد؟ چرا که امم گذشته از جهت فکرى در سطح پایین ترى بودند .•1 . ر .ک: تفسیر نمونه ، ج 2 ، ص 57 ـ 60 .2 . ر .ک: تفسیر المیزان ، علامه طباطبایى(رحمه الله) ، ج 2 ، ص 139 ـ 146 و ج 18 ،3 . ر .ک: تفسیر نمونه ، آیت الله مکارم شیرازى و دیگران ، ج 4 ، ص 402 ، دارالکتب4 . ر .ک: تفسیر المیزان ، علامه طباطبایى; ، ترجمه استاد محمد جواد حجتى کرمانى وپرسش:اهداف و مبانى وحدت اسلامى و تقریب بین مذاهب از دیدگاه قرآن کریم چیست؟پاسخ : مبانى وحدت :برخى از مبانى وحدت عبارتند از:1 . ایمان و توجه به خدا: «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلاَ تَفَرَّقُوا وَاذْکُرُوا نِعْمَت َ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنتُمْ أَعْدَآءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَ نًا;(آل عمران  ،103) و همگى به ریسمان خدا (قرآن  ، اسلام و هر گونه وسیله ارتباط دیگر) چنگ زنید و پراکنده نشوید ، و نعمت (بزرگ ) خدا را بر خود به یاد آورید که چگونه دشمن یک دیگر بودید و او در میان دل هاى شما الفت ایجاد کرد ، و به برکت نعمت او برادر شدید»; « . . .هُوَ الَّذِى أَیَّدَکَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِین * وَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنفَقْت َ مَا فِى الأَْرْضِ جَمِیعًا مَّآ أَلَّفْت َ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ وَلَـکِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَیْنَهُمْ إِنَّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ;(انفال  ،62ـ63) . . .او همان کسى است که تو را با یارى خود و مؤمنان تقویت کرد . و در میان دل هاى آن ها الفت ایجاد نمود ، اگر تمام آن چه روى زمین است صرف مى کردى که در میان دل هاى آن ها الفت بیافکنى نمى توانستى ولى خداوند در میان آن ها الفت ایجاد کرد او توانا و حکیم است  .»روشن است این تألیف قلوب و نزدیک شدن اهل ایمان و اتحاد بین آن ها ، به خاطر ایمان  ، توجه به خدا و ارتباط مکتبى امکان پذیر است ; وگرنه همین انسان ها تا قبل از بعثت  ، دشمن خون خوار هم بودند و بر اثر دورى از یکدیگر وجود کینه و دشمنى درگیرى هاى طولانى داشتند و خون هم را مى ریختند .2 . فضائل انسانى :دیگراز مبانى وحدت رعایت ارزش هاى انسانى است  . به تعبیر دیگر عامل دیگرى که عملا وحدت بین مؤمنان  ، مسلمانان  ، مذاهب و حتى اجتماعات انسانى در سطح بین الملل را مى تواند محقق کند ، عمل به ارزش ها و فضائل انسانى است  . اگر در همه جا عدالت  ، تقوا ، محبت  ، تعاون  ، ایثار ، حرمت  ، همدلى و . . . حکم فرما باشد ، اختلاف  ، نزاع ودرگیرى یا به کلى نیست و یا بسیار اندک است  . و اگر ظلم  ، تجاوز به حریم و حرمت دیگران  ، بى عدالتى  ، بى تقوایى  ، غارت یک دیگر ، و . . . حاکم باشد ، یقیناً درگیرى  ، اختلاف و . . . نیز به مراتب هست  . لذا ، خداوند متعال مى فرماید: «یَسْـَلُونَکَ عَنِ الأَْنفَالِ قُلِ الأَْنفَالُ لِلَّهِ وَالرَّسُولِ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَصْلِحُوا ذَات َ بَیْنِکُم ;(انفال  ،1)از تو درباره انفال مى پرسند ، بگو: انفال مخصوص خدا و پیامبر است  ، پس از (مخالفت فرمان ) خدا بپرهیزید و میان برادرانى را که با هم ستیزه دارند آشتى دهید و خدا و پیامبرش را اطاعت کنید اگر ایمان دارید .در این آیه شریفه بعد از امر به تقوا ، ]که یکى از صفات انسانى است[ امر به اصلاح و حل اختلاف شده است ; معلوم مى شود تا فضائل انسانى نباشد امر به صلاح و یکانگى و وحدت معنا ندارد .دعاى اهل ایمان این است که : «وَ لاَ تَجْعَلْ فِى قُلُوبِنَا غِلاًّ لِّلَّذِینَ ءَامَنُوا رَبَّنَآ إِنَّکَ رَءُوفٌ رَّحِیمٌ;(حشر ،10) و در دل هایمان حسد و کینه اى نسبت به مؤمنان قرار مده  ، پروردگارا ! تو مهربان و رحیمى » . «نحل » به صفات مخفى و زشت اخلاقى گفته مى شود . مؤمن از خداوند مى خواهد هر گونه زشتى را از او دور کند . این جمله با توجه به تعبیر «اخوان » (برادران ) حاکى از این است که بر کل جامعه اسلامى روح محبت  ، صفا و برادرى باید حاکم باشد تا اتحاد و یگانگى ایجاد شود .و . . .اهداف وحدت :1 . یکى از اهداف وحدت اسلامى و تقریب بین مذاهب رفع اختلاف و نبود درگیرى و نزاع است : «وَأَطِیعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلاَ تَنَـزَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَب َ رِیحُکُمْ وَاصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّـبِرِینَ;(انفال  ،46) و اطاعت (فرمان) خدا و پیامبرش نمایید و نزاع (و کشمکش ) مکنید تا سست نشوید و قدرت (و شوکت و هیبت ) شما از میان نرود و استقامت نمایید که خداوند با استقامت کنندگان است » .لذا ، لازم است مذاهب ِ مختلف براى رفع اختلافات و درگیرى هاى درونى به مشترکات تمسک کنند ، تا در برابر بیگانگان  ، یگانگى و اتحاد خود را حفظ کنند; اما در غیر این صورت و مشغول شدن و درگیرى بین خود ، قواى جسمى  ، فکرى  ، اقتصادى و . . . هدر مى رود ، و آن که در این وسط سود مى برد دشمنان و بى گانگان هستند . چنان چه دنیاى اسلام امروز گرفتار همین درد است  . البته  ، اهل سنت مى گویند براى تحقق چنین امرى باید در برابر اختلافات سکوت کرد ، مثلا اگر درباره امامت اختلاف است  ، اصلا بحثى از آن نشود; اما شیعه مى گوید: شایسته آن است که ببینیم حق چیست و ما حول و محور حق بگردیم  ، و به حداقل ها و مشترکات اکتفا کنیم  .و . . .نکته قابل ذکر این که  ، براى رسیدن به این اهداف بهره گیرى از روش ها و شیوه هایى که وحدت را عملا محقق مى سازد ، امرى ضرورى است ; مثلا یکى از روش ها ، استفاده از وحدت کلمه است  . «قُلْ یَـأَهْلَ الْکِتَـب ِ تَعَالَوْا إِلَى کَلِمَة سَوَآءِم بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللَّهَ وَلاَ نُشْرِکَ بِهِ شَیْـًا وَلاَ یَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللَّهِ فَإِن تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ;(آل عمران ،64) بگو: اى اهل کتاب  ، بیایید به سوى سخنى که میان ما و شما مشترک است که جز خداوند یگانه را نپرستیم  ، و چیزى را شریک او قرار ندهیم  ، و بعضى از ما بعضى دیگر را ، غیر از خداوند یگانه  ، به خدایى نپذیرند ، هرگاه (از این دعوت ) سر برتانید ، بگویید گواه باشید که ما مسلمانیم » .دیگر از شیوه ها ، اطاعت و تسلیم است : «وَ مَن یُسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَى اللَّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى;(لقمان  ،22) کسى که قلب و جان خود را تسلیم خدا کند و در آستان پروردگار سر تسلیم و اطاعت فرود آورد در حالى که محسن و نیکوکار باشد به دست گیره محکمى چنگ زده است » .شیوه سوم  ، استفاده از رهبرى واحد است  ، چنان چه در آیه چهل وشش انفال به آن اشاره شد . و . . .روشن است که به کارگیرى این روش ها ، همه را به مشترکات فرا مى خواند ، و سبب هم بستگى و اتحاد مى شود .•ر .ک : تفسیر نمونه  ، آیت الله مکارم شیرازى و دیگران  ، ج 3 ، ص 28ـ33; ج 7 ،