اعجاز

نمایش نسخه چاپینمایش نسخه چاپی

قرآن چگونه معجزه است ؟

پاسخ: 
37567 پرسش 2: تفاوت قرآن با آثار دانشمندان چيست؟ پاسخ: راه درك اين حقيقت توجه به تحدّى (هماوردطلبى) و توجه به وجوه اعجاز قرآن است. برخى از جنبه هاى اعجاز قرآن از جهات گوناگونى معجزه است، معجزه اى زنده و جاويد كه بوسيله شخص درس ناخوانده آورده شده و در مقابل تمام انديشمندان جهان «تحدّى» مى كند. برخى از جنبه هاى اعجاز قرآن عبارتند از: 1ـ اعجاز ادبى: كه برجسته ترين اديبان عرب را سخت شگفت زده كرده و سرسخت ترين دشمنان پيامبر(صلى الله عليه وآله) با شنيدن چند آيه آن به فرابشرى بودن قرآن اعتراف مى كردند. نقل شده ابن أبى العوجاء و أبوشاكر ديصانى و عبدالملك بصرى و ابن مقفع كه همگى از ملحدان بودند، تصميم به آوردن آياتى مانند آيات قرآن گرفتند، تا به اين وسيله با قرآن معارضه كنند و يك سال فرصت براى اين كار قرار دادند. سال آينده در همان روز، كنار خانه كعبه اجتماع كردند، ابن أبى العوجاء لب به سخن گشود و گفت: از آن روز كه من از شما جدا شدم، در اين آيه فكر مى كردم: «فلمّا استيئسوُا منه خلصوا نجيّاً...» (يوسف، 80)، ديدم آن قدر فصيح و پر معنى است كه نمى توانم چيزى به آن بيافزايم. و پيوسته اين آيه فكر مرا از غير آن به خود مشغول داشت. عبدالملك گفت: من نيز از آن وقت كه جدا شدم، در اين آيه مى انديشم: «يأيّها الناس ضرب مثل فاستمعوا له ان الذين تدعون من دون الله لن يخلقوا ذباباً...» (حج، 73)، من خود را عاجز ديدم كه همانند آن را بياورم. ابوشاكر گفت: از آن زمان كه از شما جدا شدم در اين آيه مى انديشيدم: «لو كان فيهما ءالهة إلاّ الله لفسدنا» (انبياء، 22) و خود را قادر نديدم كه همانند آن را بياورم. ابن مقفع افزود: اى قوم اين قرآن از جنس كلام بشر نيست، چرا كه از آن لحظه كه از شما جدا شدم، در اين آيه مى انديشيدم: «و قيل يأرض ابلعى ماءك و يسماء أقلعى و غيض الماء و قضى الأمر...» (هود، 44)، من خود را از آوردن همانند آن عاجز ديدم. هشام بن حكم مى گويد: در اين موقع امام صادق(عليه السلام) از كنار آنها گذشت و اين آيه را تلاوت فرمود: «قل لئن اجتمعت الإنس و الجن على أن يأتوا بمثل هذا القرءان لايأتون بمثله و لو كان بعضهم لبعض ظهيراً» بگو: اگر انس و جن متفق شوند كه مانند اين قرآن بياورند، هرگز نتوانند; هر چند همه پشتيبان يكديگر باشند.• 2ـ اعجاز از نظر اخبار غيبى: مثل آيه هاى 1 تا 6 سوره روم، 27 سوره فتح، 44و45 سوره قمر، 7و8 سوره أنفال و... همگى خبر از غيب داده اند; به عنوان نمونه آيات اوليه سوره روم خبر از شكست روميان مى دهد، (غلبت الروم) بعد، از محل اين حادثه سخن به ميان مى آورد. (فى أدنى الأرض) اين شكست، در سرزمين نزديك واقع است; منظور از آن،همان اراضى شام است كه در قلمرو روم شرقى بود. اين جنگ در دوران خسرو پرويز واقع شد كه ايرانيان آنان را شكست سخت دادند و منطقه شامات، مصر و آسياى صغير را مورد تاخت و تاز قرار دادند و امپراطورى روم شرقى را تا آستانه انقراض پيش بردند; اين واقعه در سال هفتم بعثت، در حالى كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) در مكّه بود، اتفاق افتاد، مشركان مكّه و دشمنان اسلام از اين ماجرا خوشحال شده و آنرا به فال نيك و دليل بر حقانيت آيين شرك گرفتند; قرآن در تعقيب آيه فوق مى افزايد: ولى بدانيد اين غلبه زمان زيادى به طول نمى انجامد. (و هم من بعد غلبهم سيغلبون)، آنها بعد از مغلوب شدن، به زودى غلبه مى يابند; سپس انگشت روى جزئيات مساله مى گذارد. (فى بضع سنين لله الأمر من قبل و من بعد و يومئذ يفرح المؤمنون) و پيروزى روميان در اندك زمانى اتفاق مى افتد و مؤمنين شادمان خواهند شد. سپس براى تأكيد بيشتر و بر طرف ساختن هرگونه شك و ترديد مى فرمايد: (وعدالله لايخلف الله وعده...) اين وعده الهى است و خداوند هرگز از وعده اش تخلف نمى كند. اين وعده همان گونه به وقوع پيوست و پادشاه روم، هرقل ـ از سال 626 ميلادى ـ حدود 9 سال بعد، شكست هاى پى درپى به سپاه خسرو پرويز وارد ساخت، در سال 627 ميلادى اين جنگها به نفع روميان تمام و پيروزى آنان كامل شد. قابل توجه اين كه قرآن با بكار بردن واژه بضع، مدت تقريبى آن پيروزى را بيان كرد; زيرا اين واژه، به عدد ميان سه تا ده و به گفته برخى: پنج تا ده اطلاق مى شود و در پايان اين قسمت خوبست بدانيم كه، ممكن است افراد ديگرى نيز پيشگويى هايى كنند و درست باشد، ولى نام آن معجزه نيست، زيرا با ادعاى نبوت يا امامت همراه نبوده و چنين پيشگويى هايى در بيشتر موارد كلى بوده و با عبارتهايى چند پهلو بيان مى شود.• 3ـ اعجاز در وضع قوانين: انديشمندان غير مسلمان نيز به اين نكته معترفند كه، قرآن عهده دار سعادت بشر، كلام الهى،... بهترين قوانين و نسخه پرافتخار بشرى است كه قوانين سعادت بشريت، بايد از روى آن نوشته شود.• از ويژگى هاى قانون الهى و قرآن، احياى ارزشهاى معنوى و اخلاقى است كه با مقايسه بين وضعيت اسفبار آن روز جهان، كه بشريت را لب پرتگاه نابودى قرار داده بود، با قوانين حيات بخش قرآن، به خوبى مى توان به معجزه بودن آن پى برد. 4ـ اعجاز، از نظر علوم جديد و اكتشافات علمى: قرآن اقيانوس بى كرانى از علوم تجربى و انسانى است كه دانشمندان را به تحقيقات زيادى وا داشته و آنها را مجبور كرده كه اعتراف كنند، قرآن ساخته و پرداخته حضرت محمد(صلى الله عليه وآله)نيست، بلكه از ناحيه غيب به او وحى شده است. حركت و جاذبه زمين، حركت خورشيد و منظومه شمسى، گسترش روزافزون جهان، زوجيت عمومى و دهها نمونه ديگر، همگى از جنبه هاى اعجاز علمى قرآن هستند.• 5ـ اعجاز در معارف: وجود بسيارى از اصول كلى فلسفه الهى و اشاره به چندين برهان فلسفى، از جمله برهانهاى امكان، حدوث، نظم، فطرت، تمانع و حكمت، از جمله وجوه اعجاز و شگفتى هاى فلسفى قرآن است، كه اگر هم اكنون نيز تمام مردم و انديشمندان جمع شوند، محال است بتوانند كتابى جامع مثل قرآن ـ حتى سوره اى مثل يك سوره قرآن ـ بياورند.• 6ـ شگفتى هاى عددى و رياضى قرآن: هر چند به گفته انيشتين ـ دانشمند بزرگ قرن بيستم ـ «قرآن كتاب هنر، هندسه يا حساب نيست، بلكه مجموعه اى از قوانين است كه بشر را به راه راست هدايت مى كند. ولى بسيارى از مسايل اصلى و كليدى رياضيات در قرآن آمده است، كه اگر با توجه به وضعيت آن روز حجاز، كه تعداد افراد با سواد آن كمتر از تعداد انگشتان بودند و آنها نيز از رياضيات مطلب زيادى نمى فهميدند، به مجموع اين موارد با دقت نظر كنيم، مى فهميم، قرآن از نظر اعداد و رياضيات نيز در حد اعجاز است.• 7ـ اعجاز از نظر آهنگ و موسيقى: سخنان ادبا يا شعر است يا نثر، ولى قرآن نه شعر است و نه يك نثر معمولى متعارف، بلكه نثرى است داراى آهنگ مخصوص به خود، نثرى كه هنگام تلاوت قاريان قرآن به طور كامل در قالبى آهنگين قرار مى گيرد، گرچه ما نمى توانيم تعبير موسيقى را كه در عرف ما آلوده با مفاهيم منفى است، در مورد قرآن بكار ببريم، ولى بعضى از نويسندگان معروف عرب، مانند: مصطفى رافعى در كتاب اعجاز القرآن چنين مى گويد: «اسلوب و طريقه قرآن، آهنگ و لهجه هايى بوجود مى آورد، كه هر شنونده اى را وادار به استماع مى كند و اين خود يك نوع موسيقى مخصوص است كه در كلمات موزون ديگر تا آن زمان سابقه نداشته است; اين نظم و ترتيب در قرآن، وسيله اى بود كه طبع عرب را صفا مى داد، و به طرز جديدى از نظم و اسلوب سخن آشنا مى ساخت، كه بى سابقه بود.»• 8ـ اعجاز از جهت آورنده: شخصيتى كه قرآن را ارائه كرده، هرگز نزد استادى درس نخوانده، گرچه اين معنا در ابتدا نقص به نظر مى رسد، ولى شخص پيامبر(صلى الله عليه وآله) يك نقطه قوّت مهم به شمار مى رود; چرا كه بعد از آوردن قرآن با آن عبارتها و محتوا و معارف عالى، ديگر كسى شك نمى كند، كه قرآن زاييده فكر يك انسان درس نخوانده باشد، بدون شك، اگر پيامبر(صلى الله عليه وآله)در آن محيط كوچك كه افراد درس خوانده در آن، بسيار محدود بودند، در مكتب استادى حضور يافته بود، ممكن بود عده اى آن را دستاويز خوبى براى نسبت دروغ و كذب به پيامبر(صلى الله عليه وآله) قرار دهند.• آنچه در اين مختصر اشاره شد، تنها برخى از وجوه اعجاز و شگفتى هاى قرآن بود كه ثابت مى كند قرآن معجزه جاويد است. براى كسب اطلاع بيشتر به منابعى كه در متن آمده رجوع كنيد. امّا يك نوشته انسانى ـ هر چند به وسيله يك دانشمند برجسته نوشته شده باشد ـ چنين امتيازهايى را ندارد.• خواهر گرامى محبوبه حقيقى اصل; سلام بر شما; اميدوارم كه حالتان خوب باشد و سال جديد تحصيلى را با تلاش بيشترى آغاز كرده باشيد. يكى از بهترين عبادت هايى كه پيامبر عزيز سفارش فرموده اند، يادگيرى دانش است. به فرموده حضرت على(عليه السلام) ارزش هر كس به مقدار دانش اوست: قيمت هر كس به قدر علم اوست *** همچنين گفته است اميرالمؤمنين در هر حال آرزو مى كنم كه شما و ديگر همكلاسى هايتان در راه علم و دانش موفّق باشيد و مخصوصاً در يادگيرى قرآن كريم و دانستنى هاى مربوط به آن امسال پيشرفت زيادى بنماييد. خواهرم! سه سؤال شما را خيلى كوتاه پاسخ مى دهم، ولى اگر ديديد پاسخ من كافى نبود بار ديگر سؤال كنيد. درباره پرسش اولتان بايد بگويم كه طولانى ترين آيه قرآن آيه 282 سوره بقره است كه تقريباً يك صفحه كامل است. اين آيه درباره روابط مالى بين انسان هاست كه گاهى كسى به ديگرى بدهكار مى شود. قرآن در اين آيه توصيه كرده كه اين گونه مسائل را مردم بنويسند. نوشتن، باعث مى شود كه اختلاف ها كم شود و خيلى از دعواها ديگر اتفاق نيفتد. پاسخ پرسش دوّم شما هم در آيه 64 سوره الرحمان است. اين آيه كوتاه ترين آيه قرآن كريم است كه مى فرمايد: «مُدْهآمَّتان». اين كلمه به معنى دو بهشت سرسبز و خرّم است. درباره آخرين پرسشتان هم بايد بگويم كه آية الكرسى آيه 255 سوره بقره است كه به خاطر آمدن كلمه «كرسى» در اين آيه، آن را «آية الكرسى» ناميده اند. كلمه كرسى در زبان عربى به معنى تخت است. در اين آيه مى خوانيم كه: «وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَـوَ تِ وَالاَْرْض» تخت خدا آسمان ها و زمين را در بر گرفته است. منظور از تخت همان تختى است كه پادشاهان بر آن مى نشينند و حكومت مى كنند. قرآن كريم در اين آيه مى خواهد به ما بگويد كه مثل پادشاهان بر تخت كوچكى ننشسته است.تخت او و وسعت حكومت او همه جاى دنياست. او همه جا هست و حكومت و قدرت او تمام آسمان ها و زمين را فرا گرفته است. فكر مى كنم پاسخ پرسش هايتان را دريافت كرده ايد. اگر باز هم سؤالى داشتيد، در برگه اى كه برايتان مى فرستم بنويسيد و بفرستيد. خدانگهدار خادم قرآن كريم 1. پيام قرآن، جمعى از نويسندگان، ج 8، ص 90، انتشارات نسل جوان. 1. پيام قرآن، جمعى از نويسندگان، ج 8، ص 279، انتشارات نسل جوان. 1. ر.ك: قرآن و ديگران، على اكبر صداقت، ص 46، نشر روح. 1. پيام قرآن، ج 8، ص 245، نشر نسل جوان. 1. ر.ك: الالهيات، آيت الله سبحانى، ج 1، ص 39ـ77. 1. ر.ك: الرياضيات فى القرآن، دكتر ابوالوفاء تفتازانى. 1. پيام قرآن، ج 8، ص 120. 1. پيام قرآن، ج 8، ص 61. 1. ر.ك: مجمع البيان، مرحوم طبرسى(رحمه الله)، ج 1و2، ص 85، دارالمعرفة، بيروت ـ آش