وقت ظهور

image: 
در صورت امکان، به برخی فواید و مضرات تعیین نکردن وقت ظهور اشاره کنید؟

قطعاً خدای متعال از تعیین نکردن وقت ظهور هدفی داشته، در صورت امکان، به برخی فواید و مضرات تعیین نکردن وقت ظهور اشاره کنید؟

در پاسخ نکاتی را مختصراً تقدیم می کنیم:
اولاً در روایات دینی نه تنها وقت و زمان خاصی برای ظهور امام عصر (عجّل‌ الله‌ فرجه‌) تعیین نشده، بلکه از تعیین وقت برای ظهور آن حضرت نیز ممانعت شده است. پیشوایان هدایت و امامان معصوم (علیهم‌السّلام) در مقام پرسش از هنگامه ظهور، تصریح نموده‌ اند که خداوند متعال برای ظهور آن حضرت وقتی را معین نفرموده و ما هم برای این امر وقتی را تعیین نکرده‌ ایم؛ بنابراین، افرادی که از ظهور آن حضرت در وقت معینی خبر می‌ دهند دروغگویند.(1) در بعضی از روایات داریم که حتی خود امام زمان (عجّل‌ الله‌ فرجه‌) نیز وقت ظهورشان را نمی‌ دانند و خدای متعال هنگام ظهور به واسطۀ علائم خاصی زمان ظهور را به حضرت اطلاع می‌ دهند.(2)
ثانیاً شاید به حسب ظاهر گمان شود که اگر زمان ظهور معلوم و مشخص بود برای امت اسلامی و تمام بشریت فایده بخش تر بود تا این که زمان آن مخفی و ناپیداست، اما وقتی به دلایل تعیین نشدن وقت ظهور مراجعه می کنیم پی می بریم که اساساً نامشخص بودن زمان ظهور کاملاً حکیمانه و تماماً دارای فایده و منفعت است و چه بسا اگر زمان ظهور معلوم بود، بسیاری از حکمت ها و فوایدی که در امر غیبت امام زمان (عجل الله فرجه) نهفته به سرانجام نمی رسید و یا جامعه بشریت از حکمت های غیبت، کمترین فایده را می بردند.

در ادامه به برخی دلایل حکیمانه ی نامشخص بودن زمان غیبت اشاره می کنیم:

الف- به خطر افتادن جان حضرت: اگر مؤمنین و امت اسلامی وقت دقیق ظهور را بدانند بی شک، این خبر مهم در سرتاسر عالم فاش می‌ شود و دشمنان حضرت، از قبل تدبیرات لازم و آمادگی کامل برای مقابله و مبارزه با حضرت را فراهم می کنند و در همان آغاز ظهور بگونه ای عمل می کنند تا اهداف و برنامه های قیام امام (علیه السلام) با شکست مواجه شود.

ب- انتظار دائمی مؤمنان و کسب آمادگی های لازم: خداوند متعال می‌خواهد انتظار منتظران، دائمی باشد، چرا که اگر وقت تعیین شود فقط در همان وقت، مردم مؤمن منتظر آمدن حضرت خواهند بود و در غیر آن وقت از یاد حضرت غافل می‌ شوند.(3) همانند اینکه اگر ساعت مرگ و اجل قطعی، دقیقاً مشخص باشد مردم تا ساعاتی قبل از آن در غفلت و گناه بسر می برند و در آستانه فرارسیدن أجل توبه می کنند. فلذا از آن جایی که یکی از فلسفه ها و حکمت های غیبت، ایجاد آمادگی در مردم است، بدلیل غفلتی که عموماً گرفتارش هستند، مردم به آمادگی های لازم برای ظهور و تحقق حکومت عدل جهانی حضرت مهدی (علیه السلام) دست نمی یابند.

ج- امتحان عباد و بندگان خدا: چون یکی از فلسفه‌ های غیبت، امتحان عباد و بندگان خدا است(4)، از این رو لازمه‌اش این است که وقت غیبت و ظهور معلوم نباشد تا مؤمن و غیر مؤمن واقعی(سره از ناسره) از همدیگر شناخته شوند. به همین جهت در بعضی از روایات آمده که مردم در زمان غیبت در وجود حضرت شک می‌ کنند. شاید منشا شک و تردید مردم این است که وقت خاصی برای ظهور تعیین نشده است. مسالۀ ظهور از این نظر نیز شبیه به مسئلۀ مرگ است.

د- ظهور، امری بدائی: وقت ظهور بر طبق بسیاری از روایات از امور بدائی است.(5) و قابل تقدیم و تاخیر است از این رو اگر وقت خاصی برای مردم گفته شود و به واسطۀ بعضی از مصالح ظهور حضرت تاخیر افتد، مردم در امر دین و امامشان شک می‌ کنند.(6) همان طوری که در روایتی امام صادق (علیه السلام) با تمسک به داستان عزیمت موسی (علیه السلام) به کوه طور که به مردم اطلاع داده بود مدت ۳۰ روزه است و بعداً ۱۰ روز بر آن اضافه شد و با اضافه شدن ۱۰ روز، داستان سامری و گمراه کردن قوم پیش آمد و بسیاری از مردم گمراه شدند؛ می‌ فرمایند ظهور امام زمان (عجّل‌ الله‌ فرجه‌) نیز این گونه است که اگر وقت خاصی برای آن تعیین شود و بعد ظهور به تاخیر افتد، مردم در امر دین، شک خواهند کرد لذا خدای متعال وقت خاصی را برای ظهور تعیین نکرده‌ اند.(7)

بنابراین، در فاش بودن زمان ظهور، بجز ضرر و خسارت، هیچ فایده دیگری نهفته نبود. و اگر فایده ای داشت، حداقل خداوند زمان ظهور را برای خود حضرت صاحب الزمان (عجل الله فرجه) و یا خواص از اولیاءش فاش می نمود و حال آنکه چنین ننموده است.(8)

پی نوشت ها:
1. طوسی، محمد بن حسن، الغیبه، مترجم: عزیزی، مجتبی، نشر مسجد مقدس جمکران، قم، 1387، ص262.
2. صدوق، محمد بن علی، اکمال الدین و اتمام النعمة، مترجم: کمره ای، محمدباقر، کتابفروشی اسلامیه، تهران، 1377، ج2، ص349، ح 42.
3. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، دار احیاء التراث العربی، بیروت، بی تا، ج95، ص159.
4. طوسی، محمد بن حسن، الغیبة، پیشین، ص206.
5. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، پیشین، ج51، ص86.
6. موسوی اصفهانی، محمد تقی، مکیال المکارم فی فوائد الدعاء للقائم، مترجم: سید مهدی حائری قزوینی، نشر مهر قائم، اصفهان، 1384، ج2، ص338، الباب الثامن فی تکالیف العباد بالنسبة الیه.
7. طوسی، محمد بن حسن، الغیبة، پیشین، ص262.
8. صدوق، محمد بن علی، اکمال الدین و اتمام النعمة، پیشین، ج2، ص349، ح42.

برای مشاهده مطلب در تاپیک اصلی کلیک فرمایید

 

 

موضوع: