واژه شاء یشاء

image: 
آیا یشاء، نشاء، شیء، اشیاء؛ مترادف و هم ریشه اند؟ ترجمه اصلیشان چی هست؟

آیا یشاء، نشاء، شیء، اشیاء؛ مترادف و هم ریشه اند؟ ترجمه اصلیشان چی هست؟

بله، همه از ریشه «شیأ»، و در معانی اراده، طلب و خواست، مرادف هستند.

برخی اوزان فعلی مثل: «شَاءَهُ» «یَشاؤُه» «شَیئاً» مثل (نالَه، یَنالُهُ، نَیلاً)؛ و برخی اوزان اسمی آن مثل: «المَشِيئَةُ» (بر وزن مَعیشةُ)، و «الشِّيئَةُ» (بر وزن شِيعَةُ) است.(1)

«یَشاءُ» فعل مضارع مفرد غایب است؛ اراده می کند، طلب می کند، می خواهد.

«نَشاءُ» فعل مضارع متکلم مع الغیر است؛ اراده می کنیم، طلب می کنیم، می خواهیم.

«شی‏ء»؛ مصدر به معناى خواستن و اراده كردن است.(2)

«شَیء» به معنای چیز، چیزی که شناخته می شود و چیزی که از آن خبر داده می شود یعنی معین و معلوم است. اسم است و بر موجود و معدوم اطلاق می شود.(3)

«شیء» وقتی در باره خداوند به کار می رود، معنای فاعلی یعنی خواهنده؛ وقتی در باره غیر خدا به کار می رود، معنای مفعولی، یعنی خواسته شده، دارد.(4)

«أشیاء» جمع «شَیء» است؛ بعضی گفته اند «اشیاء» جمع بسته نمی شود(5)؛ ولی برخی دیگر گفته اند جمع الجمع آن می شود: «أشْياواتٌ»‏، «أشاواتٌ‏»، «أشاوى»‏، «أشايا» و «أشاوِهُ»‏ که همزه به هاء بدل شده است.(6)

«مَشيئةً» مصدر است؛ لذا اصل آن «شاءَ»، «يَشَاء»، «مَشيئةً» است.(7)؛ البته برخی نیز گفته اند «مَشيئةً» مصدر است ولی اصل آن «شاءَ»، «شَيّأَ»، «يَشْيَأُ»، «مشيئةً» است.(8)

«مَشِیئَة» (مَشیَت) یعنی اراده. اکثر متکلمان بین مشیت و اراده فرقی نگذاشته اند، گرچه در اصل مختلف هستند و «مَشِیئَة» در لغت به معنای ایجاد، و «اراده» به معنای طلب است.(9)

«مَشِيئَة» در نظر بيشتر متكلّمين مثل اراده است و در نظر بعضى ديگر ايجاد كردن چيزى و اصابت چيزى است، هر چند كه در سخن و تعارفات معمولى، به جاى اراده به كار مى ‏رود. پس مشيت از سوى خداى تعالى ايجاد و آفريدن است و مشيت از جانب مردم رسيدن به چيزى است.(10)

پی نوشت ها:
1. مدنى، على خان بن احمد، الطراز الأول والكناز لما عليه من لغة العرب المعول‏، ناشر: موسسة آل البيت عليهم السلام لاحياء التراث‏ ـ مشهد مقدس‏، 1384ه.ش‏، چاپ اول‏، ج ‏1، ص 117.
2. قرشی، قاموس قرآن، انتشارات: دار الکتب الاسلامیه ـ تهران، ج ‏4، ص 91.
3. راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، محقق: داوودی، انتشارات: دار الشامیه ـ بیروت، ص 471؛ الطراز الأول و الكناز لما عليه من لغة العرب المعول، پیشین، ج ‏1، ص 117.
4. مفردات ألفاظ القرآن، پیشین، ص 471.
5. جوهرى، الصحاح: تاج اللغة و صحاح العربية، محقق/مصحح: عطار، ناشر: دار العلم للملايين‏ ـ بيروت‏، 1376 ه.ق، چاپ اول‏، ج ‏1، ص 58؛ فراهيدى، كتاب العين‏، ناشر: نشر هجرت‏ ـ قم‏، 1409 ه.ق‏، چاپ دوم‏، ج ‏6، ص 295.
6. الطراز الأول و الكناز لما عليه من لغة العرب المعول، پیشین، ج ‏1، ص 117؛ صاحب، اسماعيل بن عباد، المحيط فى اللغة، محقق/مصحح: آل ياسين، ناشر: عالم الكتب‏ ـ بيروت‏، 1414ه.ق، چاپ اول‏، ج ‏7، ص 399.
7. فراهيدى، كتاب العين‏، ناشر: نشر هجرت‏ ـ قم‏، 1409 ه.ق‏، چاپ دوم‏، ج ‏6، ص 297.
8. حميرى، شمس العلوم و دواء كلام العرب من الكلوم‏، محقق/مصحح: اريانى و عبدالله و عمرى، ناشر: دار الفكر ـ دمشق‏، 1420 ه.ق، چاپ اول، ج ‏6، ص 3607.
9. زبيدى، تاج العروس من جواهر القاموس، محقق/مصحح: شيرى، ناشر: دار الفكر ـ بيروت، 1414 ه.ق، چاپ اول، ج ‏1، ص 185.
10. مفردات ألفاظ القرآن، پیشین، ص 471.

برای مشاهده مطلب در تاپیک اصلی کلیک فرمایید

 

 

موضوع: