هزاران نفر مردند و زنده شدند

image: 
جریان هزاران نفری که قرآن می فرماید: «خداوند فرمان مرگ بر آنان داد و آنان مردند و مجددا زنده شدند» چیست؟

جریان هزاران نفری که قرآن می فرماید: «خداوند فرمان مرگ بر آنان داد و آنان مردند و مجددا زنده شدند» چیست؟

در آیه 243 سوره مبارکه بقره می خوانیم:
«أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيارِهِمْ وَ هُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُوا ثُمَّ أَحْياهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَشْكُرُونَ»؛ آيا نديدى جمعيتى را كه از ترس مرگ، از خانه ‏هاى خود فرار كردند؟ و آنان، هزارها نفر بودند (كه به بهانه بيمارى طاعون، از شركت در ميدان جهاد خوددارى نمودند). خداوند به آنها گفت: بميريد! (و به همان بيمارى، كه آن را بهانه قرار داده بودند، مردند). سپس خدا آنها را زنده كرد، (و ماجراى زندگى آنها را درس عبرتى براى آيندگان قرار داد.) خداوند نسبت به بندگان خود احسان مى‏كند، ولى بيشتر مردم، شكر (او را) بجا نمى ‏آورند.(1)

در «تفسیر نمونه» ذیل آیه فوق در شأن نزول آن این گونه آمده است:
در يكى از شهرهاى "شام" بيمارى طاعون راه يافت و با سرعتى عجيب و سرسام‏ آور مردم يكى پس از ديگرى از دنيا مى‏ رفتند در اين ميان عده بسيارى به اين اميد كه شايد از چنگال مرگ رهايى يابند آن محيط و ديار را ترك گفتند از آن جا كه آن ها پس از فرار از محيط خود و رهايى از مرگ در خود احساس قدرت و استقلالى نموده و با ناديده گرفتن اراده الهى و چشم دوختن به عوامل طبيعى دچار غرور شدند. پروردگار، آن ها را نيز در همان بيابان به همان بيمارى نابود ساخت.
از بعضى روايات استفاده مى‏ شود كه اصل آمدن بيمارى مزبور در اين سرزمين به عنوان مجازات بود، زيرا پيشوا و رهبر آنان از آنان خواست كه خود را براى مبارزه آماده كنند و از شهر خارج گردند آن ها به بهانه اين كه در محيط جنگ مرض طاعون است از رفتن به ميدان جنگ خوددارى كردند. پروردگار آن ها را به همان چيزى كه از آن هراس داشتند و بهانه فرار قرار داده بودند مبتلا ساخت و بيمارى طاعون در آن ها شايع شد. آن ها خانه‏ هاى خود را خالى كرده و براى نجات از طاعون فرار كردند و در بيابان همگى از بين رفتند.
مدت ها از اين جريان گذشت و حزقيل‏(2) كه يكى از پيامبران بنى اسرائيل بود از آن جا عبور نمود و از خدا خواست كه آن ها را زنده كند خداوند دعاى او را اجابت نمود و آنها به زندگى بازگشتند.
گر چه آيه فوق اشاره به عدد خاصى نكرده، و تنها واژه "الوف" كه به معنى هزارها است، به كار برده، ولى بعضى از روايات، تعداد نفرات آنها را ده هزار و بعضى هفتاد يا هشتاد هزار ذكر مى‏ كند.
نكته ديگرى كه در اين جا شايان توجه است مساله امكان "رجعت" است كه از اين آيه به خوبى استفاده مى‏ شود.
توضيح اين كه: در تاريخ گذشتگان مواردى را مى ‏يابيم كه افرادى بعد از مرگ، به اين جهان بازگشتند مانند ماجراى جمعى از بنى اسرائيل كه همراه موسى (علیه السلام) به كوه طور رفتند كه در آيه 55 و 56 سوره بقره آمده و داستان عزير يا ارميا كه در آيه 259 همين سوره آمده، و همچنين حادثه ‏اى كه در آيه مورد بحث به آن اشاره شده است.
بنا بر اين مانعى ندارد كه همين مساله در آينده نيز تكرار شود. دانشمند معروف شيعه مرحوم "صدوق" نيز به همين آيه براى امكان مساله رجعت استدلال كرده و مى‏ گويد: يكى از عقايد ما اعتقاد بر رجعت است (كه گروهى از انسانهاى پيشين بار ديگر در همين دنيا به زندگى باز مى‏ گردند).و نيز مى ‏تواند اين آيه سندى براى مساله معاد و احياى مردگان در قيامت باشد.(3)

پی نوشت ها:
1. بقره/ 243.
2. "حزقيل" طبق بعضى از روايات سومين پيشواى بنى اسرائيل بعد از موسى (علیه السلام) بود.
3. مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه، 28جلد، دار الكتب الإسلامية، 1371ش، چاپ دهم، ايران - تهران، ج‏2 ص 218.

برای مشاهده مطلب در تاپیک اصلی کلیک فرمایید

 

 

موضوع: