نماز وحشت، شیعه و سنی

image: 
آیا این نماز تنها در فقه شیعه مطرح است و اهل سنت چنین عملی را برای اموات خود انجام نمی دهند؟

اعتبار نماز وحشت در فقه شیعه چگونه است؟ آیا این نماز تنها در فقه شیعه مطرح است و اهل سنت چنین عملی را برای اموات خود انجام نمی دهند؟

ترحّم به حال میّت در شب اول قبر منحصر به خواندن نماز وحشت نیست؛ بلکه صدقه دادن برای میّت و انجام امور خیر نیز موجب گشایش و راحتی بر میّت است. بر این اساس در روایات نقل شده در کتب ادعیه ی شیعه ترغیب به خواندن نماز وحشت شده است؛ ولی چنین امری در فقه اهل سنت وارد نشده؛ که البته نبود آن به معنای عدم توجه به حال میّت نیست، بلکه از دیدگاه آنان نیز صدقه و برخی امور مستحب همچون تلقین پس از دفن، بر میّت جایز بوده و انجام آن موجب گشایش حال میّت خواهد بود.
توضیح:

الف) نماز وحشت در فقه شیعه
یکی از مستحبات پس از دفن میّت خواندن نماز وحشت و اهدای آن به روح میّت است. امام خمینی (رضوان الله علیه) در کتاب: «تحریر الوسیله» در مورد این نماز می نویسد:
«مستحب است در شب اوّل دفن براى ميت نماز هديه خوانده شود‌ كه در زبانها به نماز وحشت معروف است در حديث نبوى است كه «هيچ ساعتى براى ميت، شديدتر از شب اول قبرش نيست پس با صدقه دادن به اموات خود رحم كنيد و اگر چيزى براى صدقه نداشتيد، يكى از شماها دو ركعت نماز بخواند و كيفيت آن بنابر آنچه در حديث مذكور است: آن است كه در ركعت اول يك مرتبه سوره ی «حمد» و دو مرتبه سوره ی توحيد (قل هو اللّه) و در ركعت دوم يك مرتبه سوره ی «حمد» و ده مرتبه سوره ی: «الهيكم التّكاثر» را بخواند و بعد از سلام نماز، بگويد «اللّهمّ صل على محمد و آل محمد و ابعث ثوابها الى قبر فلان بن فلان (نام ميت و پدرش را ببرد)» و خداوند متعال از همان ساعت هزار فرشته به‌ قبر آن ميت، در حالى كه با هر يك از آنها جامه و حله‌اى است، مى‌فرستد. و تا روز نفخ صور (قيامت) قبر او وسعت پيدا مى‌كند و به كسى كه اين نماز را مى‌خواند، به عدد آنچه آفتاب بر آن مى‌تابد، حسنه داده مى‌شود و چهل درجه رفعت پيدا مى‌كند».(1)
و بنابر روايت ديگرى «در ركعت اول يك مرتبه سوره ی «حمد» و «آية الكرسى» و در ركعت دوم يك مرتبه سوره ی «حمد» و ده مرتبه سوره ی: «انا انزلناه» خوانده مى‌شود و بعد از نماز مى‌گويد: «اللهم صلّ على محمّد و آل محمّد و ابعث ثوابها الى قبر فلان (نام ميت را ببرد)».
و اگر نماز وحشت را به هر دو كيفيت، بخواند، بهتر است. و يك نماز به وسيله ی يك نفر كفايت مى‌كند. و چهل يا چهل و يك نماز وحشت، كه متعارف است در اخبار وارد نشده است. البته اگر به نيت آنكه دستور شرع است، نباشد، اشكالى ندارد و احتياط آنست كه «آية الكرسى» «تا هم فيها خالدون» خوانده شود، و بنابر اقوا اجير كردن و اجرت گرفتن براى خواندن اين نماز جايز است. و احتياط آنست كه به عنوان بخشش و احسان به نمازگزار بذل نمايند و او هم نمازش را تبرع نمايد و ظاهر آنست كه وقت نماز هديه تمام شب است اگر چه خواندن در اول شب بهتر است».(2)
در این روایت به صدقه دادن برای میّت در این زمان تأکید شده است و این امر نشان دهنده ی آثار صدقه برای راحتی و گشایش حال بر میّت است. لذا ترحم به حال میّت منحصر به انجام نماز وحشت نیست.
ـ اعتبار سند این نماز
سند این روایت به نقل کتاب مصباح کفعمی(متوفی: 905هـ) است.(3) مرحوم شیخ حر عاملی (متوفی: 1104هـ) در کتاب «وسائل الشیعه» نیز کیفیت انجام این نماز را به نقل از «مصباح کفعمی» نقل نموده است.(4) از آنجا که این نقل فاقد سند است، حکم به ضعف این روایت می شود؛‌ اما از آنجا که مفاد این خبر مربوط به امری مستحب است؛ بر اساس دیدگاه تسامح در ادله ی سنن مشهور فقها فتوا به استحباب این عمل داده اند(5) و گروهی دیگر انجام آنرا شایسته دانسته و یا انجام آنرا رجاء بیان نموده اند.(6)

ب)‌ دیدگاه اهل سنت نسبت به نماز وحشت
اتفاق نظر علمای اهل سنت بر آن است که دعا و طلب مغفرت بحال میّت نافع است؛ آنچه مورد اختلاف است آن است که ثواب «قرائت قرآن» به میّت می رسد یا خیر؟ که در این خصوص دو دیدگاه در بین اهل سنت است. قول مشهور در مذهب «شافعی» و جماعتی، عدم وصول ثواب «قرائت قرآن» به روح میّت است؛ اما در مقابل، نظر «احمد بن حنبل» و جماعتی دیگر از علماء آن است ثواب قرائت قرآن به روح میّت می رسد.(7)
همچنین در روایات اهل سنت،‌ اخبار متعددی دال بر مطلوبیّت طلب مغفرت برای اموات وارد شده که این امر توجه بیشتری به ابتدای زمان دفن میّت است. بر این اساس در فقه اهل سنت موضوعی با عنوان «نماز وحشت» و اهدای ثواب آن به روح میّت مشاهده نمی شود؛ اما در عین حال به طلب مغفرت و انجام برخی از امور همچون: تلقین پس از دفن توصیه شده است.
در کتاب: «الفقه علی المذاهب الاربعه» آمده است: «مستحب است، پس از دفن ميّت و صاف كردن خاكهاى قبر، او را با كلمات زير تلقين داد و تلقين دهنده نام او و نام مادر او را بگويد و اگر نام مادر او را نمى‌داند نام حواء را ببرد، سپس او را خطاب كند و بگويد: به ياد آر عهد و پيمانى را كه با آن از دنيا خارج شدى و آن پيمان عبارت است از گواهى بر يگانگى خدا و رسالت حضرت محمّد(صلی الله علیه وآله) و اين كه بهشت و دوزخ و رستاخيز حق است، و روز رستاخيز فرا مى‌رسد و خداوند همه را برمى انگيزد. و تو، به خدايى خدا، و حقانيت اسلام، و نبوت پيامبر و پيشوايى قرآن، و قبله بودن كعبه و برادرى افراد با ايمان، راضى هستى».(8)
دلیل چنین فتوایی روایتی از «ابوامامه باهلی» است که طبرانی در «المعجم الکبیر»‌آنرا روایت نموده که متن آن چنین است: «سعيد بن عبد اللّه مى‌گويد من در احتضار أبا امامه باهلى، بر بالين او بودم او به من وصيت كرد كه او را به نحوى كه پيامبر(صلی الله علیه وآله) خدا دستور داده است تلقين دهم، پيامبر خدا دستور داده است هر موقع از دفن افراد فارغ شديد يك نفر بر بالين او قرار گيرد و او را به نام خود و نام مادرش خطاب كند زيرا او مى‌شنود ولى پاسخ نمى‌گويد، سه بار اين كار را تكرار كند و به او بگويد: «اذْكُرْ مَا خَرَجْتَ عَلَيْهِ مِنَ الدُّنْيَا شَهَادَةَ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَأَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ وَأَنَّكَ رَضِيتَ بِاللَّهِ رِبًّا وَبِالْإِسْلَامِ دِينًا وَبِمُحَمَّدٍ نَبِيًّا»؛ سپس افزود در اين موقع دو فرشته سؤال او را ترك مى‌كنند و به يكديگر مى‌گويند چرا بنشينيم؟ تمام آنچه را مى‌خواستيم به او تلقين شد...».(9)

ج) بیان روایت در برخی از کتب غیر معتبر اهل سنت
در برخی از کتب فقهی معاصر اهل سنت به انجام این عمل و فضیلت آن توصیه شده است.(10)

پی نوشت ها:
1. نورى، حسين بن محمد تقى، مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، 28جلد، مؤسسة آل البيت عليهم السلام - قم، چاپ: اول، 1408ق، ج6، ص344: «السيد علي بن طاوس في فلاح السائل، عن حذيفة بن اليمان قال قال رسول الله ص‏ لا يأتي على الميت ساعة أشد من أول ليلة فارحموا موتاكم بالصدقة فإن لم تجدوا فليصل أحدكم ركعتين يقرأ في الأولى بفاتحة الكتاب مرة و قل هو الله أحد مرتين و في الثانية فاتحة الكتاب مرة و ألهاكم التكاثر عشر مرات و يسلم و يقول اللهم صل على محمد و آل محمد و ابعث ثوابها إلى‏ قبر ذلك الميت فلان بن فلان فيبعث الله من ساعته ألف ملك إلى قبره مع كل ملك ثوب و حلة و يوسع في قبره من الضيق إلى يوم ينفخ في الصور و يعطى المصلي بعدد ما طلعت عليه الشمس حسنات و ترفع له أربعون درجة».
2. خمينى، سيد روح اللّٰه موسوى - مترجم: اسلامى، على، تحرير الوسيلة - ترجمه، 4 جلد، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، قم - ايران، 21، 1425 ه‍ ق، ج1، ص173.
3. عاملى، كفعمى، ابراهيم بن على، المصباح (للكفعمي)، در يك جلد، دار الرضى (زاهدى)، قم - ايران، دوم، 1405 ه‍ ق،‌ص411: «صَلَاةُ هَدِيَّةِ الْمَيِّتِ لَيْلَةَ الدَّفْنِ‌. رَكْعَتَانِ فِي الْأُولَى الْحَمْدَ وَ آيَةَ الْكُرْسِيِّ وَ فِي الثَّانِيَةِ الْحَمْدَ وَ الْقَدْرَ عَشْراً فَإِذَا سَلَّمَ قَالَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ابْعَثْ ثَوَابَهَا إِلَى قَبْرِ فُلَانٍ وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى بَعْدَ الْحَمْدِ التَّوْحِيدَ مَرَّتَيْنِ فِي الْأُولَى وَ فِي الثَّانِيَةِ بَعْدَ الْحَمْدِ التَّكَاثُرَ عَشْراً ثُمَّ الدُّعَاءَ الْمَذْكُورَ‌».
4. عاملى، حرّ، محمد بن حسن، وسائل الشيعة، 30 جلد، مؤسسه آل البيت عليهم السلام، قم - ايران، اول، 1409 ه‍ ق،‌ج8، ص168: «بَابُ اسْتِحْبَابِ صَلَاةِ الْهَدِيَّةِ وَ كَيْفِيَّتِهَا‌. إِبْرَاهِيمُ بْنُ عَلِيٍّ الْكَفْعَمِيُّ فِي الْمِصْبَاحِ قَالَ: صَلَاةُ الْهَدِيَّةِ لَيْلَةَ الدَّفْنِ رَكْعَتَانِ فِي الْأُولَى الْحَمْدَ وَ آيَةَ الْكُرْسِيِ‏- وَ فِي الثَّانِيَةِ الْحَمْدَ وَ الْقَدْرَ عَشْراً فَإِذَا سَلَّمَ قَالَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ- وَ ابْعَثْ ثَوَابَهَا إِلَى قَبْرِ فُلَانٍ».
5. مشهور فقهای شیعه معتقدند مفاد «اخبار من بلغ» اسقاط شرایط حجیّت خبر در باب مستحبات است.
6. «امام خمینی، گلپایگانی، بهجت، فاضل، شبیری زنجانی، وحید خراسانی، سبحانی، مستحب است...؛ خوئى، تبريزى، سيستانى: سزاوار است . ..؛ مكارم: به اميد اين كه مطلوب پروردگار باشد ...». (خمينى، سيد روح اللّٰه موسوى، توضيح المسائل (محشّٰى - امام خمينى)، 2 جلد، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، قم - ايران، هشتم، 1424 ه‍ ق،ج1، ص348).
7. النووی، الاذکار النوویه، دارالفکر- بیروت، ص178: «أجمع العلماء على أن الدعاء للأموات ينفعهم، ويصلهم ثوابه... واختلف العلماء في وصول ثواب قراءة القرآن، فالمشهور من مذهب الشافعي وجماعة، أنه لا يصل. وذهب أحمد بن حنبل وجماعة من العلماء، وجماعة من أصحاب الشافعي، إلى أنه يصل، فالاختيار أن يقول القارئ بعد فراغه: اللهم أوصل ثواب ما قرأته إلى فلان، والله أعلم».
8. الجزیری، الفقه علی المذاهب الاربعة، ج1، ص455، دار الكتب العلمية، بيروت – لبنان: «ويستحب تلقينه أيضاً بعد الفراغ من دفنه وتسوية التراب عليه، والتلقين هنا هو أن يقول الملقن مخاطباً للميت: يا فلان ابن فلانة، إن كان يعرفه، وإلا نسبه إلى حواء عليها السلام، ثم يقول بعد ذلك: اذكر العهد الذي خرجت عليه من الدنيا، شهادة أن لا إله إلا الله وأن محمداً رسول الله، وأن الجنة حق، وأن النار حق، وأن البعث حق، وأن الساعة آتية لا ريب فيها، وأن الله يبعث من القبور، وأنك رضيت بالله رباً، وبالإسلام ديناً، وبمحمد صلى الله عليه وسلم نبياً، وبالقرآن إماماً، وبالكعبة قبلة وبالمؤمنين إخواناً، وهذا التلقين مستحب عند الشافعية والحنابلة؛ وخالف المالكية، والحنفية».
9. الطبرانی، المعجم الکبیر، مكتبة العلوم والحكم - الموصل، الطبعة الثانية ، 1404 - 1983،‌ ج8، ص249، ح7979؛ الهیثمی، مجمع الزوائد، دار الفكر، بيروت - 1412 هـ، ج3، ص66 و163.
10. محمد بن عمر نووي الجاوي البنتني إقليما، التناري بلدا (المتوفى: 1316هـ)، نهاية الزين في إرشاد المبتدئين(فقه شافعی)، دار الفكر – بيروت، ج1،‌ص107.

برای مشاهده مطلب در تاپیک اصلی کلیک فرمایید

 

 

موضوع: