نماز جمعه

image: 
چگونه نماز جمعه که واجب بود، مستحب شد؟

چگونه نماز جمعه که واجب بود، مستحب شد؟

«شیخ جعفر کاشف الغطاء» که از فقهای بزرگ است، در این باره می نویسد: امامت جمعه، از مناصب شرعی است که تصدی آن جایز نیست مگر بعد از اذن نبی یا امام علیهما السلام، بنا بر این در دوره غیبت، یا در دوره حضوری که قدرت در دست معصوم نیست و امکان نصب ندارد، وجوب عینی نماز جمعه برداشته می شود. سیره قطعیه معصومین بر این بوده است [نصب برای مناصب شرعی] و نظر فقها چه قدما و چه متاخرین هم بر همین مساله است و تنها عده بسیار کمی قائل به وجوب عینی آن بوده اند:
«و لا تجب عيناً مع الغيبة أو الحضور من دون انقياد الأُمور، و عدم التمكّن من النصب، كما يظهر من ملاحظة السيرة القطعيّة، فإنّ إمامتها لم تزل في زمن النبي صلّى اللّه عليه و آله و سلم و خليفته و أمينه على رعيّته من المناصب الشرعيّة التي لا يجوز فيها القيام إلا بعد الإذن من النبي صلّى اللّه عليه و آله و سلم، أو الإمام عليهما السلام، و كذلك استقرّت كلمة العلماء من القدماء و المتأخرين سوى من شذّ إلى يومنا هذا.»(1)
بنا بر این مساله اصلی به اذن معصوم (علیه السلام) و تاثیر آن در حکم شرعی برمی گردد؛ به این معنی که تفاوت اذن مستقیم با اذن غیر مستقیم چه تاثیری در شدت وجوب (وجوب عینی) یا تبدیل آن به وجوب تخییری یا استحباب یا ... خواهد داشت؟ اکثر فقها از ابتدای عصر غیبت، از ادله این گونه فهمیده اند که اقلا وجوب عینی -که مربوط به دوره حکومت معصوم (علیه السلام) و اذن مستقیم اوست- برداشته می شود. اما اینکه حکم آن کدام یک از احکام واجب تخییری، استحبابی یا ... خواهد بود، گفتگوها و مباحثات دیگری دارد که در جای خودش از آن بحث شده است.

پی نوشت:
1. نجفى، كاشف الغطاء، جعفر بن خضر مالكى، كشف الغطاء عن مبهمات الشريعة الغراء (ط - الحديثة)، 4 جلد، انتشارات دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم، قم - ايران، اول، 1422 ه‍ ق، ج ‌3، ص 248.

برای مشاهده مطلب در تاپیک اصلی کلیک فرمایید

 

 

موضوع: