مقایسه کردن

image: 
 مقایسه کردن در چه مواردی مذموم و در چه مواردی توصیه شده است؟

به نظر می رسد آموزه های دینی از مقایسه کردن نهی کرده اند. در حالی که مقایسه برای تشخیص حق از باطل ضروری است. بنابراین این سوال پیش می آید که مقایسه کردن در چه مواردی مذموم و در چه مواردی توصیه شده است؟

مقایسه کردن مثل بسیاری از مفاهیم دیگر داراری مصادیق و موارد مختلفی است که بر اساس فائده و زیانی که دارد ارزشگزاری می شود. بنابراین نه به طور کلی رد و نه به طور کلی اثبات می شود.

در این جا به برخی از انواع مقایسه کردن و خوب و بد بودن آن اشاره می کنیم.

قیاس: یکی از انواع مقایسه چیزی است که در روایات از آن به قیاس تعبیر شده است و به شدت مذمت شده است. قیاس به معنای مقایسه کردن دو موضوع و دادن حکم شرعی یکی از آن دو موضوع به دیگری به خاطر وجود برخی مشابهت ها در میان آن دو است. قیاس در فقه همان تمثیل منطقی است که به هیچ عنوان یقین به حکم نمی آورد. چراکه نمی توان گفت آن چیزی که وجه شباهت در میان دو موضوع است همان ملاک حکم شرعی است.
ابوحنیفه از اولین عالمان اهل سنت است که دست به قیاس زد و توسط امام صادق (علیه السلام) به شدت مورد نقد و انتقاد قرار گرفت.
«دَخَلَ أَبُو حَنِيفَةَ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فَقَالَ لَهُ يَا أَبَا حَنِيفَةَ بَلَغَنِي أَنَّكَ تَقِيسُ قَالَ نَعَمْ قَالَ لَا تَقِسْ فَإِنَّ أَوَّلَ‏ مَنْ‏ قَاسَ‏ إِبْلِيسُ حِينَ قَالَ‏ خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ* فَقَاسَ مَا بَيْنَ النَّارِ وَ الطِّينِ وَ لَوْ قَاسَ نُورِيَّةَ آدَمَ بِنُورِيَّةِ النَّارِ عَرَفَ فَضْلَ مَا بَيْنَ النُّورَيْنِ وَ صَفَاءَ أَحَدِهِمَا عَلَى الْآخَر»؛ ابوحنیفه بر امام صادق (علیه السلام) وارد شد. ایشان فرمودند: ابوحنیفه! شنیده‌ ام که «قیاس می‌ کنی» گفت: بله. فرمودند: قیاس نکن؛ که اولین کسی که قیاس کرد ابلیس بود هنگامی که گفت «مرا از آتش آفریدی و او را از گِل» پس بین آتش و گِل قیاس کرد؛ و اگر بین نورانیت آدم و نورانیت آتش قیاس می‌ کرد، برتری واقعی این دو نور [که واقعا کدام بر دیگری برتری دارد] و صفا و خلوص یکی بر دیگری را می‌ فهمید.(1)

یکی دیگر از مقایسه های مذموم مقایسه خود در امور معنوی و اخلاقی با افرادی است که از انسان پایین ترند و یا پایین تر به نظر می رسند. این نوع مقایسه باعث رذائل و آفاتی مثل تکبر، خودبسندگی و رکود، مفاخره و ... می شود.
این نوع مقایسه و نتیجه ای که فرد از آن میگیرد حداقل به دو علت نادرست و ناروا است:
1. مراتب ظاهر و باطن در انسان و رفتار او
گذشته از این که برخی رفتارهای ظاهری افراد نیز بر ما پوشیده است رفتارهایی وجود دارد که در نهان انجام می شود و در ارزیابی نهایی از یک شخصیت موثر است. شناخت نیات و طینت نیز به مراتب سخت تر است.
2. نامعلوم بودن عاقبت افراد. نمی توان عاقبت افراد(چه خودمان و چه دیگران) را پیش بینی کرد.
امام صادق(علیه السلام) می‌ فرماید: «مَنْ ذَهَبَ یَرَى أَنَّ لَهُ عَلَى الْآخَرِ فَضْلًا فَهُوَ مِنَ الْمُسْتَکْبِرِینَ... فَلَعَلَّهُ أَنْ یَکُونَ قَدْ غُفِرَ لَهُ مَا أَتَى وَ أَنْتَ مَوْقُوفٌ مُحَاسَبٌ»؛ هر کس که خود را با دیگران مقایسه کند و خود را از کسی برتر بداند، او جزو مستکبران محسوب می‌ شود... زیرا ممکن است شخص گناه‌ کار بخشیده شود ولی تو مورد محاسبه قرار بگیری.(2)

همانطوری که مقایسه خود با افراد پایین دستی در مسائل معنوی مذموم است، مقایسه خود با افراد بالادستی نیز در مسائل مادی مذموم است. قرآن کریم در این باره توصیه می کند: «وَ لا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلى‏ ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَياةِ الدُّنْيا لِنَفْتِنَهُمْ فيهِ وَ رِزْقُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَ أَبْقى»‏؛ و هرگز چشمان خود را به نعمت هاى مادّى، كه به گروه ‏هايى از آنان داده ‏ايم، ميفكن! اينها جلوه های زندگى دنياست تا آنان را در آن بيازماييم و روزى پروردگارت بهتر و پايدارتر است.(3)

اما در مقابل مقایسه خود با افراد بالادستی در امور معنوی و مقایسه خود با افراد پایین دستی در امور مادی مورد پسند و سفارش است. چراکه باعث بسندگی و شکرگزاری در امور مادی و تحرک و پویایی در امور معنوی می شود.

یکی دیگر از مقایسه های مثبت، مقایسه برای انتخاب بهترین ها است. خداوند متعال می فرماید: «الَّذينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِكَ الَّذينَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِكَ هُمْ أُولُوا الْأَلْباب‏»؛ آنان كه سخن را با دقّت می شنوند و بهترين آن را پيروى می كنند، آنانند كه خداوند هدايتشان نموده و آنانند همان خردمندان.(4)
مقایسه در میان گفته ها و اندیشه ها و انتخاب احسن
مقایسه در میان کارگزاران و مسئولین و انتخاب اصلح
مقایسه در میان فقها و اساتید و انتخاب اعلم
مقایسه در میان گزینه های ازدواج و انتخاب افضل

البته جایگاه مقایسه و تتبع قبل از انتخاب است. ولی اگر انتخاب بر اساس معیارها صورت گرفته باشد بعد از آن نوبت به اعتماد خواهد رسید. گاهی تداوم مقایسه گری به تشکیک و دودلی در فرد می انجامد.

پی نوشت ها:
1. کلینی، محمد بن یعقوب(329 ق)، الکافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ج‏1، ص58.
2. کلینی، محمد بن یعقوب(329 ق)، الکافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ج8، ص128.
3. طه/ 131.
4. زمر/ 18.

برای مشاهده مطلب در تاپیک اصلی کلیک فرمایید

 

 

موضوع: