معاشرت سالم

image: 
چه توصیه هایی در این زمینه دارید؟

همه ما می دانیم که انسان یک موجود اجتماعی است، و ناچار به معاشرت با دیگران است، و از طرفی ممکن است در پرتو این امر، آرامش و سلامت روحی و روانی او به مخاطره بیفتد. چه توصیه هایی در این زمینه دارید؟

مساله نفوذ و تاثیر محیط اجتماعی، یکی از مباحث اساسی تربیت و مورد توجه خاص علمای اخلاق است؛ انسان، دوران زندگی را عموما با دیگران می گذراند و در اجتماع تار و پود حیات روانی اش را به هم می تند؛ بدین ترتیب سهم کانون اجتماع، از لحاظ پی ریزی شخصیت و منش اخلاقی افراد بشر با یکدیگر، یکی از ضروریات سازمان وجودی اوست؛ انسان نمی تواند رشته ارتباط خود را با همنوعان قطع نماید و به گوشه انزوا پناه ببرد؛ زیرا تاریکی وحشت زای تنهایی، چهره حیات را عبوس و غم انگیز می سازد، و روح را در تنگنای محاصره قرار می دهد.
اگر رشته مودتمان با کسی پیوند نخورد، و احساس کردیم در این جهان هیچ دلی به خاطر ما نمی تپد و دیگران، روان ما را در پناه خود جای نمی دهند، دستخوش آشفتگی و اضطراب عمیق می شویم و آسمان دنیای وجودمان تیره و تار می گردد؛ از سوی دیگر چنان که بدن از انواع گوناگون خوراکی ها تغذیه می کند و نیرو می گیرد؛ روان نیز از مصاحبت با دوستان به کسب فضایل، نایل یا به انواع سیئات آلوده خواهد شد.
به همین سبب، چیزی که سعادت آینده ما عمیقا منوط و وابسته بدان است، همین مساله معاشرت و میزان شناخت حدود آن است، که با بهره مندی از تماس های سودمند امروز، سلامت نفس و استقلال فرد فراهم می شود.

بنابراین باید به این نکات توجه نمود:

الف: دقت در معاشرت
یکی از زیان بخش ترین معاشرت ها تماس با افراد نادان و بی خرد است، که به عقب افتادگی و چه بسا بدبختی انسان خواهد انجامید. گاهی خطر و زیان بدفرجام و دردناکی که از ناحیه دوست نادان، دامنگیر آدمی می شود، از خطر یک دشمن افزون تر است؛ چه به علت اعتماد و توجه خاص، نسبت به دوست، کم تر آمادگی دارد که از خویشتن دفاع کند، و ممکن است به آسانی عافلگیر گردد و هنگامی بیدار شود که دیگر، راه بازگشت به رویش مسدود باشد؛ در حالی که انسان، برای روبه رو شدن با خطر احتمالی حالت دفاعی به خود می گیرد و در حالت آماده باش به سر می برد.
امام باقر(علیه السلام) عناصر نامطلوبی را که شایسته و لایق معاشرت نیستند، بدین سان معرفی کرده و نتایج زیان بار این گونه تماس های نامتناسب را گوشزد فرموده است:
«لَا تُقَارِنْ‏ وَ لَا تُوَاخِ‏ أَرْبَعَةً الْأَحْمَقَ وَ الْبَخِيلَ وَ الْجَبَانَ وَ الْكَذَّابَ أَمَّا الْأَحْمَقُ فَإِنَّهُ يُرِيدُ أَنْ يَنْفَعَكَ فَيَضُرُّكَ وَ أَمَّا الْبَخِيلُ فَإِنَّهُ يَأْخُذُ مِنْكَ وَ لَا يُعْطِيكَ وَ أَمَّا الْجَبَانُ فَإِنَّهُ يَهْرُبُ عَنْكَ وَ عَنْ وَالِدَيْكَ وَ أَمَّا الْكَذَّابُ فَإِنَّهُ يَصْدُقُ وَ لَا يُصَدَّقُ»؛ دوستان خود را هیچ گاه از میان این چهارگروه انتخاب مکن؛ بی خرد، بخیل، ترسو و دروغگو زیرا احمق بی خرد در عین حال که حسن نیت دارد بی آن که بداند، به جای سود به تو زیان می رساند؛ آن که بخیل است کارش دوشیدن از توست، در حالی که خود نم پس نمی دهد؛ ترسو هنگام احتمال کم ترین خطری جاخالی می کند و نه تنها دوست بلکه حتی پدر و مادر خود را نیز رها خواهد کرد؛ اما دروغگو چه بسا به راستی سخنی بر زبان جاری سازد، ولی هرگز نمی توان به گفتارش اعتماد و اطمینان نمود.(1)

ب: حزم و احتیاط در زمینه دوستی
رعایت میزان و حدود رفاقت و نگه داشتن جانب حزم و احتیاط، روش خردمندان عاقبت اندیش است. افراط و تندروی در مراتب مودت و تجاوز از حریم اعتدال، ممکن است نتایج حسرت انگیزی به بار آورد، و سبب ندامت و شرمساری رنج آوری گردد؛ زیرا در همه شرایط و موقعیت ها، پیوند یک رنگی و صمیمیت پابرجا نخواهد ماند. شاید حوادث و پیشامدها و یا یک تضاد و رقابت، سبب بروز اختلاف در روابط دو جانبه شود و آسمان روشن پر از صفا و مودت را تیره و تار سازد.
امام صادق (علیه السلام) افراط و زیاده روی در مراتب دوستی و افشای اسرار خصوصی را شدیدا ممنوع کرده است:
«لَا تُطْلِعْ‏ صَدِيقَكَ‏ مِنْ سِرِّكَ إِلَّا عَلَى مَا لَوِ اطَّلَعَ عَلَيْهِ عَدُوُّكَ لَمْ يَضُرَّكَ فَإِنَّ الصَّدِيق‏ قَدْ يَكُونُ عُدُّواً يَوْماً مَا»؛ هرگز دوستت را از اسرار زندگی خود آگاه مکن، مگر اسراری که فرضا اگر دشمنت هم بداند بلااشکال باشد و نتواند از آن به زیان تو اقدام کند زیرا در نشیب و فراز زندگی ممکن است دوست کنونی روزی راه عداوت و دشمنی در پیش گیرد.(2)

ج: تظاهر و ریاکاری
شاید در محیط اجتماع، با مردمی روبه رو شده اید، که با همه کس می جوشند و گرم می گیرند؛ تنها تلاششان این است که از این راه، نظر سایرین را به خود جلب کنند و به اصطلاح ارزش خویش را بالا ببرند، با آن که اعماق قلبشان از مهر و عاطفه خالی است. زیر پوشش مهر و محبت چهره واقعی خود را پنهان می سازند به تملق و چاپلوسی و حسن خلق تصنعی متوسل می شوند.
وقتی انسان می بیند که کلیه تلاش های این گروه به جای توجه به ندای وجدان، صرف ارضای هوای نفس می گردد، به خوبی پی می برد که آن ها تا چه اندازه گرفتار غریزه و خودنمایی هستند.
آرا و نظرهای دیگران بدین پایه از اهمیت نمی رسد، که در نیک بختی کسی تاثیری داشته باشد.
وانگهی در بیش تر موارد، قضاوت مردم نسبت به یکدیگر متکی بر اصل منافع شخصی و غالبا غرض آلود و نادرست است، و براساس شرایط و مقتضیات تغییر می کند؛ هر گاه این نکته را به یاد آوریم، به میزان ارزش داوری های افراد در این خصوص به خوبی پی خواهیم برد.
بنابراین اگر انسان در زندگی راه صحیحی انتخاب کند که خوشایند دیگران نیست، و او را به خاطر اتخاذ آن خط مشی اصولی مورد انتقاد قرار می دهند، نباید از گفتار بیهوده مردم دچار رنجی گران شود.
امام علی (علیه السلام) در این زمینه می فرمایند: «لَا يَسُوءَنَّكَ مَا يَقُولُ النَّاسُ فِيكَ فَإِنَّهُ‏ إِنْ‏ كَانَ‏ كَمَا يَقُولُونَ‏ كَانَ‏ ذَنْباً عُجِّلَتْ‏ عُقُوبَتُهُ‏ وَ إِنْ كَانَ عَلَى خِلَافِ مَا قَالُوا كَانَتْ حَسَنَةً لَمْ تَعْمَلْه»؛ مبادا از سخنانی که دیگران درباره ات می گویند رنجیده خاطر شوی؛ زیرا اگر انتقاد آن ها به جاست (و تو شخصی بدکرداری) به زودی به کیفر بدکرداری خود خواهی رسید و اگر آن ها سخن خلاف واقع می گویند، این اجر و ثوابی است که بی زحمت و رنج به تو رسیده است.(3)

د: حالت انزوا و تک روی
یکی از علل انزوا و تک روی و بیزاری از معاشرت، پیدایش حس بدبینی در روان شخص است، که موجب توقف رشد عاطفی و اجتماعی انسان می گردد، و رویای همزیستی به کابوس یاس و احساس عجز و ناتوانی از معاشرت با دیگران تبدیل می شود.
امیرمومنان(علیه السلام) فرمود: «مَن لَم یَحسُن ظنّهُ استوحش مِن کلِّ احدٍ»؛ کسی که مبتلای به بدبینی است، از برخورد با هر فردی دچار وحشت می شود.(4)

ه: کتاب، دوست با ارزش
هنگام فراغت و تنهایی نیز می توان دوستی با ارزش برای خود برگزید. این دوست «کتاب» و اندیشیدن در اموری است که سبب رشد و تعالی فکر می گردد؛ از راه دقت در نوشته های بزرگانی که هم اکنون قرن هاست، جهان را وداع گفته و در آغوش خاک خفته اند، با افکار و دانش و شخصیت واقعی شان آگاه می شویم و از تعالیمشان بهره می گیریم.
یکی از مزایای مطالعه این است که هر فردی چه ثروتمند و چه تهی دست، می توانند یکسان از مصاحبت با شخصیت های عالی مقام برخوردار گردند و اوقات خویش را طی تماس و معاشرت با قهرمانان با پاکی بگذرانند، و تنها با برخورداری از سواد عمومی برای هر کس، امکان مصاحبت با آنان میسر خواهد بود و همچنین به وسیله مطالعه هم می توان از رنج تنهایی نجات یافت و هم از آرامش خاطر برخوردار شد.
امیرمومنان (علیه السلام) فرمودند: «مَنْ‏ تَسَلَّى‏ بِالْكُتُبِ‏ لَمْ‏ تَفُتْهُ‏ سَلْوَة»؛ هر کس روح خود را با کتاب تسلی بخشد آرامش خاطر از وی سلب نخواهد شد.(5)

بنابراین؛ با رعایت نکات فوق، می توان آن آرامش روحی را در برخورد با دیگران و معاشرت با آنان به دست آورد.

پی نوشت ها:
1. شيخ حر عاملى، محمد بن حسن‏؛ وسائل الشیعه، محقق/مصحح مؤسسة آل البيت (عليهم السلام)، ج12، ص34.
2. ابن بابويه، محمد بن على‏، الامالی، للصدوق، کتابچی، تهران،1376، ص670.
3. عيون الحكم و المواعظ( لليثي)، ليثى واسطى، على بن محمد، دار الحديث‏، قم‏، 1376 ش‏، ص526.
4. غرر الحكم و درر الكلم‏، تميمى آمدى، عبد الواحد بن محمد، دار الكتاب الإسلامي، قم‏، 1410 ق‏، ص660.
5. غرر الحكم و درر الكلم‏، تميمى آمدى، عبد الواحد بن محمد، دار الكتاب الإسلامي، قم‏، 1410 ق‏، ص598.

برای مشاهده مطلب در تاپیک اصلی کلیک فرمایید

 

 

موضوع: