معاد در تورات

image: 
معاد در تورات

در مورد یک سری از مفاهیم مثل شیطان و فرشته مطالعه می کردم که نوشته بودند این مفاهیم قبلا در تورات نبود بلکه یهودیان که در بابل اسیر شده بودند هنگام آشنایی با عقاید زرتشتیان که در اوستای آنان حرف از اهریمن و شیطان و فرشته و ایزد و ... زده این مفاهیم را بعدا وارد تورات نمودند. هم چنین بعضی داستان ها نظیر طوفان نوح از حماسه های گیل گمش گرفته شده است. می خواستم بدانم چگونه می توان پاسخ این افراد را داد و ثابت کرد که این مفاهیم نه افسانه اند و نه از زرتشتیان و سومریان گرفته شده بلکه وحی هستند؟

در دو بخش، به این پرسش می پردازیم:

بخش اول: وجود مفاهیم و داستان های دینی در آثار به جا مانده از اقوام دیگر
برای پاسخ به این پرسش، باید به این نکته توجه کرد که ادیان الهی محدود به انبیائی که در قرآن ذکرشان آمده، نیست بلکه چه بسیار انبیائی بودند که قرآن به آنها اشاره نکرده است. بنابراین، حضور مفاهیم دینی (همچون فرشته و شیطان و طوفان نوح) در میان زرتشتیان و سومریان، احتمالا ناشی از این است که یا این اقوام دارای پیامبرانی بودند که بواسطه وحی، این مفاهیم و آموزه های مذهبی را از خداوند دریافت کرده و به مردم یاد دادند(به باور محققان شیعی، مستند به قرآن و روایات، زرتشت پیامبر الهی بود که بعدا در تعالیمش انحراف ایجاد کردند(1))؛ و یا این که این اقوام مرتبط با اقوام دیگری بودند که آن اقوام دیگر، دارای پیامبرانی الهی بودند و بواسطه آثار به جا مانده از آن ادیان، با این مفاهیم آشنا شدند؛ آثاری که ممکن است اکنون در دسترس نباشد.
بنابراین، مشابهت برخی از مفاهیم و آموزه های دینی در اقوام و ادیان مختلف، به خاطر خاستگاه مشترکی است که آنها دارند: ادیان اصیل الهی متصل به منبع وحی هستند و به همین جهت از حقایق مشترکی خبر می دهند. اطلاع مردم از این حقیقت نیز گاهی بدین جهت است که قومی نبی مخصوص خودش را داشت و یا اگر نداشت، از طریق اقوام دیگر با تعالیم انبیاء آشنا شدند.
آری، آنهایی که به وحی و حقانیتش معتقد نیستند و رویکرد سکولار و غیرقدسی به دین دارند، دین را فاقد چنین حقیقت مشترکی تلقی می کنند و به همین جهت، در تبیین تاریخی و سکولارشان، سعی می کنند تفسیری زمینی و انسانی از دین ارائه بدهند. در واقع، آنها با تبارشناسی مفاهیم و آموزه های دینی، آنها را به افسانه ها و اسطوره های قومی و قبیله ای جعلی فرو می کاهند تا از این طریق نحوه پیدایش دین را توضیح دهند.
البته همانطور که عرض شد دین امری مجعول و بشری نیست و تمامی ادیان الهی مختلف از حقیقت واحدی برخوردارند که خداوند آن را از طریق وحی به آنها رسانیده است. به همین جهت است که در آثار به جای مانده از اقوام و ادیان الهی، مفاهیم و آموزه های مشترکی بدست می آید؛ مثلا هم حضرت موسی از توحید و نبوت و معاد و داستان انبیاء سخن می گوید و هم حضرت عیسی و هم حضرت محمد صلی الله علیهم اجمعین.

بخش دوم: معاد در تورات و اضافه شدن/نشدن مفاهیم فرجام شناسانه به آن
اما در مورد این نکته که بهشت و جهنم در تورات نبوده و بعدا اضافه شده است، گفتنی است که این مطلب توسط برخی از دین شناسان بیان شده است و از سوی دین شناسان دیگر مورد نقد قرار گرفته است. توضیح بیشتر این که:
عده اي از محققان معتقدند که یهودیان بر خلاف مسلمین و نصاري، اعتقاد روشنی به آخرت و روز جزا ندارند و سزا و جزاي اعمالشان را بیشتر در این جهان می دانند و اعتقاد به رستاخیر که در دین ایشان ذکر شده اعتقادي قدیم نیست و این عقیده را پس از آزادي ایشان از اسارت بابل به دست کورش از نشست و برخاست با ایرانیان زرتشتی فرا گرفتند. به همین جهت، از قدیم میان علمای یهود اختلاف بود که به معاد معتقد باشند یا نباشند. فریسیان معتقد به معاد بودند ولی صدوقیان نه. دلیل صدوقیان بر رد رستاخیز مردگان این بود که در اسفار پنجگانه تورات ذکري از این موضوع به میان نیامده است اما در مقابل فرسیان مخالفت کرده و مواردي را ذکر کرده اند که تورات اشاره به مساله رستاخیز دارد. البته همانطور که محققان گفته اند اگرچه در تورات صراحتا به معاد اشاره نشده است اما در سایر بخش های کتاب مقدس با صراحت بیشتری به این مطلب اشاره شده است؛ مثلا: «خداوند می میراند و زنده می کند بقبر فرود می آورد و بر می خیزاند خداوند فقیر می سازد و غنی می گرداند، پست می کند و بلند می سازد»(2)؛ «مردگان تو زنده خواهند شد و جسدهاي من خواهند برخاست. اي شما که در خاك ساکنین بیدار شده ترنم نمائید زیرا که شبنم تو نباتات است و زمین مردگان خود را بیرون خواهد افکند»(3)؛ «خداوند شبان من است ... جان مرا بر می گرداند ... هر آینه نیکویی و رحمت تمام ایام عمرم، در پی من خواهد بود و در خانۀ خداوند ساکن خواهم بود تا ابد الآباد»(4)؛ «چونکه انسان بخانۀ جاودانی خود می رود و نوحه گران در کوچه گردش می کنند و خاك بزمین برگردد به طوري که بود و روح نزد خدا که آن را بخشیده بود رجوع نماید»(5).
بنابراین، در عهد عتیق از کتاب مقدس، آیاتی وجود دارد که بر معاد و زنده بودن روح بعد از مرگ و رستاخیز و بهشت و جهنم دلالت کنند. اما اگر چنین آیاتی هست چرا در تورات صراحتا به این مطلب اشاره نشده است و به همین جهت، گروهی از علمای یهود، منکر معاد شدند؟ دلیلش دو مطلب می تواند باشد:

دلیل اول: تحریف و تغییر تورات
اساسا در دنیای کهن، سنت شفاهی قدرت بیشتری نسبت به سنت کتبی داشت. به همین جهت، بسیاری از متون مقدس به صورت مکتوب و یکجا نگاه داشته نمیشد و یا نهایتا به صورت محدود آنها را ثبت و ضبط می کردند. همین امر زمینه ای میشد برای تحریف و از بین رفتن متون مقدس؛ چنانچه که بنا بر تحقیقات تاریخی، کل تورات بعد از حمله بخت النصر از بین رفت و مجددا توسط بزرگان یهود بازنویسی شد. بنابراین، بعید نیست که بواسطه تحریف عمدی یا سهوی، آیاتی که دلالت بیشتری بر معاد داشتند، حذف شدند؛ بلکه شواهدی داریم که قطعا این تورات همان تورات حضرت موسی نیست و بعد از او دچار تغییراتی شده است. (6)
آنچه تاکنون گفته شد، فقط امکان و وقوع تحریف را نشان می دهد اما این که این تحریف و دگرگونی در قسمت آموزه های فرجام شناسانه بوده است یا نه، مسکوت است و صرفا این احتمال را حفظ کرده که چه بسا تحریفی در این زمینه رخ داده و آیاتی که صراحتا در این زمینه بیاناتی داشتند حذف شده اند. همین مقدار از امکان تحریف در آیات فرجام شناسانه، آن استدلالی که مدعی بود آموزه های فرجام شناسانه بعدا در تورات وارد شده و به حضرت موسی نسبت داده شده است را متزلزل می سازد. در واقع، «اذا جاء الاحتمال بطل الاستدلال». (احتمال ذکر نشدن به خاطر چالشی نبودن مساله نیز احتمال دیگری است که در ادامه به آن اشاره می کنیم). در واقع، ما با چند احتمال روبرو هستیم که یکی از آنها این است که آموزه های فرجام شناسانه بعدا وارد تورات شده و به حضرت موسی نسبت داده شده، اما احتمالات دیگری نیز در این زمینه وجود داشت که عرض کردیم. وقتی چند احتمال روبروی ما باشد، محقق سکولار باید بتواند به ما اثبات کند که احتمالی که او طرفدارش هست بر سایر احتمالات ارجحیت دارد.
ما مستند به قرآن -که حقانیتش را در جای خودش اثبات کرده ایم- می توانیم اثبات کنیم که حضرت موسی واجد کتاب آسمانی بوده است و اعتقاد به معاد یکی از آموزه های اساسی حضرت موسی بود که خداوند در وادی مقدس به او آموزاند(7). بنابراین، اگر اینک در تورات اثر چندانی از آموزه های فرجام شناسانه نیست، محتمل است به خاطر تحریف بوده باشد.
ممکن است بفرمایید استناد به قرآن برای مجامع علمی سکولار قابل قبول نیست و نمی تواند برای آنها قانع کننده باشد. با شما موافقم. اما در هر صورت، ما به عنوان یک مسلمان، می توانیم این احتمال را با دلایل معقولی که داریم ارجح بدانیم. اما یک سکولار به چه دلیل، از احتمالی که مدعیش شده طرفداری می کند؟!

دلیل دوم: چالشی نبودن اعتقاد به معاد در زمان بعثت حضرت موسی
دلیل دومی این است که چه بسا اساسا اعتقاد به معاد، اعتقاد چالش برانگیز برای قوم موسی نبود و به همین جهت، حضرت موسی چندان به آن نمی پرداختند. در واقع، قوم موسی متاثر از انبیای سابق، به توحید و معاد معتقد بودند و به همین جهت، نیازی نبود حضرت موسی مجددا و مکررا و صراحتا به این اصل گوشزد کند؛ و در نتیجه، به اشاراتی محدود بسنده کرد.
قبل از حضرت موسی نیز انبیائی بودند که چه بسا قوم یهود از آنها تعالیم فرجام شناسانه را اخذ کرده بود. برخی از محققان، نام انبیاء (آنهم انبیائی که ما می شناسیمشان) را بدین ترتیب ذکر کرده اند: 1. حضرت آدم. 2 .حضرت ادريس. 3 .حضرت نوح. 4 .حضرت هود. 5 .حضرت صالح. 6 .حضرت ابراهيم. 7 .حضرت اسحاق. 8 .حضرت اسماعيل. 9 .حضرت لوط. 10 .حضرت يعقوب. 11 .حضرت يوسف. 12.حضرت ايوب. 13 .حضرت شعيب. 14 .حضرت موسى. 15 .حضرت هارون. 16 .حضرت اشموعيل. 17.حضرت الياس. 18 .حضرت اليسع. 19 .حضرت ذوالكفل. 20 .حضرت داوود. 21 .حضرت سليمان. 22.حضرت يونس. 23 .حضرت زكريا. 24 .حضرت يحيى. 25 .حضرت عيسى. 26 .حضرت عزير. 27 .حضرت محمد پيامبر صلی الله علیه و آله.
بنابراین، همین مقدار از احتمال که «چه بسا اعتقاد به معاد نهادینه شده بود و چون چالشی نبود، چندان در تورات به آن اشاره نشد و یا در بازنویسی تورات تاکیدی بر آن نشد» قطعیت استدلالی که مدعی بود آموزه های فرجام شناسانه بعدا در تورات وارد شده و به حضرت موسی نسبت داده شده است را متزلزل می سازد.

پی نوشت ها:
1. در این آدرس، مفصلا به این بحث پرداخته شده است که چرا زرتشت پیامبر الهی بود و بعدا در آموزه هایش تحریف ایجاد شد: http://www.pasokhgoo.ir/node/55090
2. کتاب اول شموئیل، آیه 7-8، باب2
3. کتاب اشعیاء، باب 26 ، آیه 19
4. کتاب مزامیر، باب 23 ، آیات1-6
5. کتاب جامعه، باب 12 ، آیات5-7
6. برای مطالعه بیشتر، رک: برای مطالعه بیشتر در این زمینه، رک: آرام، محمدرضا، سیر تاریخی فرجام شناسی در دین یهود، فصلنامه علمی پژوهشی تاریخ دانشگاه آزاد، سال سوم، شماره یازدهم؛ نیکزاد، عباس، نقد و بررسی عهد عتیق از کتاب مقدس، رواق اندیشه، 1380، شماره2
7. طه: 11-15.

برای مشاهده مطلب در تاپیک اصلی کلیک فرمایید

 

 

موضوع: