سیل، عذاب یا نعمت؟

image: 
سیل، عذاب یا نعمت؟

بالاخره سیل عذاب است یا نعمت؟ فرق دارد برای ما باشد یا برای آمریکا؟

برای پاسخ به پرسش مذکور، توجه شما را به این نکات جلب می کنیم:

1. در آموزه های اسلامی به این اصل تصریح شده است که برخی از بلایا ناشی از گناهان و بدرفتاری های ما است: «عن مولانا امیرالمؤمنین (علیه السّلام) أنّه قال: تَوَقُّوا الذُّنُوبَ فَمَا مِنْ بَلِيَّةٍ وَ لَا نَقْصِ رِزْقٍ إِلَّا بِذَنْبٍ حَتَّى الْخَدْشِ وَ الْكَبْوَةِ وَ الْمُصِيبَة »‌(1)؛ یعنی: «امام علی(علیه السّلام) فرمودند: از گناهان پرهیز کنید زیرا هیچ بلا و کاستی در رزق و روزی نیست مگر به خاطر گناه، حتی خراش برداشتن بدن، به رو افتادن به روی زمین و مصیبتی که انسان در زندگی پیدا می‌کند.»
در این روایت نورانی امیر مؤمنان علی (علیه السّلام) درباره آثار دنیوی گناه این نکته را بیان می‌فرماید که آثار گناه منحصر به آخرت نیست، گاه آثار برخی از گناهان در همین دنیا ظاهر می‌شود.

2. خداوند افراد مؤمن را به خاطر گناهانشان - تا آنجا که شایستگی داشته باشند - در همین دنیا مجازات می‌کند تا در آخرت مجازات نشوند. ولی در مورد افراد غیر مؤمن مجازات آن‌ها از همین دنیا شروع می‌شود. لذا می‌فرماید بلاهایی که انسان می‌بیند، مثلاً روزی‌اش کم می‌شود، یا زمین می‌خورد و دستش خراش برمی‌دارد، همه به خاطر گناهانی است که انجام داده است. بعد حضرت به این آیه استدلال می‌کنند که می‌فرماید: «وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ»(2) یعنی: «هر مصیبتی که در زندگی پیدا می‌کنید به خاطر دستاوردها و نتیجه کارهای خودتان است.»

3. اما آیا تمامی شروری که در دنیا رخ می دهد، ناشی از عذاب الهی است؟ نه. مستند به متون دینی روشن می شود که شرور طبیعی همچون سیل و زلزله و غیره، علل مختلفی دارند و اینطور نیست که لزوما ناشی از گناهان و به منزله عذاب باشند. در ادامه، به چند نمونه از علل پیدایش شرور اشاره می کنیم:

3/1 یکی از حکمتهای بلا این است که خداوند با سختیها و بلاها بندگانش را آزمایش می کند و در این آزمایش تنها کسانی که صبر پیشه می کنند پیروز و رستگار هستند. پروردگار متعال می فرماید: «وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ»؛(3) یعنی: «قطعاً همه شما را با چیزی از ترس، گرسنگی، و کاهش در مالها و جانها و میوه ها، آزمایش می کنیم و بشارت ده به استقامت کنندگان».

3/2 شکوفا شدن استعدادهای نهفته انسانی یکی دیگر از علل و حکمتهای مصایب است؛ استعدادهایی که در آرامش و آسایش شناخته نمی شوند. چنانکه امام علی(ع) می فرماید:«وَ فِی تَقَلُّبِ الْأَحْوَالِ عُلِمَ جَوَاهِرُ الرِّجَال»؛(4) یعنی: «در دگرگونی احوال گوهر مردان معلوم شود».
امام جعفرصادق(ع) در کلامی گهربار می فرماید: «إِنَّ الْعَبْدَ لَیَکُونُ لَهُ عِنْدَ اللَّهِ الدَّرَجَةُ لَا یَبْلُغُهَا بِعَمَلِهِ فَیَبْتَلِیهِ اللَّهُ فِی جَسَدِهِ أَوْ یُصَابُ بِمَالِهِ أَوْ یُصَابُ فِی وُلْدِهِ فَإِنْ هُوَ صَبَرَ بَلَّغَهُ اللَّهُ إِیَّاهَا»؛(5) یعنی: «[ممکن است] برای بنده ای در نزد خدا درجه و رتبه ای باشد که از طریق عملش به آن درجه نمی رسد، پس خداوند او را به بلا و مصیبتی در بدن و یا مال و یا مصیبت فرزند مبتلا می سازد تا اگر صبر و تحمل نماید خداوند او را به آن درجه برساند».

3/3 گاه بلا، در حکم هشداری است که انسان را از خطر باز می دارد. قرآن مجید درباره اثر هشدار دهندگی برخی بلاها چنین می فرماید: «وَلَنُذِیقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذَابِ الْأَدْنَی دُونَ الْعَذَابِ الْأَکْبَرِ لَعَلَّهُمْ یرْجِعُونَ»؛(6) یعنی: «به آنان از عذاب نزدیک (عذاب این دنیا) پیش از عذاب بزرگ (آخرت) می چشانیم، شاید باز گردند».
و نیز می فرماید:«وَإِذَا مَسَّ الْإِنْسَانَ ضُرٌّ دَعَا رَبَّهُ مُنِیبًا إِلَیهِ ثُمَّ إِذَا خَوَّلَهُ نِعْمَةً مِنْهُ نَسِی مَا کَانَ یدْعُو إِلَیهِ مِنْ قَبْلُ»؛(7) یعنی: «هنگامی که انسان را زیانی رسد، پروردگار خود را می خواند و بسوی او باز می گردد؛ امّا هنگامی که نعمتی از خود، به او عطا کند، آنچه را بخاطر آن قبلاً خدا را می خواند از یاد می برد».

3/4 امام صادق(ع) درباره پاداش برخی مصائب در زندگی انسان مؤمن می فرماید: «لَوْ یَعْلَمُ الْمُؤْمِنُ مَا لَهُ مِنَ الْأَجْرِ فِی الْمَصَائِبِ لَتَمَنَّی أَنَّهُ قُرِّضَ بِالْمَقَارِیضِ»؛(8) یعنی: «اگر مؤمن می دانست که در برابر مصائب چه پاداشی دارد، آرزو می کرد بدنش با قیچی قطعه قطعه شود».
در حدیثی دیگر می فرماید: «إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی لَیَتَعَاهَدُ الْمُؤْمِنَ بِالْبَلَاءِ إِمَّا بِمَرَضٍ فِی جَسَدِهِ أَوْ بِمُصِیبَةٍ فِی أَهْلٍ أَوْ مَالٍ أَوْ مُصِیبَةٍ مِنْ مَصَائِبِ الدُّنْیَا لِیَأْجُرَهُ عَلَیْهَا»(9)؛ یعنی: «خداوند تبارک و تعالی، با گرفتاریها به مؤمن توجه می کند؛ یا تن او را بیمار می کند، یا او را در سوگ یکی از اهل [خانه اش] می نشاند و یا یکی از سختیها و رنجهای دنیا را بر او چیره می کند. تا او را بر آنها پاداش دهد».

4. بنا بر آنچه گذشت روشن می شود که سیل علل مختلفی دارد و اینطور نیست که هر سیلی ناشی از عذاب باشد. در این صورت، اگر کسی یا قوم و ملتی به سیل و زلزله مبتلا شوند، نمی توان به صورت قطعی حکم کرد که این سیل ناشی از فلان علت است و آن سیل ناشی از علت دیگر.

بنابراین، نه در مورد ملت آمریکا و نه در مورد ملت ایران، نمی توان قاطعانه حکم کرد که به چه علتی دچار سیل و زلزله شدند. بی تردید بخشی از مشکلات، ناشی از مدیریت نادرست شهری ماست (وگرنه نزولات آسمانی خیر و نعمت است) ولی برخی از آن هم ناشی از علل معنوی و روحی است که ما به آن اشراف نداریم و بهتر است از داوری کردن در این حوزه خودداری کنیم بلکه در عوض، بکوشیم تا با همیاری و کوشش جمعی از آلام بلادیدگان بکاهیم و با مدیریت صحیح، از تکرار این حوادث جلوگیری کنیم و از نزولات آسمانی و نعمات الهی به بهترین شکل بهره مند گردیم.

پی نوشت ها:
1. علامه مجلسی، بحارالانوار، انتشارات موسسه الوفاء، 1403ق، ج73، ص350
2. شوری/ 30
3. بقره/ 155
4. بحارالانوار، پیشین، 1403ق، ج74، ص163
5. بحارالانوار، پیشین، 1403ق، ج71، ص94.
6. سجده/ 21
7. زمر/ 8
8. بحارالانوار، پیشین، 1403ق، ج67، ص212.
9. بحارالانوار، پیشین، 1403ق، ج67، ص236.

برای مشاهده مطلب در تاپیک اصلی کلیک فرمایید

 

 

موضوع: