روایت کلینی و تعداد آیات قرآن

image: 
اگر این حدیث درست باشد ما بقی قرآن از بین رفته؟

امام صادق (علیه السلام) می فرماید: قرآنی که جبرییل (علیه السلام) برای حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) آورده است هفده هزار آیه بوده است در حالی که ما می دانیم قرآن 6236 آیه دارد. پس اگر این حدیث درست باشد ما بقی قرآن از بین رفته؟ و در این صورت این به معنی تحریف قرآن نیست؟

در مورد تعداد آیات قرآنی که در زمان خلیفه سوم جمع آوری شده است برخی معتقدند که تعداد آیات 6666 آیه و برخی دیگر می گویند تعداد آیات 6235 آیه و برخی دیگر رقم های دیگری را ذکر کرده اند. مرحوم شیخ کلینی در کتاب «کافی» خود روایتی را آورده که تعداد آیات قرآنی که توسط جبرئیل برای پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) آورده است 17 هزار آیه بوده است!(1)

این که در باب نوادر آمده می تواند یکی از دلایل ضعف سند باشد و مرحوم کافی بر روی آن توقف داشته است. شیوه کلینی (رحمه الله علیه) در مجموع «الکافی» این است که آن‌ را بر کتاب‌ های متعدّدی و هر کتاب را بر باب‌ هایی مرتّب ساخته و برای هر بابی عنوانی متناسب با محتوایش قرار داده و سپس احادیث شاذّ و نادر را در بابی با عنوان «نوادر» جای داده است؛ زیرا طبق فرهنگ حدیثی شیعه و احادیثی که کلینی خود و جز او نقل می‌ کنند، احادیث شاذّ و نادر ـ که مخالف کتاب یا سنّت معتبر و مورد عمل و یا خلاف اجماع هستند ـ از مقام اعتبار ساقط‌ند.(2)
هم چنین، وقتی کلینی خود احادیثی نقل می‌ کند که بر مصونیت الفاظ و عبارات قرآن و وقوع تحریف معنایی در تفسیر آن دلالت دارد، حدیثی که در ظاهرش مخالف آن ها باشد، یا باید تأویل رود و یا اگر قابل تأویل نبود، طرح شود. با این توجّه، آوردن این حدیث در باب نوادر، آن هم آخرین حدیث از این باب، به روشنی حاکی از اعتقاد کلینی به وجود مشکل یا شذوذ در این حدیث است؛ اما حدیث را به دلیل استواری سند می‌آورد.

گر چه این روایت از نظر اسانید مشکلی ندارد و سلسله رواتی که در زنجیره نقل حدیث آمده است مشکلی ندارد ولی باز هم چون با اقوال صحیح و مشهور تعداد آیات منافات دارد نمی توان به راحتی این روایت را قبول کرد.

در بخش دیگر که شما از تقسیم بندی احتمالی تعجب کردید جای هیچ تعجبی ندارد چون مثلا آیه دین در سوره بقره که طولانی ترین آیه است و یا سایر آیات طولانی قرآن امکان تقسیم بر چند آیه را دارند.

احتمال دیگری هم مطرح کرده اند و آن این که شارحين كتاب كافی، صراحت دارند كه اين، غلط املائی بوده است و در اصل، «سبعة آلاف» بوده است و كلمه «عشر»، اشتباه چاپی است.

افزون بر این صرف نقل حديث در کافی به معنای اعتقاد به آن نيست کما اين که از مقدمه کافی به روشنی این موضوع بر می آيد و اساسا کسی که با ابواب فقهی کافی آشنا باشد می داند که نحوه چينش احاديث در هر باب بر اساس نوع تلقی کلينی نسبت به صحت آن است.

علاوه بر این ممکن است بگوییم مراد این روایت از ۱۷۰۰۰ آیه، تعداد مجموع آیات قرآن و آنچه از شأن نزول آن و احادیث قدسی باشد که توسط حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) جمع شده است. همان گونه که در کتاب «سلیم بن قیس هلالی» آمده: «إنَّ أمیرَالمُؤمنین (علیه السلام)بعدَ وفاتِ النَّبِیِّ صلّی الله علیه و آله لَزِمَ بَیتَهُ و أقبَلَ عَلَی القرآنِ یَجمَعُهُ و یُؤَلِّفُهُ فَلَم یَخرُج مِن بَیتِهِ حَتّی جَمَعَهُ کُلَّهُ و کتَبَ عَلَی تنزیل النّاسخَ و المنسوخَ مِنهُ و المحکَمَ و المُتَشابهَ و الوَعدَ و الوَعیدَ و کانَ ثَمانیَهَ عشَرَ ألفَ آیه؛ همانا امیر المومنین علی (علیه السلام) بعد از رحلت پیامبر (صلی الله علیه و آله) در خانه اش نشست تا قرآن را جمع آوری کند و از خانه خارج نشد تا این که قرآن را جمع کرد و آن را بر اساس آیات ناسخ و منسوخ و محکم و متشابه و بر اساس آیات بشارت و هشدار تدوین کرد و تعداد آیات آن 18 هزار آیه شد.»
افزون بر آنچه گذشت ممکن است اشاره به تعداد ۱۷۰۰۰ آیه در این روایت به معنای این باشد که شماره گذاری آیات به صورت کنونی (که محصول هیئت منتخب خلیفه سوم برای تدوین قرآن می باشد) نادرست بوده، مثلاً همین آیه الکرسی کنونی - آیه ۲۵۵ سوره بقره – خود به تنهایی ۳ یا ۴ آیه به حساب می آمده است. شماره گذاری آیات در زمان خلیفه سوم انجام شده و در آن زمان آیات، حتی اعراب و نقطه هم نداشته است، چه رسد به علائم پایان آیه. بی شک اگر این احتمال را بپذیریم قطعا تقسیم بندی آیات حساب شده و با لحاظ محتوا و جمله بندی و موضوعات بوده است افزون بر این تعریف دقیقی برای حد یک آیه وجود ندارد.
بر فرض که هیچ راه توجیهی هم برای روایت یاد شده پیدا نکنیم، بر اساس دلائل متقن مبنی بر عدم تحریف قرآن، در این روایت و نظائر آن توقف می کنیم و قول صحیح در تعداد آیات را معیار و ملاک قرار می دهیم و این موارد به هیچ وجه ارزش کتب حدیثی ما را کاهش نمی دهد.(3)

پی نوشت ها:
1. الكافي، شیخ یعقوب کلینی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ج ‏2، ص 634..
2. النوادر عنوان عام لنوع من مؤلفات الأصحاب في القرون الأربعة الأولى للهجرة، كان يجمع فيها الأحاديث غير المشهورة نوادر عنوان کلی برای تالیفات اصحاب در قرن چهارم اول هجری است که روایات غیر مشهوره و استثنایی در این بخش جمع آوری می شوند(ر.ک: الذریعه، آقا بزرگ تهرانی، نجف: مطبعه الغري، ج24، ص316)
3. برای آگاهی بیشتر ر.ک: پژوهشی در تاریخ قرآن کریم، سید محمد باقر حجتی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1372ش.

برای مطالعه مطلب در تاپیک اصلی کلیک فرمایید

 

 

موضوع: