روایات طینت

image: 
آیا روایات طینت حاکی از جبر است؟

آیا روایات طینت حاکی از جبر است؟

قبل از شروع بحث بايد تذكر داد كه روايات طينت با توجه به تعدد آنها(مرحوم مجلسي 67 حديث در اين زمنيه نقل كرده است(1)) و اينكه تعداد قابل توجهي(9 حديث) از اين روايات صحيح يا حسن هستند، نمي توان از نظر سندي اين روايات را مردود دانست و بايد براي جمع اين دسته از رويات با مباني اماميه مبني بر عدالت خداوند كه برگرفته از آيات و روايات محكمي است، چاره اي انديشيد. بدين ترتيب بايد ديد آيا خلقت طينت مومن از عليين يا خلقت كافر از ماده پست، حاكي از جبر است يا بحث طينت تنها در حد مقتضي است نه علت تامه براي سعادت يا شقاوت انسان.

در اين راستا اشاره به برخي از روايات باب طينت قضاوت را راحت تر مي كند، به عنوان مثال مرحوم كليني در كتاب شريف كافي بعد از خلقت طينت مومن از عليين و كافر از سجين، اين امر را سبب تمايل مومن و كافر به خير و شر بيان كرده و در مورد مومن نقل مي كند: «فقلوبهم تهوي الينا»؛ قلوب مومنين به سمت ما(ائمه طاهرين) متمايل است.(2) بنابراين طينت خوب يا بد تنها مقتضي براي اعمال خير و شر است، نه علت تامه آن تا سبب جبر شود. به عبارت ديگر همانطوركه محيط و وراثت سبب تفاوت در خلقت انسان شده و به تبع آن شرايط انسان ها نيز در عمل فرق مي كند، طينت نيز همين نقش را بازي مي كند. البته اين مساله با تفاوت محاسبه اعمال انسان ها حل شده و عدالت برقرار مي گردد، به طوري كه خداوند متعال از كسي كه در محيط خوب رشد كرده خيلي بيشتر از كسي كه در محيط بد بوده انتظار دارد و به همين دليل در روايت وارد شده كه خداوند از هفتاد گناه جاهل مي گذرد قبل از اينكه از يك گناه عالم بگذرد.(3)

علاوه بر اينكه برخي روايات طينت نيز ناظر به علم الهي پيش از خلقت انسان است، به عنوان مثال امام موسي بن جعفر(عليه السلام) در شرح حديث «السعید سعید فی بطن امه و الشقی شقی فی بطن امه»؛ سعادتمند در شكم مادر خود خوشبخت است و بدبخت نيز در شكم مادر خود نگونبخت است.(4) مي فرمايد: «شقي كسي است كه خداوند متعال مي داند او حتي در حالي كه در شكم مادرش است، در آينده اعمال اشقياء را انجام مي دهد».(5) بر اين اساس علم خداوند متعال به اينكه كسي در آينده اعمال خير يا شر انجام مي دهد، او را مجبور به انجام آن اعمال نكرده و اختيار از انسان سلب نمي شود، چرا كه اين علم با در نظر گرفتن اختيار انسان بوده و يكي از عوامل موثر، علاوه بر محيط و وراثت، اختيار انسان است و تا اختيار انسان نباشد، علت تامه براي تحقق افعال او شكل نمي گيرد و علم الهي نيز ناظر به تمام شرايط و علل است.

البته برخی روایات نیز طینت را فراتر از اقتضاء مطرح کرده اند(6) که این روایات سند قابل استنادی نداشته و راویان آن ضعیف یا غالی هستند(7)، از سوی دیگر حتی اگر روایتی با سند صحیح هم وجود داشته باشد با توجه به محکمات از آیات و روایات باید تبیین شود و آنچه از محکمات عقلی و شرعی در دست است، دلالت بر اختیار انسان و علت ناقصه بودن طینت است.

بنابراين:
اولا؛ وجود طينت در حد اقتضاء و يا علت ناقصه است و ثانيا؛ سعادت و شقاوتي كه مستند به طينت انسان ها شده است، ناظر به علم الهي به سرانجام انسان هاي سعيد و شقي است و منافاتي با اختيار انسان ندارد.

پي نوشت ها:
1. مجلسى، محمدباقر، (1403)، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، دوم، بیروت، دار إحياء التراث العربي، ج5، صص225-260.
2. کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، (1407)، الکافی، چهارم، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ج1، ص390.
3. همان، ج1، ص47.
4. حويزي، عبدعلي، (1415)، تفسير نورالثقلين، چهارم، قم، اسماعيليان، ج2، ص18.
5. همان، ج 2، ص396.
6. بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج5، ص230.
7. سند اين روايت بسيار ضعيف است؛ زيرا «حنان بن سدير» واقفي است و «محمد بن عبدلله مهران» هم اهل غلو و ضعيف است و حتي او را كذاب معرفي كرده اند، «احمد بن محمد سياري» هم غالي و ضعيف است. بنابراين از نظر سندي اين روايت قابل اعتنا نيست.

برای مشاهده مطلب در تاپیک اصلی کلیک فرمایید

 

 

موضوع: