رذیله غرور

image: 
در مورد خطرات این رذیله اخلاقی، توضیحاتی را خواستار هستم.

غرور در مباحث اخلاقی یکی از آفاتی است که از آن سخن به میان آمده است، در مورد خطرات این رذیله اخلاقی، توضیحاتی را خواستار هستم.

همان طور که مرقوم فرموده اید، غرور یکی از رذائل اخلاقی است که می تواند آثار مخربی را در روح و جان انسان ایجاد نماید.
واژه غرور در لغت به معنای فريب خوردن و فريفته شدن و گول خوردن می باشد.(1) و در اصطلاح عبارت است از «اعتماد و تكيه كردن نفس به آنچه كه مطابق هوي و هوس باشد و طبع انسان به خاطر شبهه‌ افكنی و فريب شيطان به آن گرايش يابد. پس هر كس بر اساس شبهه فاسدی معتقد شود كه در دنيا يا آخرت به خير و سعادت رسيده مغرور است»(2)
غرور يكی از مرض های قلبی است كه انسان را از درون تهی می كند و اعمال و رفتار انسان را نابود می كند و در حقيقت به جای اين كه پروردگار بی همتا را پرستش كند از نفس، مال، مقام و علمش، بُتی ساخته و آنها را عبادت می كند.

مذمّت از این خوى زشت در احادیث اسلامى نیز بازتاب گسترده اى دارد:
1ـ در حدیثى از امام امیرمؤمنان (علیه السلام) مى خوانیم: «سُکْرُ الْغَفْلَةِ وَ الْغُرُورِ اَبْعَدُ اِفَاقَةً مِنْ سُکْرِ الْخَمُورِ»؛ مستى غفلت و غرور از مستى شراب، طولانى تر است».(3)
2ـ در حدیث دیگرى از همان حضرت مى خوانیم: «جِمَاعُ الشَّرِّ فِى الاِْغرَارِ بِالْمَهَل وَ الاِْتِّکَالِ عَلَى الْعَمَلِ»؛ کانون بدى ها در مغرور شدن به مهلت الهى و اعتماد بر اعمال (ناچیز) است.(4)

یک فرد مغرور در ذهن خود یک الگو و قالب کاملی برای کلیه رفتار و گفتار خویش و نمونه عالی و بی نقصی برای اقناع حس برتری جویی خود می سازد و سعی می کند که تمام فعالیت ها و احساساتش را طبق آن قالب ساختگی و بدلی در آورد؛ به قدری صفات و مزایای خود را بلند می پندارد، که به هیچ وجه باورش نمی شود، که در وجودش نقصی وجود داشته باشد. لذا تحمل شنیدن کوچک ترین انتقادی را نسبت به خود ندارد. اگر احیانا کسی از روی کمال بی غرضی و صد در صد منصفانه، انگشت روی نقصش بگذارد، دیوانه وار خشمگین می شود، و او را دشمنی مغرض و کینه توز و بدخواه می پندارد.
این چنین صحنه های دردناکی در روح فرد مغرور، طوفانی برپا می سازد، و او با عناد شدیدی شروع به پرخاشگری می کند، تا طرف را خفیف و سرشکسته کند، و بدین وسیله موجبات تسکین احساسات طوفان زده خویش را فراهم سازد.
همواره یک نیروی مرموز ناخودآگاه او را به طرح نقشه هایی برای اثبات برتری و کسب تفوق بر دیگران وا می دارد، و به همین سبب از هر گونه اقدامی که موجب برتری و خودنمایی است، کوتاهی نخواهد کرد، غالب معاشرت ها، و فعالیت ها و حتی کارهای مفید اجتماعی در درجه اول، نه برای این است که واقعا به آن کارها عشق و علاقه دارد، بلکه می خواهد او را شایسته و لایق بدانند و درباره اش خوب اظهار نظر کنند؛ دایما در حال ترس و وحشت و فشار آزاردهنده ای است؛ مبادا دیگران او را آن گونه که مایل است درک نکنند.
یک فرد مغرور، امکان دارد به صفات و خلقیات ناپسند، دیگری مانند حسد و بخل و بدبینی مبتلا شود، و اگر ببیند کسی در کاری بهتر و لایق تر از اوست. ممکن است که کانون دلش مملو از حس رقابت شود؛ حتی در کارهایی که اصولا ارتباطی با رشته کار او ندارد، باز هم حسد می ورزد، این احساس، آن چنان برایش غیر قابل تحمل و دردناک است، که به تدریج عواطف خصمانه را بر او مسلط می سازد، به طوری که تمام کوشش های وی را تحت الشعاع میل به پیروزی بر رقیب قرار می دهد، و خلاصه هدف نهایی از فعالیت هایش در زندگی شکست رقیب است، و چون اعمالش بیش تر جنبه تخریبی دارد، انرژی های جسمی و فکری اش بیهوده به هدر می رود، و هرجا که موقعیت مناسبی یافت، به هر وسیله ای که شده آن قوه سوزاننده ای را که در کنه نیاتش وجود دارد، ارضا می کند.

ـ نقش دو عامل مهم در پیدایش غرور
الف: ثروت
از جمله چیزهایی که انسان را گرفتار خودپرستی و غرور می کند، ثروت فراوان است؛ آن کس که از این راه در قید منیت اسیر می شود، از فرط نادانی بینوایان را به دیده تحقیر می نگرد و وجودشان را زیاد و بی ارزش می شمارد.
اما غافل از آن که ثروت منحصر به انباشته ساختن مال نیست، چه بسیار افرادی که در فقر مالی به سر می برند، ولی با توجه به سرمایه های اصیل معنوی و فضایل روحی که دارند، باید در ردیف ثروتمندان بزرگ محسوب شوند؛ بسا همین افراد به علت دارایی معنوی خود، مورد توجه و احترام صاحبان ثروتند؛ این واقعیت در مورد ملت ها نیز کاملا صدق می کند ملتی را می توان غنی دانست که بیش از ملل دیگر، انسان های بزرگ و دانشمند و باسعادت داشته باشد.
ب: غرور علمی
یکی از خطرناک ترین آفات زندگی که ممکن است در مسیر پیشرفت و ترقی و کسب کمالات دامنگیر انسان شود، غرور علمی است که دانش، در نظر دارنده آن، مهم و با ارزش فراوان جلوه می کند، به طوری که پایه علمی و مزایای خود را بالاتر از همگان می پندارد؛ جالب این جاست که بیش تر کسانی که به غرور علمی دچار می شوند و خود را وجودی استثنایی می دانند، آن هایی هستند که از نظر میزان معلومات در سطح پایین و یا متوسط قرار دارند؛ زیرا هر قدر دامنه دانش آدمی گسترده تر شود، به حقارت و جهل و نادانی خود بیش تر پی می برد.

انحراف از برنامه های آسمانی است که انسان را به غرور و نخوت گرفتار می کند. قرآن کریم طی خطابی فرد مغرور را به زبونی و حقارت خود متوجه می سازد و روح پرنخوتش را از اوج تخیلات واهی به پایین می کشد: «وَلَا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحًا إِنَّكَ لَنْ تَخْرِقَ الْأَرْضَ وَلَنْ تَبْلُغَ الْجِبَالَ طُولًا»؛ هرگز با ناز و غرور بر زمین گام مگذار زیرا تو نه می توانی کره زمین را بشکافی و نه در سربلندی به کوه می رسی.(5)
کسی که به مبدا اعلای هستی نظر دوخته است، در موقع فراخی نعمت، حالت انبساط مغرورانه بر او چیرگی نمی یابد؛ زیرا اسلام به تواضع و میانه روی دعوت می کند و چنین استعلای متکبرانه ای را دوست نمی دارد.
«وَلَا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ وَلَا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحًا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ»؛ هرگز به تکبر و ناز از مردم رخ متاب و با تبختر بر روی زمین قدم برمدار زیرا خداوند مردم متکبر خودستا را دوست ندارد.(6)

بنابراین غرور و خودپسندی، سد راه ترقی و تکامل و مانع پیشروی در مسیر زندگی است، رضایت خاطری که فرد مغرور، از کارهای خود احساس می کند، سبب عقب ماندگی و رکود و درجازدن او خواهد شد. همان طوری که از خود راضی نبودن و داشتن همت والاتر در زندگی، عامل تعالی و ترقی روز افزونی است.

پی نوشت ها:
1. دهخدا، علی اکبر، لغت نامه، موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، 1373ش، چاپ اول، ج10، ص14699.
2. کاشانی، محسن، راه روشن، مترجم عبدالعلی صاحبی، مشهد، استان قدس رضوی، 1379، چاپ دوم، ج 6، ص414.
3. تميمى آمدى، عبد الواحد بن محمد، غرر الحكم و درر الكلم‏، دار الكتاب الإسلامي‏، قم،1410، ص405.
4. تميمى آمدى، عبد الواحد بن محمد، تصنيف غرر الحكم و درر الكلم‏، دفتر تبليغات‏، ايران، قم‏،1366 ش‏، ص158.
5. اسراء/ 37.
6. لقمان/ 18.

برای مشاهده مطلب در تاپیک اصلی کلیک فرمایید

 

 

موضوع: