درمان امراض قلبی

image: 
برای این که قلب و روح انسان از امراض قلبی دور باشد چه شیوه هایی را باید به کار گرفت؟

برای این که قلب و روح انسان از امراض قلبی دور باشد چه شیوه هایی را باید به کار گرفت؟

عارفان با اتکا بر آیین وحیانی، برای سالم سازی قلب آدمی، و فراهم سازی توجه قلبی، در پی درمان امراض قلبی برآمده‌ اند. آنان دو شیوه درمانی عرفانی و اخلاقی را مطرح نموده اند:

الف: شیوه عرفانی
درمان عرفانی که بر پایه معرفت توحیدی، محبت الهی و عبودیت ربوبی استوار گشته، شیوه رفعی- نه دفعی- را در دست دارد.
توضیح آن که:
اولا: در ساحت معرفت، سالک بر این باور است که هدف هر رفتاری که انجام می گیرد، و در آن چیزی جز خدای سبحان اراده می شود، یا به طمع عزتی است که با این رفتار به آن می رسد و یا به دلیل ترس از نیرویی است، تا از شرّ آن محفوظ بماند، در حالی که باید دانست: «إِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَميعاً»؛ يقيناً همه عزت فقط براى خداست‏.(1)
این ایمان یقینی، موضوعی برای ورود رذایلی چون ریاکاری، شهرت طلبی و امید و اعتماد به دیگران که در پی تامین هدف یاد شده هستند، باقی نمی گذارند.

ثانیا: در ساحت عبودیت، نیز سالک خود را بنده تمام عیار خدای سبحان می داند، بنده ای که همانند سراسر نظام هستی، ملک خدای سبحان است و همانند آن ها از جهت ذاتی، وصفی و فعلی، هویت استقلالی ندارد و از او بی نیاز نیست: «أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّهِ جَميعا»؛ بى‏ ترديد بفهمند كه همه قدرت ويژه خداست.(2)
با تحقق این بندگی، وی در رفتارش جز به مولای هستی نمی نگرد و جز وجه الهی را اراده نمی کند؛ جز در برابر خدای سبحان خضوع نمی کند و جز از او نمی ترسد؛ جز به وی امید ندارد و جز از او لذت نمی برد؛ جز با وی آرام نمی گیرد، جز بر او توکل نمی کند و امورش را جز به او وا نمی گذارد.
خلاصه آن که چیزی جز وجه الهی را نمی طلبد؛ از این رو موضوعی برای حضور رذایلی چون حرص، کبر، حسد و کینه باقی نمی گذارد؛ رذایل که حقیقت آن ها دیگر نگری است و از بندگی اغیار برمی خیزد.

ثالثا:در ساحت محبت، سالک با سرمایه معرفت ایمانی، دلش را به شدت مجذوب تفکر درباره حق تعالی و نگاه به اسمای زیبای او می یابد، و هماره با این فکر و نظر، جذبه دلش فزونی می یابد و مراقبه الهی رو به ترقی می گذارد، تا این که چنان بندگی می کند، که گویی خدا را می بیند و خدا نیز او را می نگرد؛ آن گاه خدای محبوب، جذبه، مراقبه و محبتش را برای وی بیشتر جلوه می دهد؛ در نتیجه محبت در دل وی شعله ور می شود و در این هنگام، مصداق این آیه می شود: «وَ الَّذينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّه‏»؛ آنان كه ايمان آورده‌‏اند، محبت و عشقشان به خدا بيشتر و قوى‏تر است‏.(3)
با زبانه محبت، پیوند دل، از هر چیزی می گسلد و جز به محبوب نمی پیوندد و جز در برابر وجه او خضوع نمی کند؛ زیرا سلطان محبت بر دلش استیلا یافته، به چیزی جز او محبت نمی ورزد و جز برای خدای محبوب و در راه او، کاری انجام نمی دهد.

ب:شیوه اخلاقی
درمان اخلاقی که شیوه ای دفعی است، بر اساس قاعده «العلاج بالاضداد» شکل گرفته، و بر فضیلت محوری و رفتارگرایی تکیه دارد؛ هدف آن نیز معتدل ساختن موارد حکمت است، تا به فضایل دست یافته، از حدود افراطی و تفریطی آن مواد، که عامل ظهور رذایل هستند، خارج گردد.
در این شیوه درمانی، سالک باید در دو ساحت علمی و عملی تلاش کند. در ساحت علمی باید به سه هدف برسد:
الف: شناخت
ب: انگیزه لازم
ج: استخراج اسباب ایجادی.

در مرحله شناخت، باید هر یک از رذایل را همراه با فضایل مقابل آن ها بشناسد، تا بداند هر رویداد زشتی که از وی بروز می کند، چه ویژگی ای دارد تا با فضیلت مناسب به علاج آن بشتابد.
در مرحله دوم، باید دو گام بردارد: نخست آفات نفرت انگیز رذایل را پیش روی فطرت خویش قرار دهد، تا اندازه ای که نسبت به آن رذایل، ترش رویی کند و دیگری آثار بهجت خیز فضایل را در برابر چشمان خود حرکت دهد، تا اندازه ای که از آنها لذت برد.
با این دو گام، انگیزه لازم برای مقابله با بیماری به وجود آید؛ این دو مرحله به منزله پیش درآمد درمان هستند.
اما در مرحله سوم، اسباب به وجود آورنده هر یک از رذایل را استخراج کند، تا در مقام درمان، آن ها را دفع کند و منشا ایجادی را از میان ببرد، که البته برای چنین اقدامی، افزون بر آن که باید در مقام عمل، بستر بروز آن را از بین ببرد، از بعد معرفتی نیز باید به دیده دل، افق خاصی بخشد، یعنی پس از شناخت رذایل، اسمای حسنای خدای سبحان را بشناسد؛ اسمایی که هر یک، اثر فضیلت بار خاصی را در بر دارند؛ برای مثال، سالک با شناخت خدای عظیم و جلیل، چنان او را بزرگ و با شکوه می بیند، که خود را در برابر وی، خردلی کوچک می بیند و تکبر و بزرگ بینی را دفع می کند.
امام خمینی (رحمة الله علیه) در توضیح این ساحت می نویسد:
«بهترین علاج ها که علمای اخلاق و اهل سلوک از برای مفاسد اخلاقی فرموده اند، این است که هر یک از این ملکات زشت را که در خود می بینی، در نظر بگیری و بر خلاف آن تا چندی مردانه قیام و اقدام کنی و همت بگماری بر خلاف نفس تا مدتی و بر ضد خواهی آن رذیله رفتار کنی و از خدای تعالی در هر حال توفیق طلب کنی که با تو اعانت کند، در این مجاهده مسلمه بعد از مدت قلیلی آن خلق زشت رفع شده و شیطان و جندش از این سنگر فرار کرده، جنود رحمانی به جای آن برقرار می شود.»(4)

این شیوه درمانی در برخی از کتب اخلاقی، مانند «جامع السعادات» نوشته ملا مهدی نراقی و «معراج السعادة» نوشته ملا احمد نراقی و کتب اخلاقی – عرفانی، مانند «رساله عیوب النفس و مداواتها» اثر ابو عبد الرحمن سلمی، «احیاء علوم الدین» اثر ابوحامد غزالی و «المحجة البیضاء» و «الحقائق فی محاسن الاخلاق» دو اثر ملا محسن فیض کاشانی لحاظ شده است.

البته شیوه رفعی، بر شیوه دفعی ترجیح دارد؛ زیرا شیوه دفعی حالت دفاعی دارد و در مقام دفع هجوم رذایل است و درمان آن نیز ریشه ای نیست؛ ولی در شیوه رفعی، به ریشه رذایل حمله می شود و زدایش آن از سرزمین دل، مد نظر است.(5)

پی نوشت ها:
1. نساء/ 139.
2. بقره/ 165.
3. بقره/ 165.
4. موسوی خمینی، سید روح الله، شرح چهل حدیث، تهران، مرکز تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1372، ص25.
5. مستفاد از علم سلوک، فضلی، علی، قم، نهاد نمایندگی، مقام معظم رهبری در دانشگا هها، دفتر نشر معارف، 1389.

برای مشاهده مطلب در تاپیک اصلی کلیک فرمایید

 

 

موضوع: