خودشناسی

image: 
این که می گویند خودتان را بشناسید یعنی چه؟ چگونه باید این کار را انجام داد و من چگونه می توانم خودم را بشناسم؟

این که می گویند خودتان را بشناسید یعنی چه؟ چگونه باید این کار را انجام داد و من چگونه می توانم خودم را بشناسم؟ لطفا به زبان ساده توضیح دهید.

خودشناسی یا معرفت نفس، یکی از اصول اولیه در اخلاق و به معنای آگاهی یافتن بر صفات، استعدادها و ملکات مثبت و منفی خود است. امیرالمومنین علی (علیه السلام) فرمودند: «نالَ الفَوزَ الأكبَرَ مَن ظَفِرَ بِمَعرِفَةِ النَّفسِ؛ كسى كه موفق به خود شناسى شود، به بزرگترين پيروزى دست يافته است.» (۱)
اصل و پایه خودشناسی اخلاقی این است که انسان بفهمد که از کجا آمده،‌ الآن در چه وضعیتی است و چه وظایفی دارد، و در نهایت به کجا خواهد رفت و سرانجامش چه خواهد شد. آگاهی انسان از وضعیت ابتدایی و خلقتش او را واقع بین و دیدگاه او را معقول کرده و وی را از غرور و تکبّر و خود بزرگ بینی باز می دارد. از نظر قرآن یکی از عوامل کفر، شرک و انحراف، بی اطّلاعی از سرآغاز خلقت و قدرت خداوند در آفرینش موجودات است.(۲) اگر انسان به ضعف و حقارت خود آگاهی پیدا کرد، وابستگی خود را به موجودی توانا و قدرتی لایزال بهتر درک کرده و راهی به سوی خداشناسی در پیش او گشوده می شود.
به این جهت است که خودشناسی را مقدمه ای بر خداشناسی می دانند. زمانی که انسان به این باور رسیده و رابطه خودش را با پروردگار متوجه شود،‌ می تواند وضعیت کنونی و وظایفش را بهتر درک کرده و در انجامش بیشترین سعی و تلاش را داشته باشد. و اینکار که خودسازی نامیده می شود، تنها راهی ست که انسان را به کمال و سعادت نهایی خواهد رساند.

مرحوم فیض کاشانی (ره) در جهت خودشناسی و برای پی بردن به عیوب خویش چهار راه ذکر می کند:‌
اوّل این که انسان به سراغ استادی برود که آگاه به عیوب نفس و خفایا و آفات اخلاقی باشد.
دوم: دوست راستگویی را پیدا نموده و او را مراقب خویش کند تا احوال و افعال او را مورد بررسی دقیق قرار دهد.
سوم: انسان عیوب خویش را از زبان دشمنانش بشنود، چرا که دشمنان با دقّت مراقب عیوب و لغزش های انسان هستند.
چهارم: انسان با مردم معاشرت نموده و صفات نکوهیده ای را که می بیند، در مورد خودش نیز بررسی کند و ببیند که آیا این صفات نکوهیده در او هست؟(۳)

پی نوشت ها:
۱. محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمه، مترجم شیخی، حمیدرضا، موسسه علمی فرهنگی دارالحدیث، قم، ج 7، ص 162.
۲. سوره انفطار/ 6 و 7.
۳. فيض كاشانى، محمد بن شاه مرتضى‌، محجه البیضاء، نشر جامعه مدرسين، قم 1417، ج 5، ص 112- 114.

برای مشاهده مطلب در تاپیک اصلی کلیک فرمایید

 

 

موضوع: