خلقت جهان

image: 
خداوند جهان را از عدم محض خلق کرده یا از یک نمونه اولیه؟

خداوند جهان را از عدم محض خلق کرده یا از یک نمونه اولیه؟

مقدمه؛ خالقيت خداوند به دو صورت است؛ گاهي خلقت ابداعي است، بطوري كه احداث و ایجاد اشياء مسبوق به مادّه و زمان نباشد.(1) و يا بي سابقه باشد كه ابداع چیزی، به معنای اختراع آن بدون نمونه قبلی است.(2) گاهي نيز خلقت به همراه ماده و زمان يا فقط ماده است كه در صورت اول مواليد و در صورت دوم اختراع خواهد بود. و وقتی ابداع در مورد خداوند استعمال می‌ شود به معنای ایجاد چیزی بدون نیاز به آلت، ماده، زمان و مکان است، و این تنها به خداوند اختصاص دارد.(3)

با توجه به مقدمه مذکور، خلق از عدم اگر به معنای این است که عدم ماده برای تحقق امر وجودی شود، این امر محال است؛ چرا که عدم نقیض وجود است و خلقت از عدم به معنای تبدیل عدم به وجود است، در حالی که این دو نقیض هم هستند و نمی توان از نیستی استفاده کرد(استفاده کردن باید از امری وجودی باشد و استفاده از امر عدمی معنا ندارد) و هستی را پدید آورد. به عبارتي شبهه از اين جا ناشی مي شود كه با پيش زمينه ي نياز خلقت به ماده اوليه، به خلقت ابتدائي خداوند نگاه كنيم. پس منظور الهيون از عبارت «خلق الله الاشياء‌ من العدم؛ خداوند اشیاء را از عدم خلق کرد» سابقه عدمي آن هاست نه اين كه علت مادي اشياء‌، عدم است و خداوند از عدم آنها را خلق كرده است.(4)

توضیح بیشتر این که برای تحقق چیزی، چهار علت باید جمع شود: علت مادی، صوری، فاعلی و غایی. در خلق جهان نیز مسلما علت فاعلی خداست و خلق از عدم یا وجود، برمی گردد به علت مادی عالم. در این صورت اگر علت مادی عالم عدم باشد، یعنی خداوند متعال از هیچ و عدم، چیزی را به وجود آورده است. این جمله به معنای این است که از جمع شدن مقداری نیستی، هستی به وجود آمده است! این همان تناقض است که مثلا از جمع شدن مقداری صفر، یک عدد به وجود بیاید.
بدین ترتیب اگر هستی را تجلی خداوند متعال بدانیم، عالم سابقه عدمی خواهد داشت، در حالی که از عدم خلق نشده است، بلکه نمودی از اوصاف خداوند خواهد بود؛ مانند عکسی که در آینه منعکس می شود، عالم تمام قوامش به خالق است و از خود چیزی ندارد. بر مبنای متکلمان نیز خداوند متعال هستی را بدون استناد به ماده و مدت خلق کرده است، چنین خلقی اصلا نیاز به ماده یا همان علت مادی ندارد. به عبارت دیگر صرف وجود علت فاعلی برای تحقق خلق اولیه کافی است. به همین دلیل فلاسفه تنها علت فاعلی و غایی را علت حقیقی می دانند، به صورتی که حتی اگر علت مادی و صوری هم نباشند، تحقق چیزی ممتنع نیست.
پاسخ به این سوال در خطبه فدكيه حضرت زهرا(سلام الله عليها) نیز مورد اشاره قرار گرفته است: «ابتدع الأشياء لا من شيء»؛ خداوند اشياء را از چيزی نیافريد.(5) معني اين فرمايش اين نيست كه خداوند اشياء را از عدم آفريد! بلکه در مقام بیان خلق ابداعی و عدم نیاز چنین خلقی به ماده اولیه است. به عبارت دیگر حدیث مذکور، تبیین می کند که نقیضِ آفریدن «از چیزی»، آفریدن از ناچیز یا عدم نیست که اشکال شود: عدم که چیزی نیست تا از او خلقی صورت گیرد! بلکه نقیض آن، آفریدنِ «نه از چیزی» است که به معنای آفرینش بی مثال و ابداعی می باشد.(6)

بنابراین خداوند متعال نه عالم را از نمونه اولیه خلق کرده و نه از عدم محض(به این معنا که عدم، علت مادی برای خلق باشد) بلکه خداوند متعال ماده اولیه عالم را به نحو ابداع به وجود آورد، یعنی بدون ماده و مدت خلق کرده و پس از آن نیز به صورت مصنوع و خلق از ماده اولیه، دیگر مخلوقات را خلق کرده است. بدین ترتیب هر چیزی نشات گرفته از خدای متعال بوده اما نه به این معنا که خدا ماده خلق است! بلکه خدا برای خلق نیازی به ماده ندارد و در ابداع، نیازی به ماده اولیه نیست و صرف وجود خالق کفایت می کند. این خلق نیز به معنای خلق از عدم نیستند، چراکه عدم چیزی نیست که ماده یا علت مادی برای خلق عالم باشد و تعبیر خلق از عدم به معنای سابقه نداشتن چیزی است.

پی نوشت ها:
1. جرجانی، سید شریف علی بن محمد، (1370)، التعریفات، چهارم، تهران، ناصرخسرو، ج1، ص3.
2. طريحي، فخر الدين بن محمد، (1375)، مجمع البحرين، احمد حسيني اشكوري،‌ سوم، تهران، مرتضوي، ج4، ص298.
3. راغب اصفهانی، حسين بن محمد، (1412)، مفردات ألفاظ القرآن‏، اول، بیروت، دار القلم، ج1، ص38.
4. مفيد، محمد بن محمد، (1421)، الامثل في تفسير كتاب الله المنزل،‌ اول، قم، مدرسة الامام علي بن ابي طالب(علیه السلام)، ج4، ص415.
5. طبرسی، احمد بن علی، (1403)، الإحتجاج على أهل اللجاج، تصحیح محمدباقر خرسان، اول، مشهد، نشر مرتضی، ج‏1 ؛ ص98. حضرت علي(عليه‌السلام) نیز در این رابطه می فرماید: «الذي لا من شي‏ءٍ كان، و لا من شي‏ءٍ خلق ما كان... و كل صانع شي‏ءٍ فمِن شي‏ءٍ صَنَع و اللهُ لا من شي‏ءٍ صنع ما خلق»؛ خدايي كه نه از چيزي كه از قبل بود، وجود يافت، و نه آنچه را خلق فرمود از چيزي آفريد... سازنده هر چيزي آن را از چيزي ساخته است و خدا آنچه را آفريده نو و بديع يعني «لا من شي‏ءٍ» آفريده و ساخته است.(کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، (1407)، الکافی، چهارم، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ج1، ص134و 135)
6. برای توضیح بیشتر ر.ک: جوادي آملي، عبد الله، (1383)، توحيد در قرآن، حيدر علي ايوبي، اول، قم، اسراء، ص383.

برای مشاهده مطلب در تاپیک اصلی کلیک فرمایید

 

 

موضوع: