حضور اجتماعی زنان

image: 
وظیفه ما چیست؟ لایک کنیم یا نه؟

حضور خانم ها در کارهای جهادی و اجتماعی مثل کمک به سیل زدگان و ..... چه حکمی دارد؟ طبیعتا در این فعالیت ها خانم مجبور به ارتباط گیری با نامحرم و همکاری و صحبت با او می شود. گاهی در شبکه های اجتماعی تصویر همکاری و حضور آنها قرار داده می شود. وظیفه ما چیست؟ لایک کنیم یا نه؟

این که حتی درباره لایک هایی که می خواهید انجام دهید دقت نظر دارید جای تحسین دارد. به راستی ما در برابر تایید و رد هایی که انجام می دهیم نیز مسئول هستیم. چراکه اگر تایید و رد ما بر اساس ملاک صحیح و ثابتی انجام شود به فرهنگ سازی مثبت در جامعه منتهی می شود.

امام جواد(علیه السلام) می فرمایند: «مَنِ اسْتَحْسَنَ‏ قَبِيحاً كَانَ شَرِيكاً فِيه؛ کسی که کار زشتی را تحسین کند و نیکو شمارد در آن شریک است.»(1)

حضور اجتماعی زنان به همان میزان که می تواند باعث اختلاط و ارتباط زن و مرد شود می تواند زمینه ساز جلوگیری از آن نیز محسوب شود. چراکه در میان مددجویان و آسیب دیدگان، زنان نیز حضور دارند و اگر زن امدادگر در صحنه حاضر نباشد مردان مورد استمداد قرار می گیرند. بنابراین اصل حضور زنان در صحنه های اجتماعی از جمله در هنگام بلایای طبیعی یک اولویت و حتی الزام است. اما آن چه مهم است کنترل نیت و مدیریت رفتار است تا آسیب های آن به حداقل برسد.

ـ حدود رابطه با نامحرم
ابتدائی ترین و طبیعی ترین رابطه ای که در میان جنس زن و مرد وجود دارد کشش و جاذبه ای است که آن دو نسبت به یکدیگر احساس می کنند. اصل وجود چنین تمایلی مقتضای آفرینش حکیمانه خداوند است تا زن و مرد را برای پیوند مقدس ازدواج راغب و در حفظ بنای خانواده مصمم و مجاب نگاه دارد.
خداوند متعال می فرماید: «وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ في‏ ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُون‏؛ و از نشانه‏ هاى او اينكه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفريد تا در كنار آنان آرامش يابيد، و در ميانتان مودّت و رحمت قرار داد. در اين نشانه‏ هايى است براى گروهى كه تفكّر می كنند.»(2)
توصیه های دینی نه تنها در جهت کاستن این تمایل درونی نیست بلکه با هر چیزی که آن را مورد تهدید قرار دهد مخالف است. شاید یکی از دلایل وجوب حجاب و عفاف جلوگیری از عادی شدن جذابیت های زن و به ابتذال رفتن دارایی های اوست که خود باعث تهدید بنای ازدواج است.
این احساس تا قبل از ازدواج و بعد از ازدواج نسبت به غیر همسر باید مدیریت و کنترل شود. چیزی که قرآن نام آن را عفاف و نه سرکوب می گذارد.
«وَ لْيَسْتَعْفِفِ الَّذينَ لا يَجِدُونَ نِكاحاً حَتَّى يُغْنِيَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ؛ و كسانى كه امكانى براى ازدواج نمی يابند، بايد پاكدامنى پيشه كنند تا خداوند از فضل خود آنان را بی نياز گرداند.»(3)

بنابراین عفت با همه اجر و پاداشی که دارد یعنی کنترل همین کشش درونی و دنبال نکردن و تقویت نکردن و ارضا نکردن آن از طریق حرام. در این مرحله به هیچ عنوان توصیه نمی شود فرد خودش را در شرایط خطرناک تری و در رابطه نزدیک تری با نامحرم قرار دهد و لو اینکه بتواند با به خرج دادن عفت بیشتر به سلامت عبور کند.
اگر قرآن به مرد و زن توصیه می کند نگاه خود را از نامحرم فرو ببندند با این که ممکن است نا محرم خود حجاب را در محدوده شرعی رعایت کرده باشد؛ اگر قرآن به زن توصیه می کند در راه رفتن و حرکت به گونه ای عمل نکند که صدای زیور آلات او شنیده شود و در صحبت کردن به گونه ای حرف نزند که زمینه برای لغزش برخی مردان را فراهم آورد؛ اگر حضرت زهرا(سلام الله علیها) بهترین زن را کسی می داند که نه نامحرمی دیده باشد و نه نامحرمی او را ببیند؛ اگر امیرالمومنین(علیه السلام) مردان کوفه را به این خاطر که زنانشان دوشادوش نامحرمان در بازار راه می روند و در مسیر یکدیگر قرار می گیرند توبیخ می کند و...؛ همه به این خاطر است که غریزه بیشتر از اقتضای طبیعی آن تهییج نشود و بدون اینکه ضرورتی اقتضا کند فرد در شرایط سخت تری برای امتحان عفت قرار نگیرد.
در این مرحله حتی از چیزهایی که شاید در ارتباط با نامحرم حلال است نیز اجتناب می شود به این خاطر که سلامت قلب آسیب نبیند و از زمینه وقوع در حرام جلوگیری شده باشد.

اما در کنار این تصویرهایی که دین برای ایده آل رابطه زن و مرد به تصویر می کشد شرایط خاصی نیز پیش بینی شده است که یک ضرورت ارتباط و تعامل زن و مرد نامحرم را اقتضا می کند. علم آموزی، درمان، کار و ... گاهی دو نامحرم را در کنار هم قرار می دهد. نگاه یکجانبه به دین نباید باعث شود گمان کنیم دین و دیندار در چنین موقعیت هایی خلع سلاح می شود و راهکاری ندارد و باید تسلیم گناه شود. یا اینکه به طور کلی انزواطلبی و غارنشینی را پیشه می کند و خود و جامعه را از فوائد تعاملات اجتماعی محروم می گرداند.
اتفاقا دین تربیت شده خود در مرحله قبلی را در این مرحله نیز مصون تر و مقاوم تر می یابد. کسی که بدون هیچ ضرورتی باب ارتباط با نامحرم را باز نمی کند اگر ضرورت اقتضا کند در محدوده یک ضرورت به آن نگاه می کند و رفتار می کند.
خداوند در قرآن می فرماید: «وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْيَتامى‏ قُلْ إِصْلاحٌ لَهُمْ خَيْرٌ وَ إِنْ تُخالِطُوهُمْ فَإِخْوانُكُمْ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ الْمُفْسِدَ مِنَ الْمُصْلِحِ وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَأَعْنَتَكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَزيزٌ حَكيم‏؛ از تو در باره يتيمان سؤال می كنند، بگو: «اصلاح كار آنان بهتر است. و اگر زندگى خود را با زندگى آنان بياميزيد، (مانعى ندارد) آنها برادر (دينى) شما هستند.» (و همچون افراد یک خانواده با آنها رفتار كنيد!) خداوند، مفسدان را از مصلحان، باز می ‏شناسد. و اگر خدا بخواهد، شما را به زحمت می اندازد (و دستور مى‏دهد در عين سرپرستى يتيمان، زندگى و اموال آنها را بكلى از اموال خود، جدا سازيد ولى خداوند چنين نمی كند) زيرا او توانا و حكيم است.»(4)
در این موارد تعامل با نامحرم در محدوده احکام شرعی و به خاطر هدفی عقلائی و مشروع انجام می شود. اما فرد باید مراقب نیت و درون خود باشد که بر خلاف انگیزه ظاهری چیز دیگری دلیل او برای تعامل با نامحرم نباشد.
موقعیت و نوع چهارمی نیز از ارتباط مشروع میان دو نامحرم متصور است که اضطرار مجوز آن است. در این موارد نادر مصلحت هایی همچون حفظ جان و ..... مجوز برخی محذورات مثل دست زدن به نامحرم می شود. اما در عین حال نیت و انگیزه پاک می ماند.
آنچه هر فرد و یا افراد جامعه در تعامل با نامحرم انجام می دهند تنها در صورتی که در قالب یکی از این چهار تصویر قرار گیرد حلال و مباح است. اما فراتر از آن به هر اسم و بهانه ای که باشد ضرورتی خودساخته برای ارتباط با نامحرم و به انگیزه لذت جویی جنسی است.

پی نوشت ها:
1. مجلسی، محمد باقر(1110ق)، بحار الانوار، بیروت، دار احیا التراث العربی، ج‏75، ص82.
2. روم/ 21.
3. نور/ 33.
4. بقره/ 220.

برای مشاهده مطلب در تاپیک اصلی کلیک فرمایید

 

 

موضوع: