تین و زیتون

image: 
به نظر می آید ترجمه فولادوند بهتر است. نظر شما چیست؟

در ترجمه فولادوند از سوره تین، دو کلمه تین و زیتون به معنای ظاهری خود ترجمه نشده اند بلکه مترجم اشاره کرده این دو اسم دو کوه در سوریه هستند. با توجه به اینکه در آیه دوم سوره تین هم، طور سینا آمده، به نظر می آید ترجمه فولادوند بهتر است. نظر شما چیست؟

اگر بخواهیم بهترین ترجمه را انتخاب کنیم ترجمه ای است که به هر دو اشاره کرده باشد، یعنی هم به معنای لغوی و ظاهری و هم به احتمال دیگر؛ کما این که برخی ترجمه ها به هر دو اشاره کرده اند.
توجه داشته باشید که نمی توان بدون دلیل یا قرینه، از معنای ظاهری و اولیه «تین» و «زیتون» دست کشید؛ لذا هر احتمال دیگری بهتر است در کنار معنای اولیه و ظاهری لحاظ شود.

در تفسیر «الکاشف» آمده:
آن چه از واژه «تين» در ذهن ها تبادر مى كند، همين انجيرى است كه آن را مى خورند و از واژه «زيتون»، همين زيتونى است كه آن را مى فشارند و از ديدگاه عقل، هيچ مانعى وجود ندارد كه خداوند به آن چه از آفريدگانش بخواهد سوگند ياد كند.(1)

مؤلف «پرتوی از قرآن» می گوید:
بعضى از مفسرين اين دو سوگند «وَ التِّينِ وَ الزَّيْتُونِ» را ناظر به كوه ها و يا سرزمين هاى فلسطين و شامات دانسته اند كه سرزمين هاى رويش اين دوگونه درخت و محل هاى عبادت و وحى پيامبران بوده است.
بنا بر اين معنا، مجاز در كلمه و به علاقه حال و محل است و چون نه قرينه اى در كلام است و نه شهرتى ميان خاص و عام، صرف (برگرداندن) لفظ از معناى حقيقى روا نباشد، و فقط شهرت كوهى در سرزمين فلسطين به نام «جبل الزيتون» يا دو سوگند «وَ طُورِ سِينِينَ وَ هذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ» كه نام دو محل است، نمی تواند قرينه اى براى مجاز در كلمه باشد. الف و لام هم ظاهر در نوع است.(2)

البته همین تفسیر «وَ التِّينِ وَ الزَّيْتُونِ» به دو کوه یا به سرزمین سوریه هم مورد قبول برخی نیست:
در تفسیر «احسن الحدیث» آمده:
"قتاده" گويد: تين كوهى است كه دمشق بر روى آن بنا نهاده شده و زيتون كوهى كه بيت المقدس بر آن است.
ناگفته نماند: "قتادة بن دعامه" در سال 117 در وقت دولت بنى اميه فوت كرده است، به نظر می آيد خواسته است در اين ياوه گويى خدمتى به بنى اميه كند كه دمشق پايتخت آن ها بوده است.
"عكرمه" كه يكى از خوارج و دشمن على بن ابى طالب(عليه السّلام) بود گفته است: تين و زيتون، دو كوه هستند، علت اين تسميه آن است كه انجير و زيتون در آن دو كوه بسيار می رويند.
ولى در اين صورت لازم بود كه آن دو (تین و زیتون) نكره آيند، نه با الف و لام.(3)

ممکن است گفته شود، تین و زیتون، در روایات به حسنین(علیهما السلام) نیز تفسیر شده است؛ که در جواب باید گفت بله، چنین روایاتی داریم و این روایات می توانند به بطن قرآن اشاره داشته باشند و الا بیان تفسیری همان تفاسیر فوق هستند. به همین خاطر علامه طباطبایی(ره) می گوید «این روایات به هيچ وجه از باب تفسير نيست.»(4)
به چند نمونه از این موارد توجه فرمایید:
سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) يَقُولُ: «قَوْلُهُ تَعَالَى: وَ التِّينِ وَ الزَّيْتُونِ‏ التِّينُ: الْحَسَنُ، وَ الزَّيْتُونُ: الْحُسَيْنُ (عَلَيْهِمَا السَّلَامُ)».(5)
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ)، فِي قَوْلِهِ تَعَالَى: وَ التِّينِ وَ الزَّيْتُونِ* وَ طُورِ سِينِينَ‏، قَالَ: «التِّينُ وَ الزَّيْتُونُ: الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ، وَ طُورُ سِينِينَ: عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ (عَلَيْهِمُ السَّلَامُ)».(6)
در روایت دیگری آمده:
«قَالَ: التِّينُ رَسُولُ اللَّهِ ص، وَ الزَّيْتُونُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع، وَ طُورُ سِينِينَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ ع، وَ الْبَلَدُ الْأَمِينُ الْأَئِمَّةُ ع‏.»(7)
نکته:
کسی غیر از معصوم نمی تواند چنین تفسیر و برداشتی از آیات داشته و آن را بطور قطع به قرآن و کلام الهی نسبت بدهد.

پی نوشت ها:
1. مغنیه، التفسیر الکاشف، انتشارات: دار الکتب الاسلامی ـ قم، ج 7، ص 583.
2. طالقانى، پرتوى از قرآن‏، ناشر: شركت سهامى انتشار- تهران‏، 1362ه.ش‏، چاپ چهارم، ج 4، ص 164.
3. قرشی، تفسیر احسن الحدیث، انتشارات: بنیاد بعثت، مرکز چاپ و نشر ـ تهران، ج 12، ص 280 و 281.
4. طباطبایی، محمد حسین، تفسير الميزان، ترجمه موسوی همدانی، انتشارات: جامعه مدرسین، دفتر انتشارات اسلامی ـ قم، ج ‏20، ص 544.
5. بحرانی، تفسیر البرهان فی تفسیر القرآن، موسسة البعثة، قسم الدراسات الاسلامیه ـ قم، ج ‏5، ص 692.
6. همان، ج ‏5، ص 693.
7. قمى، على بن ابراهيم‏، تفسير القمي‏، محقق: موسوى جزايرى، ناشر: دار الكتاب‏- قم‏، ج ‏2، ص 429.

برای مشاهده مطلب در تاپیک اصلی کلیک فرمایید

 

 

موضوع: