تعرب بعد از هجرت

image: 
«تعرب بعد از هجرت» چیست و چرا از هفت گناه کبیره شمرده شده است؟

«تعرب بعد از هجرت» چیست و چرا از هفت گناه کبیره شمرده شده است؟

«إِنَّ الَّذينَ تَوَفَّاهُمُ‏ الْمَلائِكَةُ ظالِمي‏ أَنْفُسِهِمْ قالُوا فيمَ كُنْتُمْ قالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفينَ فِي الْأَرْضِ قالُوا أَ لَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَةً فَتُهاجِرُوا فيها فَأُولئِكَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ ساءَتْ مَصيراً»؛ قطعاً كسانى كه [با ترك هجرت از ديار كفر، و ماندن زير سلطه كافران و مشركان‏] بر خويش ستم كردند [هنگامى كه‏] فرشتگانْ آنان را قبض روح مى ‏كنند، به آنان مى ‏گويند: [از نظر دين‏دارى و زندگى‏] در چه حالى بوديد؟ مى‏ گويند: ما در زمين، مستضعف بوديم. فرشتگان مى‏ گويند: آيا زمين خدا وسيع و پهناور نبود تا در آن [از محيط شرك به ديار ايمان‏] مهاجرت كنيد؟! پس جايگاهشان دوزخ است و آن بد بازگشت گاهى است.(1)

ـ مقدمه
از زمان هجرت پیامبر(صلی الله علیه و آله) تا زمان فتح مکه، دوران هجرت است.
کسانی که در این مدت، از مکه هجرت کرده اند به مدینه، مهاجر نامیده شده و فضیلت و اجر وافر داشتند. پس از آن اگر کسی از مکه به مدینه مهاجرت می کرد، دیگر جزء مهاجران محسوب نمی شد. لذا روایت داریم که «وَ لَا هِجْرَةَ بَعْدَ الْفَتْح‏»؛ یعنی بعد از فتح مکه، دیگر مهاجرت از مکه به مدینه، هجرت محسوب نمی شود.(2)
مدینه محل اجتماع مسلمانان و تمدن اسلامی بوده است؛ برعکس، مکه و اطراف آن، پایگاه شرک و بت پرستی بوده است.
کسانی که به مدینه مهاجرت کرده بودند، ممنوع بود که مجددا به مکه و اطراف آن بازگردند: «لَا تَعَرُّبَ‏ بَعْدَ الْهِجْرَةِ»؛ یعنی بعد از هجرت، تعرب جایز نیست.(3)
روایتی دیگر:
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع‏ «الْكَبَائِرُ سَبْعٌ... وَ التَّعَرُّبُ بَعْدَ الْهِجْرَةِ...»؛ امام صادق(علیه السلام) فرمودند: گناهان کبیره هفت تا هستند:... [یکی از آن ها] أعرابی شدن بعد از هجرت است.(4)

ـ معنای تعرّب
«تعرّب» به معنای اعرابی گری و بادیه نشینی است(5)؛ بادیه جایی است که در آن خبر از معارف دین نیست و مردم آن جا، نه اطلاع کافی از دین دارند و نه عزمی در آن ها وجود دارد که بر طبق احکام دین عمل کنند؛ یعنی از مدنیت و حکومت و آموزش معارف دین و... به دور است.
تعرّبی که آن زمان ممنوع شد، این بود که کسی پس از مهاجرت به مدینه، مجددا به مکه یا بادیه نشینی و... بازگردد؛ دلیل این حرمت نیز این بود که دین او به خطر می افتاد و در آن جا نمی توانست دینداری کند.
لذا در روایتی از امام رضا (علیه السلام) علت حرمت تعرب پس از هجرت، نقصان در دین و ترک یاری پیامبران و حجت های خداوند، ذکر شده است: «أَنَّ أَبَا الْحَسَنِ الرِّضَا ع ... وَ حَرَّمَ اللَّهُ التَّعَرُّبَ بَعْدَ الْهِجْرَةِ لِلرُّجُوعِ عَنِ الدِّينِ وَ تَرْكِ الْمُوَازَرَةِ لِلْأَنْبِيَاءِ وَ الْحُجَجِ...»(6)

ـ گستره معنایی
تعرب در معنای اولیه، به مفهوم هجرت از شهر به بادیه و سکونت در آن جا است.
البته با توجه به علت حرمت تعرب (در روایت امام رضا علیه السلام بیان شد)، می توان معنای وسیع تری را نیز در نظر گرفت یعنی انسان به کاری مبادرت نماید كه به دورى او از دین، منتهى شود يا او را در معرض دور شدن از دين قرار دهد. پس آن محلی که به آن جا می رود، خصوص بادیه نشینی و صحرا نشینی نیست بلکه ممکن است شهرنشینی باشد (مثل کشورهای غیر اسلامی) ولی باز هم در آن جا نمی تواند دین خودش را اظهار کند و یا دینش در خطر می افتد.
لذا می توان گفت هر کسی که پس از شناخت دین و آموزش آن، جایی را برای سکونت انتخاب کند که نتواند دینداری کند یا نتواند دین خود را حفظ کند، مشمول این ممنوعیت از مهاجرت قرار می گیرد.
بنابر این؛
چنین نیست که تعرب، به بادیه نشینی اختصاص داشته باشد؛ بلکه ممکن است در سکونت در کشورهای غیر اسلامی (در عین پیشرفت و شهرنشینی و...) باز هم دین انسان در خطر باشد و این مهاجرت ممنوع باشد.
البته این گونه هم نیست که گفته شود هر نوع سکونت در کشورهای غیر اسلامی، تعرب است زیرا برخی از آن ها این خطر را برای دین انسان ندارند.
هم چنین کسی که آگاهی ها و معرفت های دینی لازم را فرا گرفته است و می داند این مهاجرت برای دینداری او و یا برای دین او ضرری ندارد، این هم اشکال ندارد.
نکته:
معنای وسیع تر این که حتی گفته شده که تعرب بعد از هجرت در زمان ما، این است که انسان به تحصیل علم اشتغال داشته باشد ولی آن را رها کند و از تحصیل علم، دست بکشد و از آن دور شود.(7)

ممکن است پرسیده شود آیا مهاجرت به مناطق محروم و یا برای آموزش آن ها و...، هم تعرب بعد از هجرت است؟
در جواب باید گفت خیر؛ کسی که برای آموزش دادن یا آموزش دیدن تعالیم دینی مهاجرت کرده، علی القاعده مانعی برای اظهار دینداری و عمل به دین، در آن جا نیست و دین او در خطر نیست؛ پس مشمول این مهاجرت بعد از تعرب، نمی شود؛ زیرا علت ممنوعیت مهاجرت بعد از تعرب، در خطر بودن دین و وجود مانع برای اظهار دین و دینداری است. و در چنین مواردی، این خطر و این مانع وجود ندارد.
علاوه بر این که در فرض شما، مهاجرت هدف منطقی و معقولانه ای دارد؛ ولی در مهاجرت بعد از تعرب که ممنوع شده است، چنین هدفی وجود ندارد و مربوط به کسی است که بدون هیچ عذری، به این کار اقدام می کند.

پی نوشت ها:
1. نساء: 4/ 97.
2. کلینی، الكافي، محقق/مصحح: غفاری و آخوندی، انتشارات دارالکتب اسلامیه ـ تهران، 1407ق، چاپ چهارم، ج 5، ص 443، ح 5؛ ابن بابويه، من لا يحضره الفقيه‏، محقق/مصحح: غفارى، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم‏، ـ قم، 1413ق، ‏چاپ دوم‏، ج ‏3، ص 360.
3. من لایحضره الفقیه، ج 3، ص 360.
4. الكافي، پیشین، ج ‏2، ص 277، ح 3.
5. جوهری، الصحاح: تاج اللغة و صحاح العربية، تحقیق: احمد عبدالغفور عطار، ناشر: دار العلم للملایین ـ بیروت، 1404ق، ج 1، ص 178؛ حميرى، شمس العلوم و دواء كلام العرب من الكلوم‏، ‏ محقق/مصحح: اريانى و عبدالله و عمرى، ناشر: دار الفكر ـ دمشق‏،1420 ه.ق، چاپ اول، ج 7، ص 4506.
6. شيخ حر عاملى، محمد بن حسن، وسائل الشيعة، محقق و ناشر: مؤسسة آل البيت عليهم السلام‏ ـ قم‏، 1409 ق‏، چاپ اول‏، ج ‏15، ص 100.
7. طريحى، مجمع البحرين‏، محقق: حسينى اشكورى، ناشر: مرتضوى‏- تهران‏، 1375 ه. ش‏، چاپ سوم، ج 2، ص 118؛ مجلسى، محمد باقر، مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول‏، محقق/مصحح: رسولى محلاتى، ناشر: دار الكتب الإسلامية ـ تهران‏، 1404 ق‏، ج ‏10، ص 9.

برای مشاهده مطلب در تاپیک اصلی کلیک فرمایید

 

 

موضوع: