اطمینان روحی

image: 
 برای ایجاد اطمینان درون، چه راه کارهایی وجود دارد؟

همه ما می دانیم که انسان در دنیا به طور معمول با مشکلات و رنج هایی درگیر است. می خواستم بدانم این مشکلات و گرفتاری ها بر اثر چیست و برای ایجاد اطمینان درون، چه راه کارهایی وجود دارد؟

زندگی، دریای متلاطم و حیرت انگیزی است که دایما از امواج حوادث زیر و رو می شود، هیچ کس از هجوم امواج مصایب این دریای ژرف، آسوده و در امان نیست.
امیرالمؤمنین (علیه السلام) در توصیف دنیا می فرمایند: «دار بالبلاء محفوفه»؛ دنیا خانه ای است که در بلا پیچیده شده است.(1)

الف: عوامل رنج های روحی
1- حس افزون طلبی
در محیط هایی که اندیشه مردم تنها بر محور مادیت دور می زند، و شاخص سعادت و بدبختی را ثروت و لذایذ ناپایدار مادی تشکیل می دهد، و هر کس برای ارضای این خواسته درونی تلاش پی گیر و مداوم دارد، بی شک زندگی اش توام با فشار و رنج دایم است.
زیرا کوشش های یک فرد به هر اندازه وسیع و گسترده باشد، نمی تواند حرص بی پایان او را اشباع سازد، و خلأ فکری اش را پر نماید و به همه آمال و آرزوهایش لباس تحقق بپوشاند.
2- اندیشه فنا و نابودی
وقتی مرگ، آخرین نقطه حیات و پایان همه چیز فرض شود، هیولای مخوف نیستی ساحت روح را تیره و تار می نماید و هر نوع نشاط زندگی را در کام شخص تلخ و ناگوار می سازد، و فشار روانی و یاس و نومیدی مخصوصا در بخش آخر عمر، او را زیر شکنجه ای دردناک قرار خواهد داد.
3- توجه بی حد به آینده مجهول
کسانی که فوق العاده نسبت به آینده اهمیت می دهند، و در نتیجه فرصت بهره مندی از زمان حال را از دست خواهند داد، و یا این که در زمان حال ممکن است خطری آن ها را تهدید نکند، با وجود این، بیم دارند مبادا در آینده حادثه ناگواری برایشان روی دهد و وحشتی به همان شدت که به هنگام وجود خطر حقیقی دل انسان را فرا می گیردبر روحشان چیره می شود.
این که می گوییم باید زمان حال را مورد توجه قرار داد بدان معنی نیست که امروز انسان کاری کند که فردا نتیجه وخیم آن دامنگیرش شود و یا امروز آتشی بیفروزد که فردا به شعله های آن بسوزد، بلکه نباید از حسرت گذشته و بیم آینده مشوش بود و آرامش خود را بر ان چه گذشته و خواهد گذشت برهم زد.
4- اتخاذ روش های انحرافی
احتیاج و محرومیت، رنج تولید می کند و به همین جهت توده مردم، همواره بر ضد احتیاج و محرومیت مشغول پیکارند. اما کسانی که از هر جهت نیازمندی های مادی شان تامین نمی گردد، گرفتار یک نوع کسالت و رنج روحی می شوند و ناگزیر به مقتضای میل و خواسته های خود برای رستن از حالت بی قراری و هیجان غالبا شیوه ها و راه هایی را انتخاب می کنند، که منجر به تباه شدن نیروی وحیانی و قوای عقلانی آن ها می گردد؛ مثلا به الکل یا دیگر مواد مخدر پناه می برند و به این بلاهای خانمان سوز مبتلا و آلوده می شوند، تا به عقیده خود بتوانند مدت کوتاهی از رنج های درونی خلاصی یابند.

ب: عوامل ایجاد اطمینان روحی
1- ایمان به حضرت حق
ایمان به خداوند برای ایجاد اعتدال در خواهش های نفسانی که خود منشا بسیاری از آشفتگی های روانی است، دریچه اطمینانی می باشد.
بر اثر ایمان به خدا، چهره زندگی کمال می یابد زیرا وقتی انسان معتقد گردید که با تمام شدن این زندگی همه چیز پایان نمی پذیرد، در روانش آرامش خاصی پدید می آید و در سراسر زندگی به اعتدال گام برمی دارد.
قرآن از نقش پیش گیری ایمان چنین یاد می کند: «وَ لا تَهِنُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنينَ»؛ اگر ایمان داشته باشید نباید ترس و اندوه به خود راه دهید؛ زیرا شما با همین سرمایه ایمان بر دیگران برتری دارید.(2)
2- تسلیم و رضا
کسی که متکی به منطق دین است، در نظام آفرینش، هیچ چیز جز اراده خداوند را موثر نمی شناسد؛ او معتقد است که رنج های خارج از اختیار انسان، از جانب پروردگار مهربان و برای تطهیر قلب و تهذیب روحش مقدر گردیده، لذا هرگز اجازه نمی دهد که مصایب و مشکلات، قدرت روحی او را فلج کند، بلکه در هر شرایطی متانت خود را همچنان حفظ خواهد کرد و کشتی وجود خود را در هر حادثه ای به استمداد از نیروی لایزال الهی، به ساحل آرامش و صفا و موفقیت و سعادت می رساند، و حتی با سنگینی بار رنج ها، کامیابی ها و لذات روحی او افزایش خواهد یافت.
3- نداشتن توقعات نامحدود
گسترش دادن دامنه توقعات سبب می شود که انسان دایما با اندوه و ناآرامی دست به گریبان باشد؛ کسانی که دیده واقع بین دارند مال و ثروتی را که از حد اعتدال بگذرد مانع خوش بختی و آسایش خاطر می دانند.
بالا رفتن سطح توقعات مایه پریشانی و ناخرسندی خاطر می گردد، در حالی که رعایت اصل اعتدال و قناعت به آدمی آرامش و امنیت خاطر خاصی می بخشد.
4- دلبستگی به زندگی جاویدان
اسلام، دل را به زندگی جاویدان سوق می دهد و این امر، جلو خودکامگی نفس را برای چپاول این بهره ها در میدان وسیع زندگی می گیرد، و نیروی آزمندی و حرص دیوانه وار او را تحت کنترل و موازانه قرار می دهد.
وقتی شخص واقعا معتقد شود که فرصت دنیا کم و محدود و بهره های آن هم ناچیز است، و لذایذ واقعی در این ایام کوتاه دنیا به دست نمی آید، آن گاه متاع این جهان در نظرش جلوه ای خیره کننده نخواهد داشت، و افسوس و حسرت نخواهد خورد که بیش از اندازه آن را به دست نیاورده، لذا به اضطراب و اندوه و ترس دچار نمی گردد، و از آرامش قلبی و آسودگی و راحتی اعصاب و وجدان برخوردار است، که بی شک همین اعتماد و آرامش، بر لذت او از بهره های زندگی که از روی عقل و متانت از آن ها استفاده می کند، خواهد افزود.
5- عقده گشایی مطلوب
گشودن عقده دل نزد دوستان صمیمی و وفادار یکی از اموری است که می توان از آن استفاده کرد، و بدین وسیله دل را از غم آزاد نمود. باید به اشخاص غم زده مجال و فرصت داد تا آن چه را که در دل دارند با دوستان با اخلاص خود در میان بگذارند، و مشکلات خود را به آنان بازگو کنند و از این راه از فشار جانکاه اندوه بر روان خویش بکاهند.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: «إِذَا ضَاقَ‏ أَحَدُكُمْ‏ فَلْيُعْلِمْ أَخَاهُ وَ لَا يُعِينُ عَلَى نَفْسِهِ»؛ هر گاه یکی از شما به درد و اندوهی دچار شدید برادر خود را آگاه سازید تا تیرگی های غم و رنج را از صفحه دل شما پاک کند.(3)
6- تظاهر به مسرت
یک عامل موثر و ثمربخش که هنگام هجوم اضطراب و اندوه به دل، در کاستن آن کمک موثری می کند تظاهر به مسرت و شادمانی است.

بنابراین؛ به اعتباری می توان عوامل رنج های روحی را اموری مانند: حس افزون طلبی، اندیشه فنا و نابودی، توجه بی حد به آینده مجهول، اتخاذ روش های انحرافی دانست؛ و عوامل ایجاد اطمینان روحی را  می توان اموری مانند: ایمان به حضرت حق، تسلیم و رضا، نداشتن توقعات نامحدود، دلبستگی به زندگی جاویدان، عقده گشایی مطلوب و تظاهر به مسرت، دانست.(4)

پی نوشت ها:
1. نهج البلاغة (للصبحي صالح)، شريف الرضي، محمد بن حسين‏، هجرت‏، قم‏ ،1414ق، ص348.
2. آل عمران/ 139.
3. الكافي (ط- الإسلامية)، کلينى، محمد بن يعقوب‏، دار الكتب الإسلامية، تهران‏،1407 ق‏، ج4، ص49.
4. برای اطلاع بیشتر ر.ک: رسالت اخلاق در تکامل انسان، موسوی لاری، سید مجتبی، بوستان کتاب قم، 1376.

برای مشاهده مطلب در تاپیک اصلی کلیک فرمایید

 

 

موضوع: