اصول تاثیرگذاری اخلاقی

image: 
برای اینکه در مباحث اخلاقی بتوانیم بر دیگران تاثیر گذار باشیم چه اصولی را باید رعایت نماییم؟

برای اینکه در مباحث اخلاقی بتوانیم بر دیگران تاثیر گذار باشیم چه اصولی را باید رعایت نماییم؟

تربیت اخلاقی به معنای رشد و پرورش فضائل اخلاقی در دیگران و دور کردن آنها از رذائل اخلاقی است. برخی از اقسام تربیت اخلاقی مانند تربیت اخلاقی فرزند بر پدر و مادر واجب و برخی دیگر از اقسام آن مانند تربیت عمومی و همگانی در اخلاق مستحب است. در تربیت اخلاقی مکاتب و رویکردهای متعددی وجود دارد که مبتنی بر مبانی گوناگون به نظام سازی در این باره روی آورده اند. رویکرد دینی مبتنی بر تعالیم اسلامی نیز دارای اصول و روش هایی است که به مهم ترین آنها اشاره خواهیم کرد.

ـ اصل تدریج
هر تغییری به تدریج در انسان رخ می دهد. بنابراین از عجله و شتاب در تربیت اخلاقی دیگری باید اجتناب نمود. تکالیف سخت و انتظارات زیاد نباید داشت. در صورت بروز خطا و اشتباه از متربی(کسی که تحت تربیت قرار دارد) نباید خودمان و او را ناامید کنیم و یا به سراغ روش های تنبیهی و قهرآمیز برویم.
اصل تدریج باید به صورت ویژه ای متناسب با سن متربی رعایت شود. تعلیم و تربیت فرزند در شش و یا هفت سال اول باید در قالب بازی و تامین نیازهای اساسی او باشد. فراهم کردن فضایی مناسب برای تامین نیازهای اساسی کودک در این دوره مثل نیاز به بازی، تغذیه مناسب، اعتماد و .... باعث میشود کودک در هفت سال دوم آمادگی تادیب و تربیت را پیدا کند.
به عنوان نمونه به مراحل شکل گیری صفت بخل در انسان و تاثیر اعتمادسازی در کودک در جلوگیری از این صفت اشاره می کنیم:
روایات اسلامی زیربنای بخل را سوء ظن به خدا معرفی می کند.
قال الصادق (علیه السلام): «حَسْبُ البَخيلِ مِن بُخلِهِ سُوءُ الظَّنِّ بِربِهِ»؛ براي آدم بخيل همين بس که با داشتن چنين صفتي به خداي خود بدگمان است.(1)
قال علی (علیه السلام): «البُخلُ بِالموجودِ سُوءالظَّنِّ بِالمَعبُودِ»؛ بخل ورزیدن به آنچه در دسترس توست خود گمان بد بردن به خداوند بزرگ است.(2)
قال علی (علیه السلام): «فَإِنَّ الْبُخْلَ وَ الْجَوْرَ وَ الْحِرْصَ غَرَائِزُ شَتَّى‏ يَجْمَعُهَا سُوءُ الظَّنِّ بِاللَّه‏»؛ بخل و ستم و طمع صفت های گوناگونی است که عامل همه آنها سوء ظن به خدا است.(3)
در این روایات بدبینی نسبت به خداوند به عنوان عامل به وجود آمدن بخل در انسان معرفی شده است. و در روایت دیگری خلف وعده با کودکان زمینه ساز بدبینی آن‌ها نسبت به خداوند معرفی شده است.
«عَنْ أَبِي الْحَسَنِ مُوسَى (علیه السلام) إِذَا وَعَدْتُمُ‏ الصِّغَارَ فَأَوْفُوا لَهُمْ فَإِنَّهُمْ يَرَوْنَ أَنَّكُمْ أَنْتُمُ الَّذِينَ تَرْزُقُونَهُمْ»؛ وقتی به کودکان وعده می دهید به آن عمل کنید چراکه آنها شما را رازق خود می پندارند.(4)
مطابق این روایت، گویا در کودکی یک خداانگاره شکل می‌ گیرد. این خداانگاره تا حد زیادی برگرفته از رفتار والدین و بزرگترها است. والدین با وفای به وعده و تامین به موقع نیازهای کودکشان می‌ توانند اعتماد کودک را جلب نماید که در این صورت یک خدا انگاره مثبت در فرد شکل می‌گیرد. این خدا انگاره در کودکی می‌تواند زمینه برای یک باور صحیح را نسبت به خداوند و اعتماد به او را به وجود آورد. در بزرگسالی نیز می تواند سخاوت را برای فرد به ارمغان بیاورد.

خداوند متعال درباره رفق و مدارا در سیره تربیتی پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) می فرماید:
«فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ»؛ به (بركت) رحمت الهى، در برابر آنان [مردم‏] نرم (و مهربان) شدى! و اگر خشن و سنگدل بودى، از اطراف تو، پراكنده می شدند. پس آنها را ببخش.(5)
رمز هر گونه تاثیرگذاری بر دیگری ایجاد ارتباط عاطفی با او است. رفق و مدارا و پذیرش دیگران می تواند محبت انسان را در دل آنها جای دهد و تاثیر کلام و رفتارمان را بر آنها بیشتر کند. چه بسا حرف حقی که به خاطر تندی و تلخی مورد بی مهری قرار می گیرد و حرف باطلی که در نقاب دلسوزی و مهربانی مورد پذیرش قرار می گیرد.

اصل رفق و مدارا
اصل رفق و مدارا در تربیت اخلاقی گاهی اقتضا می کند مسئله را از دیدگاه متربی ببینیم و محدودیت ها و اقتضائات او را درک کنیم. او را با خودمان یا دیگری و یا حتی چیزی که باید باشد مقایسه نکنیم. تنها تلاش کنیم از وضعیتی که در آن است یک قدم به وضعیت مطلوب نزدیک شود.
رفق و مدارا اقتضا میکند دیگری را به خاطر اشتباهی که مرتکب شده است سرزنش و ملامت نکنیم. تنها به او کمک کنیم اشتباهش را ترک و جبران کند.
امام صادق (علیه السلام) می فرماید:
«إِنَّ اللَّهَ وَضَعَ الْإِيمَانَ عَلَى سَبْعَةِ أَسْهُمٍ عَلَى الْبِرِّ وَ الصِّدْقِ وَ الْيَقِينِ وَ الرِّضَا وَ الْوَفَاءِ وَ الْعِلْمِ وَ الْحِلْمِ ثُمَّ قَسَمَ ذَلِكَ بَيْنَ النَّاسِ فَمَنْ جَعَلَ فِيهِ السَّبْعَةَ الْأَسْهُمِ فَهُوَ كَامِلٌ مُحْتَمِلٌ وَ قَسَمَ لِبَعْضِ النَّاسِ السَّهْمَ وَ لِبَعْضِهِمُ السَّهْمَيْنِ وَ لِبَعْضِهِمُ الثَّلَاثَةَ حَتَّى انْتَهَوْا إِلَى سَبْعَةٍ ثُمَّ قَالَ لَا تَحْمِلُوا عَلَى صَاحِبِ السَّهْمِ سَهْمَيْنِ وَ لَا عَلَى صَاحِبِ السَّهْمَيْنِ ثَلَاثَةً فَتَبْهَظُوهُمْ ثُمَّ قَالَ كَذَلِكَ حَتَّى انْتَهَى إِلَى سَبْعَةٍ»؛ به راستى خدا عز و جل ايمان را بر هفت سهم نهاده است: بر نيكى و راستگوئى و يقين و رضا و وفاء و دانش و بردبارى، سپس آن را ميان مردم پخش كرده، هر كه را همه اين هفت سهم داده پس او كامل است و حامل ايمان و به برخى مردم يك سهم داده و به برخى دو سهم و به بعضى سه سهم تا برسند به هفت سهم، سپس فرمود: به آنكه يك سهم دارد، دو سهم تحميل نكنيد و نه بر آنكه دو سهم دارد سه سهم، تا آنان را سنگين بار و وامانده كنيد.(6)

ـ اصل شریعت محوری
یکی دیگر از اصول تربیت اخلاقی اصل شریعت محوری است. این اصل اقتضا می کند در همه روش های تربیتی از خطوط شریعت تجاوز نشود و سعی نشود به هر بهایی تربیت اخلاقی اتفاق بیفتد حتی به قیمت زیر پا گذاشتن حلال و حرام.
امیرالمومنین(علیه السلام) به برخی از اصحاب خود می فرمایند:
«إِنِّي لَعَالِمٌ بِمَا يُصْلِحُكُمْ وَ يُقِيمُ أَوَدَكُمْ‏ وَ لَكِنِّي لَا أَرَى إِصْلَاحَكُمْ‏ بِإِفْسَادِ نَفْسِی»؛ من به آنچه شما را صالح کند و به راه آورد آگاه هستم. اما اصلاح شما را به قیمت فاسد کردن خود انجام نمی دهم.(7)
ممکن است برخی اوقات با توسل به برخی از روش های غیر شرعی مثل فحاشی، آبرو ریزی، ضرب و شتم و .... بتوان فردی را به رفتار اخلاقی مجبور نمود اما صالح شدن متربی به قیمت فاسد شدن مربی چه ارزشی دارد؟
توسل به دروغ، تجسس، تجربه گناه به بهانه درک مخاطب و .... نیز از دیگر خطاهایی است که ممکن است به بهانه اصلاح دیگران انجام شود.

ـ در هم تنیدگی تربیت دینی و تربیت اخلاقی
در منابع دینی ارزش های اخلاقی به عنوان ارزش های دینی مطرح شده اند. برّ به معنای نیکی اگرچه یک مفهوم اخلاقی است اما خداوند متعال در توصیف آن می فرماید:
«لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ لكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ الْمَلائِكَةِ وَ الْكِتابِ وَ النَّبِيِّينَ وَ آتَى الْمالَ عَلى‏ حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبى‏ وَ الْيَتامى‏ وَ الْمَساكينَ وَ ابْنَ السَّبيلِ وَ السَّائِلينَ وَ فِي الرِّقابِ وَ أَقامَ الصَّلاةَ وَ آتَى الزَّكاةَ وَ الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذا عاهَدُوا وَ الصَّابِرينَ فِي الْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ حينَ الْبَأْسِ أُولئِكَ الَّذينَ صَدَقُوا وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ»؛ نيكى، (تنها) اين نيست كه (به هنگام نماز،) روىِ خود را به سوى مشرق و (يا) مغرب كنيد (و تمام گفتگوى شما، در باره قبله و تغيير آن باشد و همه وقت خود را مصروف آن سازيد) بلكه نيكى (و نيكوكار) كسى است كه به خدا، و روز رستاخيز، و فرشتگان، و كتاب (آسمانى)، و پيامبران، ايمان آورده و مال (خود) را، با همه علاقه‏اى كه به آن دارد، به خويشاوندان و يتيمان و مسكينان و واماندگان در راه و سائلان و بردگان، انفاق مى‏كند نماز را برپا مى‏دارد و زكات را مى‏پردازد و (همچنين) كسانى كه به عهد خود- به هنگامى كه عهد بستند- وفا مى‏كنند و در برابر محروميتها و بيماريها و در ميدان جنگ، استقامت به خرج مى‏دهند اينها كسانى هستند كه راست مى‏گويند و (گفتارشان با اعتقادشان هماهنگ است) و اينها هستند پرهيزكاران.(8)

این آیه شریفه نشان می دهد تحقق کامل اخلاق در ضمن رعایت همه آموزه های اعتقادی و عبادی اسلام امکان پذیر است. اخلاق، عقائد و احکام اگرچه تفاوت هایی با یکدیگر دارند ولی ارتباط و انسجام آنها با یکدیگر باعث میشود جز در ضمن یکدیگر به کمال مورد نظر نرسند.

پی نوشت ها:
1. مجلسی، محمد باقر(1110ق)، بحار الانوار، بیروت، دار احیا التراث العربی، ج 73، ص 307.
2. تميمى آمدى، عبد الواحد بن محمد، غرر الحکم و درر الکلم، دار الکتاب الاسلامی، قم، ص 292.
3. ابن شعبه حرانى، حسن بن على‏، تحف العقول، مصحح: غفارى، على اكبر، قم، جامعه مدرسین، ص129.
4. ابن فهد حلی(841ق)، عدة الداعي و نجاح الساعي، دارالکتب الاسلامی، ص84.
5. آل عمران/ 159.
6. شیخ حر عاملی، محمد بن حسن(1104ق)، وسائل الشیعة، قم، موسسه آل البیت، ج16، ص160.
7. شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغه، محقق: صبحی صالح، هجرت، قم، ص99.
8. بقره/ 177.

برای مشاهده مطلب در تاپیک اصلی کلیک فرمایید

 

 

موضوع: